۱۳۹۴ مرداد ۱۰, شنبه

اردوغان دیوانه قدرت، جنگ را آغازکرده است تا « ولایت فقیه» ترکیه بشود.


مایک ویتنی
انتخابات ماه قبل نشان داد که رئیس حمهور ترکیه طیب اردوغان در کوشش برای این که ولایت فقیه ترکیه بشود  ناموفق ماند. برای بیشتر کردن محبوبیت خود و برای این که در انتخابات زودهنگام نوامبر موفق بشود او ترکیه را به جنگ کشانده است.
بمب افکن های ترکیه به بمباران مواضع کردها درشمال عراق درروزپنجشنبه ادامه دادند و این درحالی بود که روز قبل 100 کرد را کشته بودند. برای این که بتواند قانون اساسی ترکیه را تغییر بدهد باید تعداد مشخصی از کرسی های نمایندگی را به دست می آورد که دراین کار موفق نشد و به همین خاطر مذاکرات صلح با مبارزان کرد را متوقف کردو جنگ را آغاز کرد. اردوغان خودخواه به رای 330 نماینده نیازداشت تا بتواند بطور عمده قانون اساسی را تغییر داده و به رئیس جمهور اختیارات نامحدود اجرائی بدهد که درواقع اردوغان را به صورت امپراطور ترکیه در می آورد. طرح اردوغان باحزب طرفدارکردهاحزب دموکراتیک مردم که توانست 13 درصد از آرا را به دست بیاورد ناکام ماند.حزب دموکراتیک مردم مصمم است نگذارد اردوغان رویای خود را واقعیت ببخشد و به صورت سلطان امپراطوری ترکیه دربیاید. جنگ کنونی علیه کردها درسوریه و در عراق عمدتا برای تحریک احساسات ناسیونالیستی در ترکیه است که درانتخابات اردوغان را در صدر بگذارد انتخاباتی که بعید نیست در پائیز آغاز شود. هافینگتون پست نوشت:
»ماه گذشته تنها پس از این که حزب حاکم اکثریت پارلمانی اش را از دست داد اردوغان دریافت که در کشور همسایه سوریه تروریست های خطرناکی هستند که برای امنیت ترکیه خطرناک اند... به جای جنگیدن با تروریست های داعش و همکاری با امریکا در عملیاتی که در سوریه و عراق انجام می دهند هدف واقعی اردوغان تثبیت موقعیت خود درقدرت است و دوست دارد به اهداف خودخواهانه خود برسد.
1)    رئیس جمهور ترکیه تشخیص داده است که اگرتا پایان اگوست حزب حاکم نتواند یک دولت ائتلافی تشکیل بدهد او موظف است تا نوامبر یک انتخابات تازه فرابخواند. به این خاطر ادوغان امیدوار است با دست به عمل زدن علیه داعش و مبارزان کرد رای دهندگان آن چند کرسی اضافی را به حزب او بدهند که بتواند اکثریت پارلمانی اش را به دست بیاورد.
