۱۳۹۴ مرداد ۳, شنبه

بحران بدهی یونان و نهصت نئونازی – صبحدم طلائی

نیک اپویفیس

آخرین توافق « کمک مالی» اتحادیه اروپا درحیطه تخفیف مشکلات اقتصادی برای شهروند متوسط یونانی  تقریبا هیچ ندارد و به این نحو بعید نیست باعث رشد نهصت نئو نازی بشود که چماقدارانش به صورت منجی فقرا جلوه گر می شوند.
هواداران نئو نازی صبحدم طلائی بانک های غذائی درست کرده اند که فقط به « یونانی ها» کمک می کند و می کوشد بیکاران را تغذیه بدهد درنتیجه دولت ائتلافی چپ گرای الکسیس سیپراس با مشکلات بیشتری روبروخواهد شد که می کوشد این توافق تازه را به مردم یونان بقبولاند.
سیریزا حزب سیپراس و ائتلافی از احزاب دیگر بریک موج شدیدا ملی گرائی درمقابل ریاضت اقتصادی تحمیلی اتحادیه اروپا به قدرت رسیدند و اگرچه انتظارات غیر واقعی بود ولی انتظارات زیادی وجود داشت  که وضع تغییر بکند.
تسلیم سیریزا دربرابر مذاکره کنندگان اتحادیه اروپا در این هفته نارضایتی عمیق و عصبانیت فوق العاده از ریاضت اقتصادی، فقر و بیکاری گسترده را دست نخورده می گذارد و این که مردم عادی هم چنان به دنبال الگوهای بدیل برای بیان سیاسی هستند. با یک مرکز سیاسی ضعیف که مدافع برنامه کمک اتحادیه اروپاست،  ضدیت با ریاضت اقتصادی و همه احساساتی که با خود دارد درنبود یک بدیل پیشرو نصیب نیروهای سیاسی راست افراطی می شود. صبحدم طلائی که با بسته سیاست های اتحادیه اروپا مخالفت کرده است ماهیچه هایش را نشان می دهد.
نهصت نئونازی دریونان با وجود بنگاههای خیریه متعددی که ایجاد کرده ولی یک جانور سیاه و خطرناکی است. از خشونت برای پیشبرد اهداف اش استفاده می کند و بطور فعال مبلغ نژادپرستی ، کلیمی ستیزی، اسلام ستیزی ، وضدیت با همجنس بازی  است. با حمله به مهاجران و به هیبت دیو درآودرن آنها از آنها به صورت عذرو بهانه ای برای مشکلات ملی بهره می گیرد.
امروز نئونازی یونان به شکل و بشیره  صبحدم طلائی ازاین بهره می گیرد که با اجرای برنامه ریاضت اقتصادی بیکاری جوانان 50درصد است و نرخ بیکاری بطور کلی هم حدودا 25درصد شده است.  تنش ناشی از کش رفتن اقتصاد درجوامع یونانی خیلی آشکار است و حتی نرخ جنین هائی که مرده به دنیا می آیند افزایش یافته است چون بسیاری از زنان نمی توانند هزینه نیازهای بهداشتی در دوره حاملگی را بپردازند.
درمقابل این سطح زندگی که هر روزه پائین تر می رود و نا اطمینانی که در باره آینده وجود دارد، یونان با امواج جدید مهاجران هم روبروست که از طریق دریا واردمی شوند. در4 ماه اول امسال بیش از 21000 تن با قایق خود را به یونان رسانده اند- عمدتا از سوریه آمده اند- درمقایسه با 33000 نفری که در طول سال 2014 آمده بودند. متاسفانه این ترکیب از عوامل گوناگون درواقع یک سناریوی درس نامه ای برای صعود افراط گرائی سیاسی است.
