به دنبال یادداشتی که در باره کنفرانس ریاض نوشتم بد نیست این چند کلمه را هم اضافه کنم.تا آنجا که من خبر دارم، در این کنفرانس عربستان سعودی علاقمند بود که مباحث به مقوله دلار نکشد ولی چاوز با اعلام این که « کاهش دلار» یعنی « پایان امپراطوری امریکا» این بررسی را در میان موضوعات کنفرانس گنجاند و پس آن گاه بود که آقای احمدی نژاد هم گفت که درازای کالای باارزش مان –(نفت)، « کاغذ پاره» به ما تحویل می دهند و بعد قرار شد که هیئت وزیران اوپک این موضوع را بررسی کند
۱۳۸۶ آذر ۹, جمعه
۱۳۸۶ آبان ۳۰, چهارشنبه
کنفرانس ریاض و خطرحمله به ایران
....واهمه عمیق من از این است که کوشش ایران برای حذف دلار از مبادلات اوپک و ایجاد بورس غیر دلاری نفت درتهران، شرایطی ایجاد نماید که امریکا در انتخاب بین « مرگ» و « زندگی» حمله گسترده به ایران را انتخاب نماید.البته با ناامیدی تمام امیدوارم که دراین بررسی بطور کامل ومطلق اشتباه کرده باشم و پیش بینی من در هیچ شرایطی به صورت واقعیت در نیاید
یادآوری ضروری:
مقاله طولانی است. دوستانی که با مقاله طولانی موافق نیستند لطفا روی ضربدر گوشه راست کلیک کنند.
۱۳۸۶ آبان ۲۷, یکشنبه
چشم
می خواستم در وصف چشمهای تو، شعری سروده باشم،
شعری كه تا كنون، آن را كسی نسروده ست.
دیدم از « چشم نرگس و شهلا» بسیار گفته اند.
بسیار گفته اند كه چشمان یار، چو دریاست...
بی انتها، و نیل گونه و پرعمق...
با خود نشسته و باخود گفتم،
با این جهان تشنه، من....، نع،
از چشم تو من انتظار ندارم، دریا باشد...
پرعمق و پر نمك...
چشمت ولی، چو آب چشمه گوارا، چون رودخانه،
تماشائی ست....
شعری كه تا كنون، آن را كسی نسروده ست.
دیدم از « چشم نرگس و شهلا» بسیار گفته اند.
بسیار گفته اند كه چشمان یار، چو دریاست...
بی انتها، و نیل گونه و پرعمق...
با خود نشسته و باخود گفتم،
با این جهان تشنه، من....، نع،
از چشم تو من انتظار ندارم، دریا باشد...
پرعمق و پر نمك...
چشمت ولی، چو آب چشمه گوارا، چون رودخانه،
تماشائی ست....
۱۳۸۶ آبان ۲۶, شنبه
مرده شور این دواهای مدرن را ببرد....
چند روزپیش دکتر معالجم یکی از داروهای مرا عوض کرد وبرای کاستن از میزان تری گلیسرید خونم داروی دیگری برای من تجویز کرد. قبل از شروع این دوره معالجه بهتر دیدم که بروشور همراهش را بخوانم. وقتی لیست اثرات جانبی احتمالی استفاده از این دارو را خواندم با خودم گفتم این دارو ممکن است تری گلیسرید خونم را پائین بیاورد ولی خیلی چیزهای دیگر مرا قاطی می کند.... بهرحال این شما و این لیست که از بروشورضمیمه این دارو برای شما ترجمه می کنم: اگر یک وقتی شنیدید که مثل هاری پاتر سوار به دسته جارو شده و به آسمانها پرواز کرده ام، تعجب نکنید....
دردشکم- اسهال- استفراغ- حالت استفراغ- نفخ شکم- حساسیت پوستی- ناتوانی جنسی- سردرد- سرگیجه- کدرشدن دید- ورم صورت و زبان- یرقان- تورم پنکراس- ضعف عضلات و خستگی- دردعضلاتی و از بین رفتن بعضی از عضلات- قاطی کردن قدرت چشائی- تپش قلب- دردمقعد- خشکی دهان- یبوست- کم اشتهائی- سوء هاضمه- دردکمر- مفاصل دردناک و متورم- گرفتگی عضلانی- حس گیجی و سرگشتگی- بدخوابی- از دست رفتن حس لمس – صدای زنگ در گوش- کم خونی- خستگی- عدم انعقاد خون- احساس کسالت- غش- ضعف- آماس آپاندیس- سرما خوردگی معمولی- سرفه- عفونت مجاری ادارودیگر عفونت ها [ والله درا صل این طوری نوشته است. ا.س.]
پس از این لیست در بروشور نوشته است که:
دردشکم- اسهال- استفراغ- حالت استفراغ- نفخ شکم- حساسیت پوستی- ناتوانی جنسی- سردرد- سرگیجه- کدرشدن دید- ورم صورت و زبان- یرقان- تورم پنکراس- ضعف عضلات و خستگی- دردعضلاتی و از بین رفتن بعضی از عضلات- قاطی کردن قدرت چشائی- تپش قلب- دردمقعد- خشکی دهان- یبوست- کم اشتهائی- سوء هاضمه- دردکمر- مفاصل دردناک و متورم- گرفتگی عضلانی- حس گیجی و سرگشتگی- بدخوابی- از دست رفتن حس لمس – صدای زنگ در گوش- کم خونی- خستگی- عدم انعقاد خون- احساس کسالت- غش- ضعف- آماس آپاندیس- سرما خوردگی معمولی- سرفه- عفونت مجاری ادارودیگر عفونت ها [ والله درا صل این طوری نوشته است. ا.س.]
پس از این لیست در بروشور نوشته است که:
« اگرشما این علامات و یا پی آمدهای غیر معمول دیگر را درخود مشاهده کردید، به دکتر معالجتان خبر بدهید»
به این حساب، مثل این این لیست صاحب مرده، کامل نیست. این « دیگر» صاحب مرده دیگر چیست؟ جالب این که حتما توجه کرده اید
این صاحب مرده هم ممکن است موجب اسهال بشود و هم یبوست.... همه جورش را دیده بودیم غیر از این یکی.....
فعلا که مجبورم این دوای بی صاحب را بخورم....
فعلا که مجبورم این دوای بی صاحب را بخورم....
روی دلم بود گفتم این جا بنویسم...
۱۳۸۶ آبان ۲۴, پنجشنبه
تبعید و تبعیدی!
در1989 از نورالدین فرح رمان نویس نامدار سومالیائی پرسیدند که اگرچه از1974 ناچار به ترک سومالی شده ای و تاکنون هم در خارج از کشورت زندگی کرده ای چگونه است که خودت را یک « تبعیدی» به حساب نمی آوری؟ نورالدین پاسخ داد:
«برای این كه، آن كس كه در تبعید است، من نیستم. تبعیدی رهبران و دیكتاتورهای افریقائی هستند. من ممكن است از نظر جسمی در سومالی نباشم ولی از نظر روحی غائب نیستم. بعلاوه از هموطنانم هم جدا نیستم. چون تا آنجا كه می دانم، آنها برای اصول اعتقادات من احترام زیادی قائلند و هنوز به من اعتماد دارند. »
درباره این نظر چه فکر می کنید؟
اشتراک در:
پستها (Atom)