جنگ قلابی و خودخواهانه اردوغان علیه تروریسم می تواند پی آمدهای فاجعه باری داشته و خشونت را درسرتاسر ترکیه و درکشورهای همجوار گسترش بدهد. اگر آنکارا به واقع می خواهد با جهادیست ها مقابله نماید باید مبارزه را ازمدتها پیش آغاز می کرد نه این که آنها را مسلح کرده و به داعش و دیگر گروه های تروریستی کمک کند.[1]
دیوید ال فیلیپس از انستیتوی بررسی های حقوق بشر در دانشگاه کلمبیا می گوید:
« ازدوغان برای پیروزی در انتخابات تازه زمینه سازی می کند. او می خواهد حزب دموکراتیک مردم را بی اعتبار نماید- یک حزب طرفدارکردها را که 13.1 درصد ارا را به دست آورده و برای اولین بار درپارلمان ترکیه حضور خواهد داشت. اردوغان از پیروزی حزب دموکراتیک مردم به شدت عصبانی است که باعت شد تاحزب حاکم نتواند قانون اساسی را تغییر داده و یک امپراطوری اجرائی درترکیه ایجاد نماید. درانتقام از آنها اردوغان تهدید کرده است که مصونیت پارلمانی را از اعضای حزب دموکراتیک مردم خواهد گرفت. او حتی آنقدر عصبانی است که می خواهد حزب را به خاطر حمایت پی ک ک غیر قانونی کند.[2]
آیا ما می گوئیم که اردوغان جنگ باکردها را فقط به این دلیل شروع کرده تا قدرت سیاسی خودرا بیشتر کند؟
بله، این دقیقا چیزی است که ما می گوئیم. این روایت یک خود گنده بین تشنه قدرت است و مبارزه ای است علیه مبارزان کرد و به یقین جنگی علیه داعش نیست. درواقع اردوغان بزرگترین حامی و دوست داعش است همان طور که این تکه از روزنامه ایندیپندنت نشان می دهد:
» تردیدی نیست که توانائی بالا و پائین رفتن در مزر550 مایلی سوریه و ترکیه برای رشد نهضت جهادیست ها در سوریه از 2011 به این سو اساسی وتعیین کننده بود. هزارها داوطلب خارجی که سیل گونه به سوریه رفته اند تقریبا همه شان از ترکیه گذشته اند. حتی آنها که نمی توانستند ترکی یا عربی صحبت کنند هم دراستفاده از ترکیه برای رسیدن به سوریه مشکلی نداشته اند. از بسیاری از جنبه ها ترکیه درواقع منطقه امن و پناهگاهی برای داعش و جبهه النصرت بود و نقش ترکیه کاملا شبیه به نقش پاکستان در حمایت و ایجاد پناهگاه برای طالبان در افغانستان بود. یک حمله گسترده به رهبری جبهه النصرت درسوریه گفته می شود از یک مرکز عملیاتی درداخل ترکیه هدایت شده است و پی آمد تفاهم بیشتر بین ترکیه، عربستان سعودی و قطربود.[3]
این هم روایتی که فرانت پیچ به دست داده است:
« ادعای نخست وزیر احمد داوتوغلو که ترکیه وحزب حاکم هیچ گاه با هیچ گروه تروریستی رابطه ای مستقیم یا غیرمستقیم نداشته اند درتناقض آشکار با گزارشی است که تیم نظاره گر شورای امنیت سازمان ملل متحد درنوامبر گذشته منتشر کرده که درآن آمده است که ترکیه عمده ترین راه قاچاق اسلحه برای داعش و جبهه النصرت است».
وزارت امورخارجه امریکا هم دراوایل ژوئن اعلام کرد که بیش از 22000 از جنگجویانی که به سوریه رفته اند تا در کنار سازمان های افراطی- عمدتا داعش- بجنگند از ترکیه رفته اند. البته منابع دیگری هم هست.[4]
اردوغان در کوشش اش برای تثبیت قدرت  و این که به صورت یک ولایت فقیه دربیاید دست به هرکاری زده است و به همین دلیل است که می خواهد از نمایندگان مجلس طرفدار کردها سلب مصونیت پارلمانی بکند تا بتواند براساس قوانین سخت گیرانه تروریسم آنها را به عنوان بزهکار به محاکمه بکشد. تا به اینجا بیش از 1300 نفر عمدتا از حامیان ملی گرائی کردها و جریانات چپ دردوهفته گذشته پس از بمباران سوروس دستگیر شده اند. به هیچ کدام از این دستگیرشدگان تفهمیم اتهام نشده است. دولت همه تظاهرات مبنی بر این که دارد علیه  داعش می جنگد را کنار گذاشته  است. و این دستگیری ها عمدتا انگیزه سیاسی دارند. دریک مقاله ای که درروزنامه ترکی حریت منتشر شد آمارشناس امر دلیویلی می پرسد آیا جنگ طلبی اردوغان برای قدرت سیاسی است و این هم جواب خود او به این پرسش.