صبحدم طلائی در 2012 در صحن سیاست ملی ظاهرشدو درانتخابات مجلس هم برای اولین بار 21کرسی نمایندگی به دست آورد. درانتخابات سراسری امسال هم با این که رهبرانش درزندان بودند ولی بیش از 6درصد از رای ها به صبحدم طلائی رسید.
بسیار مهم تر از میزان رای درانتخابات نفوذ قابل توجه این جریان سیاسی درمیان نیروهای امنیتی یونان است. بیش از نیمی از پلیس ها در2012 به صبحدم طلائی رای دادند. گزارش شده است که رئیس پلیس یونان نیکوس پاپاجیانوپولوس از ماموران پلیس خواسته است که زندگی مهاجران را « غیرقابل تحمل» بکنند و اعضای پلیس ساحلی یونان متهم شده اند که مهاجران را کتک زده و بعد آن را درآبهای ترکیه به دریا انداخته اند. حتی « شکنجه با آب» هم گزارش شده است. وجود نمایندگان نئو نازی درمجلس باعث رشد نژادپرستی علنی دریونان شده است. درخیابانها، این نگرش خود را به صورت حملات خشونت بار به مهاجران و درگیری های خیابانی بین گروه های چپ و گروههای وابسته به صبحدم طلائی نشان می دهد. درپژوهش های خودمن به موارد بیشماری برخوردم که فاشیست ها و نئونازی ها دراین درگیری ها از سوی پلیس ضدشورش حمایت می شوند و حتی به آنها اجازه داده شد تا با استفاده از وانت پلیس سنگ و آجر و چماق هایشان را پنهان کنند.
درعین حال نهصت فاشیستی می کوشد با ایجاد بانک غذائی- به عنوان بخشی از فعالیت های خیریه ای خود اگرچه تنها به یونانی ها کمک می کند- محبوبیت عمومی اش را افزایش دهد. در2014 یونانی های مقیم ملبورن ناخواسته به صبحدم طلائی کمک کردند و آن چه که برای کمک به مردم فرستاده بودند ازبسته های چوبی بزرگ که نماد نازی صبحدم طلائی  برآنها بود بین مردم تقسیم شد.
بدون تردید تاریخ معاصر یونان باید محبوبیت و جذابیت نئونازی ها را محدود کند. یونانی ها در تحت یک دیکتاتوری خشن نظامی در طول 1967 تا  1974 صدمات زیادی دیدند و هنوز هم از نهضت مردمی که باعث سقوط دیکتاتوری شد با غرور و سربلندی سخن می گویند. افراطی ها دست راستی البته به محبوبیت در میان عموم زیاد فکر نمی کنند بلکه بیشتر علاقمند به ایجاد ناآرامی مدنی هستند که ممکن است باعث شود تا نیروهای امنیتی درپوشش کنترل یا مقابله با ناآرامی ها مداخله نمایند.
کمتر کسی فکر می کند که نخست وزیر یونان سیپراس با وجود همه تهدیدهائی که کرد درمذاکرات خود با اتحادیه اروپا انتخاب دیگری داشت. ریاضت اقتصادی  احتمالا بد است ولی بیرون از اتحادیه اروپا و به خود رها شده احتمالا بدتر بود.  ولی الان مستقل از این که دولت او چه خواهد کرد بسته سیاستی تازه اتحادیه اروپا حتما تنش سیاسی داخلی را بیشتر خواهد کرد. درحالی که دنیا روی اعداد برنامه سوم کمک مالی به یونان  تمرکز خواهد کرد مهم است که از انجام آن چه که برای ایجاد توازن سیاسی دراین شرایط حساس و بطور بالقوه خطرناک لازم است غفلت نشود.



