۱۳۸۷ تیر ۱, شنبه

بازکردن تازه ترین پپسی کولا برای خودم!


به لطف ناشران گرامی، کمی زیادی طول کشید، ولی خوشی اش دراین است که قبل از وفات بنده، از چاپ درآمد!
با تشکر از همه دوستانی که لطف کرده و کامنت گذاشتند، فکر می کنم حق به جانب جعفر جان خیرخواهان است. پس:
مقدمه کتاب را این جا بخوانید که درباره فصول کتاب توضیح می دهد.
فصل نتیجه گیری اش هم دراینجاست.

۱۳۸۷ خرداد ۳۱, جمعه

کشاورزی درایالت فارس در1879-1878 ( بخش پایانی)

مالکیت زمین درکازرون خصوصی است. اگر خود مالک بخواهد زمین را کشت کند باید برای یک گاو زمین، 1000 پوند [ تقریبا 450 کیلوگرم] بذرگندم و 1000 پوند هم بذر جو تدارک ببیند و برای شخم و بذر پاشی هم 14 قران هزینه کند. او باید 11درصد محصول را به دولت بپردازد و 20 درصد دیگر هم به خرمن کار که باید همه کارهای برداشت محصول و حمل آن به انبارهای مالک را انجام بدهد. برای خرمن کوبی و برای جداکردن دانه ذرت هم به ترتیب 2 درصد و 4 درصد بپردازد. اگر کسی غیر از مالک، زمین را کشت کند باید 9 درصد محصول را به جای رانت به او بپردازد و 14 درصد دیگر هم سهم مالیات دولت است . دیگر هزینه ها نیز به قراری است که در بالا آمده است.
کشتکاران کازرون دو گروه اند. یعنی رعیت پادشاه و غیر رعیت ها. رعیت پادشاه همیشه از سوی دیگران تحقیر شده و در مقایسه با دیگران از سوی دولت مورد بهره کشی بیشتر قرار می گیرد. کشتکاران رعیت نه فقط به دولت مالیات بیشتری می پردازند بلکه باید مالیات را نه به صورت جنسی بلکه نقدی بپردازند و قیمت گذاری هم معمولا 30 درصد بیشتر از قیمت بازار است. او هم چنین مجبور است هرگاه که ضروری باشد مقدار مشخصی کاه هم به ماموران دولتی بدهد.
یک رعیت وقتی زمینی را می کارد که متعلق به خود اوست، باید 15.5 درصد محصولا را به نقد آنهم باهمان اضافه بهائی که به آن اشاره شد به دولت بپردازد. رعیت بیچاره حدودا سالی 60 قران به دولت می پردازد. گروه دیگری از رعایا هستند که مجبورند بخشی از محصولاتی که دولت به عنوان مالیات جمع می کند را به 30 درصد بیشتر از قیمت بازار خریداری نمایند. یک رعیت ثروتمند هم کاملا در سلطه دولت است و سالی حدودا 1000 قران از او می گیرند. برحست موقعیت قیمت یک گاو زمین 100 تا 600 قران است. برای شروع کشت هزینه ای معادل 15 تومان ضروری است.
یک گاونر 50 قران
بذر 60 قران
کارگر 14 قران
کاه و تخم پنبه 16 قران
دیگر نیازها 10 قران
وقتی 4 گاو زمین یا بیشتر کشت شود، رعیت یک الاغ هم دارد. در منطقه کازرون برای کشت یک گاو زمین، 2000 پوند بذر گندم ( حدودا 900 کیلوگرم) لازم است.
درپیوند با کشت بهاره، دولت بین رعیت و غیر رعیت تفاوتی نمی گذارد. کشت بهاره همیشه با مشارکت مالکین آب و کشتکاران صورت می گیرد که در آن آب و زمین از آن مالک است و کشتگر هم ابزارها، بذر و نیروی کار را تدارک می بیند.
اگرمالک آب، مالک زمین نباشد، مالکان زمین با میل و اشتیاق اجازه می دهند تا برروی زمین شان بطور مجانی کشت بهاره بشود چون کشت بهاره به کود زیادی نیازمند است و استفاده از کود حاصل خیزی زمین را افزایش می دهد. زمان لازم برای کشت بهاره حدودا 7 ماه است و این اقلام کشت می شود. تنباکو، هندوانه، خربزه، سبزیجات، پنبه، کنجد، حبوبات، برنج، باقلا. از این محصولات دولت 20 درصد ارزش را مالیات می گیرد. 12 درصدش را صاحب آب می پردازد و 8 درصدش نیز سهم تولید کننده است. آن چه می ماند بین مالک و تولید کننده به تساوی تقسیم می شود.