« پس از این که روشن شد همه معیارهای ثبات سیاسی به شدت سقوط کرده اند، دلیویلی می گوید « تجزیه و تحلیل من نشان می دهد درواقع حمایت از حزب اردوغان پس از افزایش خشونت سیاسی بیشتر شده است. البته نمی توان ثابت کرد که طیب اردوغان برای قدرت سیاسی جنگ طلبی می کند ولی هردوتئوری های توطئه درواقع بیان نکته واحدی هستند یعنی اردوغان دارد هر کاری می کند برای این که به صورت رئیس جمهوری بسیار پرقدرت دربیایدووقتی شواهد جمع می شوند آن وقت این پرسش پیش می آید که خوب بعد چی؟»[5]
اردوغان اولین رهبری نیست که برای افزودن بر محبوبیت خود درداخل جنگی را آغازکرده است و آخرین هم نخواهد بود. ولی این استراتژی بسیار خطرناکی است به ویژه اگر درنظر داشته باشیم که سیاست های شدیدا متغیرو معطوف به خود او بسیاری از کسانی را که دراردوگاه او بوده اند از او رمانده است. این نکته در نشریه سیاست خارجی بیان شده است:
« ضعف اردوغان درتشخیص و عمل برخطر مبارزان اسلامی درمیان راست گرایانی که برایشان امنیت مهم  است دوستان تازه ای پیدانکرده است. شیوه خودکامه و اسلام گرایانه او باعث شد که حمایت بخشی از چپ را از دست بدهد. و اما برای رای کردها، او بهتر است که این رای ها را فراموش کند. تاریخ نشان داده است که رهبران به اصطلاح شکست ناپذیر مجبورشده اند که به آرامی و یا حتی نه به آرامی کنار بروند. امپراطوری عثمانی پرقدرت برای همیشه دوام نیاورد. دلیلی ندارد فکرکنیم که یک امپراطوری عثمانی جدید غیر از این سرنوشتی خواهد داشت»[6].
مهمترین خطری که اردوغان را در کوتاه مدت تهدید می کند این است که مردم ترکیه دریابند که او چه می خواهد بکند و درنتیجه در انتخابات نوامبر برآن مبنا رای بدهند ولی برای  این کار لازم است که مبارزان کرد خویشتن داری کنند و تفنگ های شان را کنار بگذارند تا بتوانند ازحمایت مردم برخوردارشوند.
تنها راهی که کردها می توانند یک فناتیک راست گرا و سرمست از قدرت مثل اردوغان را شکست بدهند این است که به صلح یک شانس بدهند. البته منظورم این است که  تا موقعی که رای ها شمرده می شوند.  


نقش ترکیه و امریکا درایجاد « یک دولت آزاد اسلامی» درسوریه

دوان دی بی
مقاله ای که اخیرا درنیویورک تایمز منتشر شد به این نکته پرداخت که امریکا و ترکیه توافق کرده اند تا درسوریه یک « منطقه امن» ایجاد نمایند. درمقاله به طور مشخص بحث شده است که طرح این بود تا « یک منطقه آزاد دولت اسلامی» که از سوی شورشیان میانه رو کنترل خواهد شد ایجاد شود. بعللاوه ترکیه می گوید این منطقه می تواند « منطقه آزادی» برای سوری های رانده از خانه و کاشانه هم باشد.
اگر از این که چنین کاری یک مداخله عظیم درحاکمیت ملی دولت سوریه است بگذریم، خود این طرح مشکلات زیادی دارد و بعلاوه پی آمدهایش هم عظیم است.
به عنوان آغاز، اشاره کنیم که ترکیه بطور فعال به داعش کمک می کند. درنوامبر 2014 نیوزویک با یکی ازاعضای پیشین داعش مصاحبه ای انجام داد و درآن مصاحبه این عضو پیشین گفت که او « به همراه قطاری از کامیون ها به عنوان یکی از واحدهای داعش از منطقه شدیدا تحت کنترل شان راکا درطول مرز ترکیه و بعددر داخل ترکیه و سپس مجددا به نوار مرزی سفرکرده تا به کردهای سوری درشهر سرهکانیه درشمال سوریه در فوریه حمله کنند». و فرمانده شان به او ودیگر جنگجویان گروه گفت از هیچ چیز نترسید « چون همکاری ما با ترکیه کامل است». درماه بعد، کلودیا راث که در آن موقع معاون رئیس مجلس آلمان بود گفت که دولت ترکیه به داعش کمک می کند. علاوه براین اطلاعات بیشتری هم از حمله یک واحد از نیروی ویژه امریکا درماه مه به دست آمد که نشان می داد اسناد « غیر قابل انکاری» وجود دارد که « مامورین دولتی ترکیه مستقیما با اعضای داعش درارتباط هستند».