۱۳۹۴ مرداد ۱, پنجشنبه

نه آقای نتانیاهو ایران نمی خواهد دنیا را بگیرد و ایران داعش نیست

یوان کول
نخست وزیر اسرائیل بنجامین نتانیاهو هفته گذشته ایران را متهم کرد که حامی اصلی تروریسم درجهان است و می خواهد همه جهان را درزیر سلطه خود بگیرد. او هم چنین ایران را به خلافت قلابی که در عراق و سوریه وجوددارد تشبیه کرد.
ایران  برای سلطه برجهان کوشش نمی کند. این هم چند پاسخ ساده به حماقت های نتانیاهو:
1-     یک دلیلی که ایران نمی خواهد دنیا را تحت سلطه خودب یگیرد همان گونه که پیشتر در باره اش نوشته ام « این است که بودجه نظامی اش کوچک است حدودا 10 میلیارددلار- شبیه به بودجه نظامی نروژ و سنگاپور.  نیروی هوائی ایران چندان قابل توجه نیست. بودجه نظامی امریکا حدودا 80 برابر بودجه نظامی ایران است».
2-     همانطور که در نوشته ای اوایل امسال نوشتم رهبر ایران، علی خامنه ای این دورنما را ردکرده است.
« براساس ترجمه بی بی سی از سایت Khamenei.ir خامنه ای گفت که جمهوری اسلامی برای هیچ کشوری یک تهدید نیست. ما هیچ گاه برای کشورهای همسایه مان تهدیدی نبوده ایم تا چه رسد به کشورهای دورتر. تاریخ معاصر ما این را به خوبی نشان می دهد. حتی وقتی بعضی از همسایگان ما را تهدید کرده بودند ما خودمان را کنترل کردیم. ایران هیچ گاه کشوری را اشغال نکرده است و هیچ وقت اشغال نخواهد کرد. افسانه قلابی سلاح اتمی از سوی امریکا و بعد اروپا و بعد شماری دیگر ابداع شده است تا جمهوری اسلامی را به صورت یک تهدید نشان بدهند».
3-     وقتی عراق ایران را اشغال کرد- 1980-1988 ایران این کنترل خود را به خوبی نشان داد و حتی وقتی درجنگ دست بالارا گرفت هیچ گاه به اراضی عراق نظر نداشت.
4-     قراربازرسی امکانات انرژی هسته ای ایران دست یابی ایران به سلاح هسته را خیلی دشوار کرده است. دولتی که تمایلات تجاوزکارانه داشته باشد هرگز چنین قراردادی را امضا نمی کند.
5-     درپاسخ داعش خواندن ایران، ایران یکی از معدود نیروهای موثر درمبارزه با داعش است. ایران به دولت عراق کمک کرده است تا داعش را از ایالت دیاله و نصف ایالت نینوا بیرون کند.  متحد ایران حزب الله داعش را از مناظق کوهستانی مرزی سوریه و لبنان بیرون کرده است. اسرائیل برعکس ایران به نظر نمی رسد در مبارزه با داعش کاری کرده باشد. و اما درباره وجود حزب الله و حماس، اگراشغال توام با خشونت اسرائیل نبود که مشوق این دو باشد هیچ کدام وجود نمی داشتند.
برعکس نتانیاهو غزه و نوارغربی رود اردن را بطور غیرقانونی اشغال کرده است و قرارداد عدم گسترس سلاح اتمی را امضا نمی کند و صدها بمب اتمی دارد و درسالهای 1956، 1967، 1982، 2009 و 2014 هم دراین منطقه آغازگر جنگ بوده است. 