شرابط کشت برنج و باقلا با بقیه تفاوت دارد و این گونه است.
پس از برداشت محصول، تولید کننده به اندازه بذری که استفاده کرده از خرمن کنار می گذارد. بقیه به تساوی بین او و مالک آب تقسیم می شود و مالیات دولت به وسیله مالک آب پرداخت می شود. اگر مالک آب، رعیت باشد که سه پنجم سهمش را به دولت می پردازد و اگر رعیت نباشد، که نصف محصول سهم دولت است. تولید کننده از سهم خویش چیزی به عنوان مالیات دولتی نمی پردازد. درهمه موارد سهم دولتی باید به هزینه تولیدکننده به انبارهای دولتی حمل شوند.
بهای محصولات در کازرون به این قرار است.
گندم 40-60 سنت به ازای هر من کازرون
جو 25-30 سنت به ازای هر من کازرون
باقلا 50-80 سنت به ازای هر من کازرون
کنجد 70-100 سنت به ازای هر من کازرون
لپه هندی 15-20 سنت به ازای هر من کازرون
پنبه 2.5-3 قران به ازای هر من کازرون
برنج 50-80 سنت به ازای هر من کازرون
هزینه زندگی یک تولید کننده رعیت در کازرون که یک زن و دو فرزند داشته باشد در سال ده تومان است. محصول گندم و جو در سالهای خوب 10 تا 12 برابر بذر و در سالهای بد 3 یا 4 برابر بذر است. دریک سال بد، محصول برنج 25 برابر بذر و در سالهای خوب 60 برابر بذر است. پنبه نیز 10 برابر بذر در سال خوب و 5 برابر بذر در سالهای بد محصول می دهد.
آبیاری در کازرون عمدتا بوسیله قنات انجام می گیرد و آبی که به دست می آید حتی از زمین هائی که درتملک مالک قنات نباشد هم حق عبور مجانی دارد. حتی اگر صاحب قنات نخواهد کشت بهاره انجام بدهد، هم چنان از سوی دولت موظف به پرداخت مالیات هائی است که از کشتگران بهاره اخذ می شود.
زمین در کازرون یک سال درمیان کشت می شود. بخشی که به صورت آیش باقی می ماند را شخم می زنند. باغات در کازرون هیچ مالیاتی به دولت نمی پردازند.
در تولید تریاک در کازرون، مالک زمین بذر و هزینه های کشت را تامین می کند و رعیت هم همه کارها را تا برداشت محصول انجام می دهد. برای برداشت محصول، مالک برای تیغ زدن به پاپی و گرفتن شیره تریاک به هر کارگر روزی یک قران مزد می دهد. پس آن گاه محصول به تساوی بین رعیت و زمین دار تقسیم می شود. دولت از کشت تریاک در کازرون اصلا مالیات نمی گیرد.درفارس زمین های زیادی وجود دارد با آب فراوان که به خاطر رشد دائمی علف های انبوه ولی به بهای بیچاره شدن رعیت و مالک که مجبور به اقامت دائمی در این مناطق هستند، کشت نمی شود. بخش قابل توجهی از آب درایران تلف می شود چون آب برای این که به زمینی امن برسد باید مسافت طولانی طی نماید و به خاطر خرابی راه آب که به خاطر شرایط اجتماعی موجود اغلب از دسترس رعیت به دور است، و نمی تواند از محدوده روستا برای تعمیر این خرابی ها بیرون برود.
زمین های حاصل خیز زیادی وجود دارد که به خاطر نزدیکی به جاده اصلی کشت نمی شود. چون هیچ روستائی دراین وضعیت روی خوش نخواهد دید و نمی تواند پیشرفت کند. چون از مسافرت های آزاردهنده ماموران دولتی در امان نخواهدماند. بعلاوه، سرقت و راهزنی ایل ها هم در طول سفرشان از این شاهراهها هم هست.