دومین مشکل ولی این است که  امید می رود « نیروهای میانه روی شورشی» کنترل منطقه را دردست خواهند گرفت». فرض این نگرش براین است که نیروهای میانه رو وجود دارند که به نظر درست نمی آید  مخصوصا اگر توجه داشته باشیم که امریکا بطور کامل از ارتش سوریه آزاد قطع امید کرد وقتی که تصمیم گرفت تا یک نیروی جنگنده تازه ایجاد نماید. قبل از آن امریکا ارتش سوریه آزاد را یک نیروی میانه رو می دانست ( حالا بماند که این ارزیابی در نظر نمی گیرد که فرمانده یکی از واحدهای ارتش سوریه آزاد اعتراف کرد که با نیرو های النصرت و داعش همکاری می کرده است و بعلاوه مهمترین نیروئی که از جنگ علیه داعش بهره می برد القاعده است)
مشکل سوم این است درحالی که ترکیه به داعش اعلام جنگ کرده است درعین حال مواضع کردها را هم بمباران می کند و علت اش واهمه ا ی است که ترکیه همیشه از استقلال کردها داشته  است.
امریکا ازکردها حمایت می کرد ولی به نظر می رسد که حداقل در جبهه سوریه به کردها خیانت می کند برای این که اهداف خود را در منطقه گسترش داده و اعصاب ترکیه را اندکی آرام کند.
مقاله تایم هم چنین گزارش کرد « مسئولان امریکائی گفته  اند  که آنها نیازدارند تا نظامی ایجاد نمایند برای فراخواندن حمله هوائی که نیروهای فعالیت های ویژه امریکا در شرق سوریه با موفقیت در کنار جنگجویان کردبه اجرا درآورده بودند» که به نظر می رسد خیلی شبیه لیبی شده است که نیروهای امریکائی به شورشیان لیبی کمک می کردند.
بعلاوه دربخش های بعدی مقاله می خوانیم که « شورشیان و هواداران شان دراپوزیسیون سوریه و دردولت ترکیه تا به همین جا دارند طرح ریزی می کنند که به عنوان قدمی برای ایجاد منطقه ای که حاکمیت بدیل می تواند درآن ایجاد شود بدون این که از سوی نیروهای داعش یا دولت سوریه مورد حمله قراربگیرند». به این ترتیب، اینگونه به نظر می آید که کل ایده ایجاد یک « دولت آزاد» می تواند به عنوان فرصتی برای تثبیت نیروهای ضد دولت سوریه بکار گرفته شود و به آنها امکان بدهد بتوانند کارهای شان را با یک دیگر تنظیم نمایند.
آن چه این طرح برای امریکا دارد این است که به آنها امکان می دهد برروی حکومت سوریه فشار بیشتری بیاورند. ترکها هم دراغلب موارد هرکاری که دوست دارند می توانند انجام بدهند و بدانند که در صورت بمباران کردها، امریکائی ها چشم های شان را خواهند بست و به امریکاهم امکان می دهد که تا شرایط را به صورت یک لیبی دیگر دربیاورد و این همه در حالی است که امریکا لازم نیست به غیر از مشارکت نیروهای ویژه و بمباران هوائی به شکل و صورت دیگری مشارکت مستقیم داشته باشد.
کل این سناریو می تواند باعث شود تا موقعیتی شبیه به لیبی پیش بیاید یعنی وضعیتی که دروازه های گل دائما تغییر می کنند تا زمانی که به جائی برسد که امریکا و متحدانش می خواهند- یعنی سقوط دولت اسد.


۱۳۹۴ مرداد ۹, جمعه

توافق مخفیانه ترکیه و داعش برسرنفت

منبع:

یک مامورغربی وجود یک حلقه تجاری مخفی بین تروریست های داعش و دولت ترکیه را تائید کرد.