لاشخوران بین المللی دور جسد یونان جمع شده اند

گلوبال ریسرچ
مجازات خصوصی سازی که انگلیس درعمل فهمید هم غیر کارآمد است و هم گران حالا قراراست شامل حال یونان بشود.
در12 ژوئیه  جلسه رهبران منطقه یورو شرایطی را به نخست وزیر یونان الکسیس سیپراس دیکته کرده است که او همه را پذیرفته ازجمله فروش تتمه اموال دولتی باقی مانده را.
بیزنس اینسایدر گزارش کرد که رهبران منطقه یورو خواسته اند تا همه دارائی های عمومی یونان به یک صندوق مستقل تحت عنوان صندوق توسعه اموال جمهوری هلنیک  منتقل شود تا بتوان وامهای تازه را پرداخت وسرمایه بانکها و دیگردارائی ها را بازسازی کرد. این صندوق در ژوئیه 2011 پس از ظهور بحران بدهی یونان ایجادشد ولی سیریزا با آن مخالف بود ووقتی به قدرت رسید همه برنامه های خصوصی سازی طرح ریزی شده را متوقف کرد. بن چو ( روزنامه ایندیپندنت) گزارش کرد که آلمان درمرحله اول پیشنهاد کرد تا صندوق از لوکزامبورگ و بوسیله یک بانک دولتی آلمانی اداره شود و همین باعث شد که دررسانه های اجتماعی از یک « کودتای» آلمانی سخن گفتند.
دروبسایت صندوق این واحدها برای فروش عرضه شده اند:
-         لاتاری دولتی
-         شرط بندی روی اسب ها
-         استادیوم های المپیک
-         فرودگاه بین المللی آتن
-         37 فرودگاه منطقه ای
-         بندرپیرائوس و 100 درصد سهام 11 بندر دیگر
-         بسیاری از قرارگاههای قایق ها
-         مناطق توریستی
-         مستغلات دولتی مخصوصا در جزایرزیبا
-         چشمه های آب گرم در کشور
-         هتل ها دارای ارزش تاریخی و فرهنگی درمناطق بسیارجذاب
-         مستغلات یونان در نیویورک، واشنگتن و بلگراد
-         شرکت انرژی عمومی S.A. که در واقع انرژی مورد نیاز 80درصد جمعیت را تولید می کند.
دیگرشرکت هائی که ممکن است به بخش خصوصی واگذار شوند شامل یک شرکت  واردکننده گاز، سه شرکت تصفیه نفت، شرکت آب آتن، شرکت پست ELTA بیش از 400 مایل جاده، ترینوز ( حمل و نقل ریلی و اتوبوس) و روسکو که مسئول تعمیر و سرویس کردن قطارها در یونان است.
بن چو اضافه می کند که برآورد صندوق بین المللی پول نشان می دهد که همه دارائی های قابل فروش تنها نیمی از  منابع مورد نیاز را تهیه می کند و درآمد خصوصی سازی های بعدی تنها 500 میلیون یورودرسال خواهد بود « با این نرخ 100 سال طول می کشد تا 50 میلیاردیورو جمع آوری شود».

نتیجه گیری بن چو:
صندوق درواقع وسیله ای است برای حفظ ظاهر که آلمان درست کرده است تابتواند به رای دهندگان آلمانی بگوید که یونانی ها هزینه برون رفت از بحران را خودشان می پردازند.
ولی تکلیف نخست وزیر الکسیس سیپراس در این میان چه می شود. او با این وعده انتخاب شد تا خصوصی سازی دارائی های با ارزش دولت  را متوقف کرده و معکوس کند.
مردم یونان در باره این سیاست ها چه فکر خواهند کرد؟   