۱۳۸۷ خرداد ۳۰, پنجشنبه

لاف درغریبی!

گفتم مرشد شنیدی آقای احمدی نژاد شکوه می کند، «تئوری های اقتصادی دولت تا کنون مورد نقد علمی واقع نشده است»
گفت بچه مرشد حرفهایش را زیاد جدی نگیر. آن چه که وجود ندارد که نمی تواند مورد نقد علمی و یا غیرعلمی قرار بگیرد.

۱۳۸۷ خرداد ۲۹, چهارشنبه

طرح ریزی استراتژک: بایدها و نباید ها-3

عدم موفقیت طرح ریزی استراتژیک موضوع بدیع و ناشناخته ای نیست و حتی می توان گفت که اندکی زیادی اتفاق می افتد. همین جابگویم و بگذرم که دلیل اصلی نه یک کمبود ذاتی و ساختاری طرح ریزی استراتژیک بلکه به واقع استفاده نادرست و ناصحیح از آ« است.
یکی از وظایفی که باید در انجامش کوشید کوشش برای شناخت دلایل عدم توفیق طرح ریز ی استراتزیک است. درس گرفتن از تجربه ها چه در سطح شخصی و جه در سطح بنگاه عادت بسیار پسندیده ای است که اتفاقا منافع مشخص اقتصادی هم دارد.
کمبود و مشکلات درطرح ریزی در یک بنگاه
- درک ناکافی از طرح ریزی
- کژفهمی و معادل دانستن پیش نگری های مالی با طرح ریزی
- کوشش مدیریت ارشد درانتقال وظایف طرح ریزی به یک طرح ریز و کنار کشیدن خود از مشارکت سازنده در این فرایند.
- درگیری بیش از حد مدیریت ارشد به مسایل روزمره و غفلت از طرح ریزی به شکلی که موجب بی اعتبارشدن کل فرایند طرح ریزی می شود.
- عدم توفیق درتدارک اطلاعات لازم و کافی برای طرح ریزی
دربرخورد به این مسایل باید به این نکات توجه شود.
1- برای بنگاه باید یک فرایند طرح ریزی مطلوب و مناسب انتخاب شود/
2- مقوله و مفهوم طرح ریزی باید خوب درک شده باشد.
3- طرح ریزی باید براساس اطلاعات قابل وثوق و شبکه ارتباطی گسترده استوار باشد.
4- فرایند طرح ریزی باید همه بخش های بنگاه را در بر بگیرد.
5- طرح ریزی نباید و نمی تواند یک سویه و جانبدارانه باشد. برای نمونه نمی توان به بهانه اهمیت امور در دراز مدت از وارسیدن اموردرکوتاه مدت و در میان مدت غفلت شود و بالعکس.
6- مدیران ارشد باید به فرایند طرح ریزی متعهد بوده و این تعهد را به اطلاع دیگران برسانند.
7- مدیران در همه سطوح باید به طرح ریزی متعهد بوده و از همان ابتدای امر، در این فرایند درگیر باشند. نقش مدیران دراجرای ثمربخش طرحها بسیار مهم است. اگر مدیران درهمه سطوح به طرح ریزی متعهد باشند از دیگر کارمندان هم با سهولت بیشتری می توان همین میزان تعهد را انتظارداشت و به دست آورد.
8- پذیرش این واقعیت که پی آمدها به صورت آنی به دست نمی آیند. منافع یک طرح ریزی منطقی درگذر زمان روشن خواهد شد. باید به طرح ریزی امکان و فرصت داد تا نتایج پیش بینی شده به دست آید.
9- از بکارگیری طرح های بسیار پیچیده باید به جد اجتناب شود.
10- از همه عواملی که در واقعیت یک واحد تجاری را تشکیل می دهند باید در فرایند طرح ریزی مورد بررسی قراربگیرد.
11- نظامات و شیوه کار بنگاه و سازمان باید با اهداف طرح سازگار و هم خوان باشد. برای نمونه، اگر هدف رشد بنگاه است باید نظامات بنگاه به گونه ای باشد که تسهیل کننده رشد باشد و باید منابع کافی برای رشد تهیه شده باشد یا شیوه تدارکش پیش نگرانه مشخص شده باشد. از همه مهم تر بنگاه/سازمان باید منابع کافی برای واقعیت بخشیدن به رشد دراختیار داشته باشد.
12- پیوسته با مثال قبلی، مدیران در همه سطوح باید نه فقط مشوق رشد باشند بلکه به همه فعالیت های مشوق رشد پاداش بدهند.
13- تصمیم گیری های استراتژیک مقوله ای به شدت سیاسی است. درنتیجه مدیران کلیدی باید بخشی از این فرایند سیاسی باشند تا بتوانند درفرایند طرح ریزی تاثیرات لازم را داشته باشند.
14- استراتژی باید همیشه به مشکلات و مسایل عمده ای که دربرابر یک بنگاه و سازمان قراردارد بپردازد. لازمه این کار داشتن یک « دورنما» و یک « جهان بینی» کارساز است که براساس بررسی های منطقی شکل گرفته و سرشار از اندیشه های نوآورانه باشد. ترکیبی از بررسی های منطقی با اندیشه های نوآورانه اهمیت بسیار زیادی در این فرایند دارند.

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

کشاورزی درایالت فارس در1879-1878

ترجمه ای که می خوانید دراسناد پارلمانی دولت فخیمه بریتانیا درسال 1880، جلد 165 چاپ شده است. فعلا بخش اولش را بخوانید تا فرصت کرده وبخش پایانی را هم تایپ کنم.
«.....مالیات ستانی از روستا خیلی نامنظم و بطور کلی خیلی ستمگرانه است. روستاهای پرورنق و ثروتمندی که قیمت شان 50000 قران است، سالی 300 تا 500 قران مالیات می دهند و برعکس، روستاهای کوچکتر و فقیرتری هم داریم که سالی 10000 تا 12000قران از آنها مالیات گرفته می شود....»