درگزارشی که روی یک شنبه منتشر شد گاردین ازیک مامورارشد غربی- بدون ذکر نام- نقل کرده است که شواهد رابطه مستقیم بین مسئولان دولت ترکیه و اعضای داعش « غیر قابل انکار» است.
«درنتیجه، تجارت نفت بین گروه های جهادی و ترک ها را شاهدی می دانند برای نشان توافق ووحدت بین این دو. البته از واشنگتن و اروپا به این مسئله اعتراض شد- هر دو از این بابت که 900 مایل مرز مشترک ترکیه با سوریه به صورت دروازه ای برای استفاده جهادی ها از همه دنیا درآمده است دلخورند». گاردین 26 ژوئیه 2015
به گفته مقام غربی، اسناد وحدت اعلام نشده را ارتشیان امریکا دریک شبیخون به محل سکونت ابو صیاف درسوریه در ماه مه که درنتیجه آن او کشته شد، به دست آورده اند.
«صدها یواس بی و سند دیگراست که ضبط شد» مقام غربی اعلام کرد.« درحال حاضر این شواهد دارد بررسی مشود ولی وجود رابطه واضح و روشن است و بعید نیست پی آمدهای سیاست گزاری مشخصی در رابطه بین امریکا و آنکارا خواهد داشت.
البته از ترکیه انتقاد شده بود که مرزهایش برای عبور مبارزین برای پیوستن به داعش درسوریه که از مارس 2011 تا کنون درگیر مبارزه با مبارزینی است که ازبیرون از سوریه حمایت می شوند، باز است. هم چنین از ترکیه به خاطر کمک هائی که به تروریست های تکفیری در کشورهای عربی می کند انتقاد شده است. کارگزاران داعش نفت را از شرق سوریه قاچاق می کنند. این نفت سپس سرازبازارهای سیاه در می آوردو به صورت عمده ترین منبع درآمد برای داعش درمی آیدو عمده ترین خریداران هم ترکها هستند. درکناراین گزارش البته خبرداریم که نظامیان ترکیه بمباران اهداف کنترل شده از سوی تکفیری های داعش درسوریه و هم چنین مواضع حزب کارگران کردستان را درشمال عراق را آغاز کرده اند.


۱۳۹۴ مرداد ۸, پنجشنبه

چگونه TTIPتیپ قواعد بازی را تغییر داده است.

شراکت ترانس اتلانتیک تجارت و سرمایه گذاری 
الی ما او هگن
TTIPتیپ چیست؟ اگرشما در اتحادیه  اروپا کار و زندگی می کنید که این پرسش مهمی برای شماست. این پرسشی که درمیان ما هم کمترکسی می تواند به آن جواب بدهد.
تیپ- TIIPوTransatlantic Trade and Investment Partnership یعنی شراکت بین المللی درباره تجارت و سرمایه گذاری- یعنی یک قراردادخیلی جامع درباره تجارت آزاد و سرمایه گذاری که درحال حاضر ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا درباره اش مخفیانه مذاکره می کنند. تیپ با کاستن از میزان تعرفه و کمتر کردن موانع تنظیماتی قراراست تجارت بین دو کشور را ساده تر کند. براساس نوشته روزنامه تلگراف، این بزرگترین توافق تجاری در نوع خود است که بریک چهارم تجارت جهان اثر خواهد داشت. 
با این وصف هیچ کس نمی داندکه تیپ با اتحادیه اروپا چه خواهد کرد چون وافعا یک توافق تجاری خیلی عجیبی است.  نه فقط دو طرفی که دارند مذاکره می کنند از نظر اقتصادی بسیار بزرگ اند بلکه ماهیت این توانق هم به گفته مرکز پژوهش های سیاست های اروپائی « بیشتر شبیه به توافق تنظیماتی همه جا گیر است که با بعضی از عناصر یک توافق تجاری کلاسیک قاطی شده است» . در نتیجه خیلی دشوار است بگوئیم پی آمدهایش چه خواهد بود.