۱۳۹۴ تیر ۳۱, چهارشنبه

بانک بریکزآغازبه کار می کند

استفن لندمن

بانک توسعه جدید که درشانگهای آغاز بکارکرده است آغاز چالشی جدید برای موسسات مالی وحشی غربی مثل بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و دیگرعبدالله شرخرهای مدرن است. صندوق بین المللی پول ایجادشده بود تا نرخ ارز را با ثبات کند که به دلار وابسته بود و عدم توازن ها را موقتا تامین مالی کند. ماموریت بانک جهانی این بود که برای کشورهای درحال توسعه منهدم شده ازجنگ وام و اعتبار تهیه نماید.
هردوی این موسسات درعمل نشان دادند که چقدر ستمگر بوده اند یعنی از وام برای به تله انداختن و انتقال ثروت عمومی به بانکداران غربی و دیگر طلبکاران استفاده کردند. کشورهای بدهکارمجبورند برای پرداخت وامهای پیشین وامهای تازه بگیرند که با تعدیل ساختاری، ریاضت اقتصادی اجباری و پادوئی کردن برای این موسسات همراه است. سیاست های تحمیلی عبارتند از:
-          خصوصی کردن اموال عمومی و فروش شان به قیمت های پائین
-          بیکاری گسترده
-          مقررات زدائی
-          کاهش جدی هزینه های اجتماعی
-          ثبات و یا حتی کاهش مزدها
-          دست یابی آزادانه به بازارها برای شرکت های غربی
-          کاستن از مالیات برای شرکت ها
-          افزایش مالیات برای خانوارهای کارگری
-          سرکوب اتحادیه های کارگری
-          سرکوب گسترده مقاومت دربرابر نظامی که با دموکراسی اجتماعی، حقوق مدنی و بشر ناهمخوان است.
بانک داران و دیگر شرکت های غارتگر، کشورهای حاصل خیرو دارای منابع معدنی را لخت می کنند، این منابع را از دست عموم خارج کرده و به بخش خصوصی واگذار می کنند، ارزش های دموکراتیک سرکوب می شود،  و ملت ها را ازدرون تهی می کنند و برای نابودی جوامع طبقه متوسط می کوشند و کارگران را اگر نیک بخت باشند و شغلی داشته باشند به صورت سرف در می آورند.
برای طبقات پول دار و ثروتمند هیچ وقت شرایط به این خوبی نبوده است درحالی برای دیگران هیچگاه زندگی این قدر سخت نشده بود. استبداد مالی  جوامعی شامل بی طبقه های دائمی ایجاد می کند که برای زندگی کردن مناسب نیستند.
بانک توسعه بریکز بدیلی ارائه می دهد. درست یک ماه پس از تشکیل بانکی دیگر به زعامت چینی ها، تحت عنوان بانک آسیائی زیرساخت ها که وظایف مشابهی دارد ایجاد شده است.
این بانکها 100 میلیارد دلار منابع دارند. هر عضو بریکز حق رای مشابه دارد. رئیس بانک توسعه بریکز کی وی کمث گفت « ما عقیده داریم که نیاز آسیا برای ایجاد زیرساخت به قدری عظیم است که به سادگی برای هر دوی ما جاهست و لازم است که وام دهندگان زیادی مشارکت نمایند».
4 عضو اولیه بریکز( افریقای جنوبی بعدا پیوست) 40درصد جمعیت دنیا را دارند، یک چهارم زمین را و حدودا 25 درصد تولید ناخالص داخلی جهان.
وزیر دارائی چین لو جیوای گفت بانک توسعه بریکز « تاکید زیادی روی نیازهای کشورهای درحال توسعه می گذارد و برای موقعیت ملی این کشورها احترام بیشتری قائل است و بیشتر خود را با ارزشهای این جوامع وفق داده است. از نظر ما توسعه یک فرایند پویائی است». ما به دنبال «راههای بدیع برای کاستن از هزینه ها و بهبود بازدهی هستیم. چگونه نیازهای مصرف کنندگان سطوح مختلف توسعه را برآوریم و چگونه خودرا با شرایط جهانی تطبیق دهیم. ما مشوق توسعه پایدار در کشورهای بریکز و دیگر کشورهای درحال توسعه خواهیم بود».
سرمایه اولیه 50 میلیارددلار قرار است به 100 میلیارددلار افزایش یابد به اضافه ذخیره های اضطرای که آنهم قرار است 100 میلیارددلا یا حتی بیشتر باشد که وقتی کشورها با بحران نقدینگی روبرو می شوند مورد استفاده قرار می گیرد. سهم چین در ذخیره های اضطراری 41 میلیارددلار است و برزیل، هندوستان و روسیه هم هرکدام  18 میلیارددلار گذاشته اند و سهم افریقای جنوبی هم 5 میلیارددلار است . بطور روزافزونی مبادلات به واحدهای پولی اعضا انجام خواهد گرفت که موجب کاهش اهمیت دلارشده و سرانجام هم از این مبادلات حذف خواهد شد. تجارت کشورهای بریکز در کل بیش از 6 تریلیون دلار است که 17درصد از کل تجارت جهان است. سهم این کشورها هر ساله در حال افزایش است چون نرخ رشد این کشورها ازنرخ رشد کشورهای غربی بیشتر است.
بانک توسعه بریکز، بانک زیرساخت آسیا و احتمالا دیگر منابع بدیل وام دهی چالشی جدی برسرراه دلار به عنوان واحد ذخیره پولی جهانی هستند که تاکنون سابقه نداشته است و درگذر زمان آن چه که جنگهای امپراطوری امریکا را تامین مالی می کند، پایگاههای نظامی امریکا در جهان، هزینه نظامی بیش از حد، سفته بازی خطرناک دربازارها و ایجاد بحران اقتصادی جهان و بطور کلی صدمه زدن به میلیاردها انسان در سراسر جهان تضعیف خواهدشد.
اولین وام قراراست تا بهار آینده اعطا شود. دفتر مرکزی بانک توسعه بریکز که در شانگهای قراردارد به عنوان یک مرکز عمده مالی جهانی احتمالا روزی چالشی برای نیویورک، لندن، فرانکفورت  خواهد بود. 



۱۳۹۴ تیر ۳۰, سه‌شنبه

انتخابی که مصر دارد:


 یک رئیس جمهورقدرت طلب یا دیوانگی داعش

رابرت فیسک

تصاویر یک کشتی نظامی مصر که هفته گذشته درسواحل سینا منفجر شد هشداری به سیاستمداران غربی بود. درست است. ما از مصر حمایت می کنیم. ما مصر را دوست داریم. و توریست های مان را به مصر می فرستم. چون مااز رئیس جمهور فیلد مارشال عبدل فتاح السیسی حمایت می کنیم با وصف این که او بیش از 40000 نفر- عمدتا زندانیان سیاسی- را به بند کشیده است که بیش از 20000 نفرشان هواداران اخوان المسلمین هستند. صدها تن از آنها به اعدام محکوم شده اند. رژیم مصر ادعا می کند که مخالفانش در اخوان المسلمین همانند داعشی ها هستند. و داعش هم – درنقش خطرناک کنونی اش به عنوان قدرت اسلامی درسینا صدها تن از سربازان مصری را به قتل رسانیده است بیش از 60 تن شان را دو هفته پیش و پس از آن بود که یک سخنگوی نظامی در قاهره اعلام کرد که سینا « 100 درصد تحت کنترل است». ولی پس از انهدام کشتی جنگی در هفته پیش این سئوال پیش می آید که درواقع شبه جزیره سینا درکنترل کیست؟
درحالی که بزرگترین درگیری ها اززمان جنگ اعراب و اسرائیل در 1973 درسینا اتفاق افتاده ما از نظر روانی این درگیری را با نگرانی های مان درباره عراق، سوریه و لینی و یمن خفه می کنیم. آن قدر درغرب احساس آرامش می کنیم که که یک ژنرال سکولار به جای اولین رئیس جمهوری که بطور دموکراتیک درمصر انتخاب شدنشسته است. ما اکنون از رهبری سیسی به عنوان یک رهبری خیرخواهانه به همان صورتی حمایت می کنیم که از محمد مرسی و اخوان المسلمین حمایت کرده بودیم. امریکائی ها حمل اسلحه به مصر را از سر گرفته اند چون سیسی دارد با داعش خطرناک می جنگد. 
برای مصری ها ولی این اندکی متفاوت به نظر می آید. آنها خود را دربرابر رفتاری خودسرانه شبیه رفتار صدام از سیسی می بینند.  از جمله می توان به طرح ابلهانه سیسی برای یک پایتخت سوپر و جدید که به جای قاهره قدیمی ایجادخواهد شد اشاره کرد. قراراست پایتخت تازه درطول 7 سال ساخته شود درکنار کانال دو خطه سوئز که باید حداکثر درطول 12 ماه تمام شود. وسعت قاهره جدید قراراست 700 کیلومتر مربع باشد و هزینه احداث آن هم 30 میلیارددلار است. دررونمائی این پروژه چند هفته پیش ازجمله تونی بلر ما هم شرکت داشت. تونی بلر دریک دوره ای نخست وزیر بریتانیا بود ولی اکنون درکنار هزار و یک کار دیگر از طریق یک شرکت مشاوره ای درامارات متحده عربی به رئیس جمهور مصر مشاوره می دهد.
این «رویای گران نوسازی» - آن گونه که نویسنده امریکائی ماریا گولیا می گوید-  درواقع به نیازهای واقعی مصری ها ربطی ندارد. حدودا 60 درصد قاهره- یعنی قاهره واقعی که درحال حاضر هست- درچند دهه گذشته ساخته شده است که فاقد درخت اند و با خانه های سیمانی و فقر و گرما دارد می پوسد. هزارها خانه های ویلائی نوساز درمناطق بالادست شهر عمدتا خالی اند چون کسی قادربه خریدشان نیست. آیا می توان شرایط بهتری برای داعش ایجاد کرد؟