آنها که مدافع تیپ هستند می گویند که درنتیجه آن تولید ناخالص داخلی بیشتر می شود. یک بررسی بوسیله ژوزف فرانکوئی و همکارانش نشان داد که تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا تا 2027 درمقایسه با سناریوی بدون تیپ فقط 0.5 درصد افزایش خواهد یافت. با این وصف درعمل این نرخ افزایش یعنی این که برای یک خانوار 4 نفره میزان افزایش درآمدسالانه 545 یورو یا 600 دلار خواهد بود که برسطح زندگی تاثیر ناچیزی خواهد داشت. بررسی دیگری که در مدرسه اقتصاد لندن  انجام گرفت نتیجه گرفت « دلایل کمی وجود دارد فکر کنیم فصل مربوط به سرمایه گذاری درتوافق بین امریکا و اتحادیه اروپا برای بریتانیامنافع اقتصادی قابل توجهی خواهد داشت»
دربرابر ریسک تیپ البته منافع بسیار ناچیزی ممکن است به دست آید که یکی از آنها « قرار حل اختلاف بین دولت و سرمایه گذار» است- یا ISDS که درواقع یک حقوق ویژه است که فقط کسانی که دست به سرمایه گذاری دریک کشور دیگر می زنند می توانند از آن استفاده کرده و قوانین ، مقررات ساختار حقوقی و  اداری و یا هرتصمیم دیگر دولت ها را به چالش بطلبند.  ISDS به مالکان خارجی دارائی ها امکان می دهد از دادگاههای محلی و یا از مقررات اداری، جلسات مسئولان شهری ( همه آنچه که مالکان دارائی بومی از آن استفاده می کنند) شانه خالی نموده و از دست دولت محلی برای غرامت درمقابل گروهی از« حکمای» خصوصی شکایت نمایند. درواقع ISDS یک دادگاه سری است که اجازه می دهدیک کمپانی خصوصی ازیک دولت شکایت کند اگر فکر می کند که آن دولت به سود او لطمه زده است.
آن چه که از سوی ISDS مورد چالش قرار می گیرد هرروزه گسترش پیدا می کند و شامل حوزه هائی می شود که برا ی حمایت از سلامت عمومی و بهداشت محیط زیست ایجاد شده بودند. اگر بنگاه خصوصی برنده شود که همه ما مالیات دهندگان باید هزینه اش را بپردازیم و این جا استیناف هم امکان پذیر نیست.
از نظر نظری اگر دولت شما قانونی را وضع کند برای بهداشت و امنیت بهتر که اجرای شان هزینه داشته باشد، بنگاههای خارجی که در کشورشما سرمایه گذاری کرده اند می توانند از دولت به خاطر کاهش سود خود شکایت کنند. اگر بنگاه برنده شود که هزینه اش از مالیات شما پرداخت خواهد شد. اززمان ظهور ISDS درپایان 2012 در60 درصد موارد دولت ها مجبورشدندکه هزینه ای بپردازند.
وبسایتی که برای توفف ISDS فعالیت می کند به نمونه بنگاه انرژی غول پیکر سوئدی به نام وتنفال اشاره کرده است که درحال حاضر از دولت آلمان به خاطر ترک برنامه انرژی هسته ای اش شکایت کرده و تقاضای 3.7 میلیاردیورو- 4 میلیارددلار- غرامت کرده است.
نظر به این که بسیاری از مقررات در امریکا به مراتب گل وگشادتر است تا در اتحادیه اروپا خطر تیپ در نتیجه بسیار روشن است. بنگاههای امریکائی می توانند با استفاده از ISDS مقررات اتحادیه اروپا را به چالش بگیرند که برای حمایت از عموم و محیط زیست تدوین شده اند و از دولتهای اروپائی تقاضای غرامت کرده و سودشان را بیشینه نمایند.
براساس وب سایت مبارز Patients4NHS8درصد از بنگاههای امریکائی که دراتحادیه اروپا ( عمدتا در اروپای مرکزی و شرقی) فعالیت دارندتحت پوشش ISDS قراردارند و تا به همین جا بااستفاده از ISDS بیش از 30 میلیارددلار تقاضای غرامت کرده اند. اگر ISDS هم درتیپ قراربگیرد 92 درصد بقیه بنگاههای امریکائی هم می توانند از ISDS استفاده کنند.