اجازه بدهید خیلی سریع به مصر واقعی سیسی نگاهی بیندازیم به جای این که شهر خسته قاهره را احیا کند که در زمان انگلیسی ها و بعد فاروق و پس از آن ناصر و سپس سادات و بعد مبارک به این روز افتاده است سیسی می خواهد همه چیز را ازنو آغاز کند.  درواقع خارج از قاهره قدیمی یک قاهره جدید وجود دارد- که با گسترش شهر درزمان سادات و مبارک ایجاد شده است. در نتیجه این برنامه جاه طلبانه سیسی در واقع قاهره جدید جدید است، یعنی کوشش دوباره ای برای تخفیف  شکست درپروژه های اجتماعی است.
دراین شهر فانتزی رئیس جمهور لازم نیست نگران درگیری های صنعتی باشد. دادگاه عالی مصر اعتصاب را غیر قانونی اعلام کرده است آنهم به این خاطر که – دقیقا شبیه اخوان المسلمین- که استفاده از حق اعتصاب – اگرچه درتحت ماده 13 قانون اساسی مصر این حق به رسمیت شناخته شده است- « با شریعت اسلامی تناقض دارد». تا به همین جا دادگاه سه کارمند دولت را به اجبار « بازنشسته» کرد و برای 14 تن دیگر هم مجازات در نظر گرفت که در منطقه مونوفیا اعتصاب کرده بودند و بحث دادگاه هم این بود که « خودداری از ارایه کار خود » با « آموزش های اسلامی و اهداف شریعت اسلامی» ناسازگار است. درتحت قوانین اسلامی- دادگاه اعلام کرد به شیوه ای که داعش عمل می کند- « اجرای فرامین مافوق وظیفه همگان است».  این به راستی یک رای دادگاه خیلی عوضی و بیخودی بود. آموزش های پیغمبر اسلام نوشیدن الکل را ممنوع کرده است ( خوشبختانه برای  میلیونها مسلمان سیگار در قرن هفتم اختراع نشده بود) ولی اتحادیه کارگری درخلافت های عهد عتیق غیر قابل تصور است.
البته این را هم بگویم که دولت از اتحادیه هائی که خود به رسمیت می شناسد هیچ نگرانی ندارد. گبیل المراغی- رئیس فدراسیون اتحادیه های کارگری مصر دریک مصاحبه با روزنامه المصری الیوم گفت « کار ما این است که همه دستورات رئیس جمهور را اجرا کنیم.... تولید را افزایش بدهیم و با تروریسم مقابله کنیم». به نظرمعاون پیشین نخست وزیر زیاد بهاالدین تصمیم دادگاه خیلی مسخره بود « آیا ما دست به تظاهرات نزده بودیم چون پیش نویس قانون اساسی بوسیله اخوان المسلمین کوشید مذهب را با دولت مخلوط کند» او می پرسد.
درست است. درواقع ما درغرب داریم دولتی « تازه» ولی کاملا آشنا را در مصر تشویق می کنیم. یعنی دولتی پدرسالار و دیکتاتوری که دائما نگران دشمنان « خارحی» است. طولی نخواهد کشید که دولت مصر داعش را بازوی نظامی موساد بخواند. یعنی دریائی از فقر و نداری بکار گرفته می شود برای وضع قوانین سرکوبگرانه بیشتر و مخالف بیشتر با آزادی بیان و به ما خواهند گفت:  مردم نان می خواهند نه آزادی، امنیت می طلبند و نه « تروریسم».
مصر از همان راهی می رود که خیلی از کشورهای دیگری که اکنون بوسیله داعش تکه و پاره شده اند رفته اند. یعنی وقتی شما مردم خودتان را به اندازه کافی شکنجه بکنید درزخمهای شان داعش رشد خواهد کرد.
به این ترتیب سینا درحال حاضر همان قدر درتحت « کنترل» داعش است که درکنترل مصر قراردارد. بمب گذاری قاهره که باعث مرگ دادستان عالی السیسی شد نشان می دهد که فعالیت های داعش از کانال سوئز فراتر رفته است و حتی نیروی دریائی مصر هم می تواند مورد حمله قرار بگیرد.
آیا هیچ گاه نماد پرقدرت تر ی از انتخابی که در برابر ماست وجود داشته است؟ انتخاب بین ابلیس و دریای عمیق آبی.