اگر تیپ شامل ISDS بشود این قرارداد به سرمایه گذارانی که درامریکا ثبت شده اند این حق را خواهد داد که از دولت های اتحادیه اروپا تقاضای غرامت بکنند اگرآنها سیاست هائی اجرا بکنند که به نفع عموم باشد- باری مثل خدمات بهداشت همگانی- که ممکن است باعث کاهش سود بشود. درواقع دربریتانیا این واهمه وجود دارد که تیپ درعمل باعث خصوصی سازی خدمات بهداشت ملی بشود چون براین اساس ارایه این خدمات باید به بازارهای خصوصی باز شود.
War on Want به شماری از «موانع مقرراتی» دراتحادیه اروپا که ممکن است روی سود اثر منفی داشته باشدولی به نفع مردم است اشاره کرد که حالا با تیپ احتمالا حذف خواهند شد. این مقررات از جمله شامل مقرراتی در حمایت از کارگران، استاندارد غذائی- از جمله برای رفاه حیوانات و GM ( که مقرراتش در امریکا بسیار دست و دل بازتراست)و قانون گزاری هائی درباره حفاظت از محیط زیست می باشد. دولت امریکا رسما اعلام کرده است که اگر تیپ تصویب شود مقررات مربوط به استاندارد مواد غذائی را نشانه خواهد رفت. یکی از نتایج  احتمالی این است که فروش مواد غذائی GMدراتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت.
اگرچه بدون تردید پی آمدهای تیپ خیلی چشمگیر خواهد بود ولی جامعه مدنی از مباحث مربوط به آن عملا کنار گذاشته شده اند. از سوی دیگربنگاههای بین المللی در موارد مکرر توانستند بخش تجارت اتحادیه اروپا را لابی کنند. برای نمونه درحالی که 560 جلسه برای تدارک این مذاکرات برگزارشد، 520 جلسه لابی ایست های بخش تجاری بودند و تنها در 26 جلسه- یعنی تنها 4 درصد- گروه های منافع عمومی مشارکت داشتند.
پس به این حساب تیپ چیست؟ یک قرارتجاری مخفی که بنگاههای خصوصی و سیاستمداران در حال تدوین اش هستند که برهمه چیز تاثیر خواهد داشت از میوه ای که می خرید تا دکتری که درصورت مریضی به او مراجعه می کنید
بطور کلی چیزی غیر از خرابکاری اقتصادی نیست و شهروندان اتحادیه اروپا باید با آن مخالفت نمایند.


درگیری بین ترکیه و کردها


رابرت فیسک
کردها به دنیا آمده اند تا به آنها خیانت شود.  پس از جنگ جهانی اول تقریبا به همه دولت های کوچک خاورمیانه وعده آزادی داده شد و کردها حتی نماینده ای هم به ورسای فرستاده و تشکیل دولت و مرزهای امن را تقاضا کرده بودند.  ولی تحت قرارداد سورس در1920درآن چه که ترکیه نامیده می شد کردها یک منطقه کوچک به دست آوردند. ولی پس از آن می رسیم به ملی گرای ترک مصطفی کمال آتاتورک که زمینی را که ملت کرد به دست آورده بودند پس می گیرد. پیروزمندان جنگ بزرگ در 1922-1923 در لوزان جمع می شوند و کردها ( و هم چنین ارمنی ها) را رها می کنند که درآن موقع بین دولت تازه ترکیه، سوریه فرانسوی و ایران و عراقی که دردست انگلیس بود تقسیم شده بودند. این تراژدی زندگی کردها از آن موقع تا کنون است و همه قدرت های منطقه ای درآن نقش داشته اند. از همه خشن تر ترک ها و عرب های عراقی هستند و از همه خودپسندانه تر هم انگلیسی ها وامریکائی ها هستند. تعجبی ندارد که ترک ها بمباران کردها را از سر گرفته اند.
وقتی درسالهای 1970 کردها علیه صدام حسین  درعراق قیام کردند امریکائی ها درکنار شاه ایران از آنها حمایت کردند . وزیر امورخارجه وقت امریکا هنری کیسنجربین ایران وعراق قراردادی تنظیم کرد که برآن اساس، به شاه اندکی زمین بیشتر داده می شود و درازای آن او دیگر از کردها حمایت نخواهد کرد. امریکائی ها عرضه سلاح خود را تعطیل کردند. و صدام حسین هم احتمالا 182000 نفرشان را قتل عام کرد. آقای کیسنجر اظهار لحیه کرد که « سیاست خارجی» نباید با « کارهای خیریه اشتباه گرفته شود».
شما احتمالا فکرکرده اید که کردها درس های لازم را گفته اند. ولی درآغاز جنگ اول خلیج [فارس] برای رهائی کویت امریکائی ها کردها را تشویق کردند- درواقع یک ایستگاه رادیوئی وابسته به سازمان سیا از عربستان سعودی-  تا علیه صدام برخیزند. و آنها قیام کردند. امریکائی ها یک بار دیگر اجازه دادند تا هزارها کرد قتل عام شوند هفته ها بعد که شرمسار شده بودند کوشیدند « منطقه امنی» در شمال عراق ایجاد کنند آن هم پس از این که دهها هزارکرد غیر نظامی درزیرآتش صدام  مهاجرتی انجیل گونه به ترکیه امن را آغازکرده بودند. منطقه « امن» امریکا سرانجام روشن شد که غیرواقعی بود.
حتی وقتی امریکائی ها برنامه ریختند تا عراق صدام را از طریق کردستان  در2003 اشغال کنند، کردها دریافتند که ترکیه برنامه دارد 40000 سرباز به همراه آنها بفرستد. ترک ها می خواستند ازاین که موصل و کرکوک به دست کردها بیفتد جلوگیری نمایند. آنکارا می ترسید که یک حکومت خودمختارکردی و ایجاد یک شبه دولت به مرزهای ترکیه هم سرایت کند.
ووقتی سال گذشته کردهای عراق با داعش جنگیدند امریکائی ها یک بار دیگر به این نتیجه رسیدند که کردها مفیدند.  ترکیه بدون این که کارزیادی از دستش برآید نظاره کرد که کردستان به صورت پیش قدم مبارزه غرب [ با داعش] درآمده است. کوبانی یک استالین گراد کوچک بودو دفاع از آن بوسیله کردها ومارکسیستها تحقیر ترکیه را دردآورترکرد. طرفداران حزب کارگران کردستان که درنوار شمالی سوریه و عراق می جنگیدند به صورت قهرمان درآمده بودند.
البته که به این نباید اجازه داده می شد. درنتیجه وقتی داعش حمله کرد، کردهای ترکیه برای بازسازی کوبانی با یک بمب گذاری انتحاری در سوروس مورد حمله قرارگرفتند. وبعد حزب کارگران کردستان هم مسئولیت قتل دو پلیس ترکیه را پذیرفت، ترکیه تصمیم گرفت در پوشش یک بمباران ضد داعشی، به حزب کارگران کردستان هم حمله کند. رشوه امریکائی ها هم افتتاح یایگاه هوائی اینچلیک درکردستان ترکیه- است و جهان هم فراموش کرده است که جنگجویان اسلامی از مرزهای ترکیه و سوریه به آزادی رفت و آمد کرده اند.
با تازه ترین بمبارانش ترکیه درهمان راه پاکستان برای رسیدن به فساد کامل قدم گذاشته است- وقتی پاکستان به تشویق امریکا به صورت بازوی نظامی و چریکی افغانستان درسالهای 1980 درآمد. پاکستان به شکل وصورت های مختلف از مجاهدین از طالبان و دیگر گروه های اسلامی حمایت کرده است.
و اما در مورد کردها نمی دانم آیا آنها به حرفهای آرتور هاریس رهبر گروه خلبانان نیروی هوائی انگلیس که درسرکوب شورش 1920 عراق مشارکت داشت توجه کرده اند یا خیر؟ « عربها و کردها الان می دانند که بمباران واقعی از نظر تلفات و خرابی یعنی چی. درطول 45 دقیقه یک دهکده می تواند بطور کامل از روی زمین حذف شود ویک سوم جمعیت اش کشته شده و زخمی بشوند». ترکها به وضوح احساسی شبیه به این دارند.