نیاک - یادداشتهای احمدسیف
 

Friday, July 10, 2009


قطع نامه 


نظر به این كه:
سینه های عاشق شقایق وحشی را
در پای كوههای تا به فلك
با خنجری زكینه دریدید
نظر به این كه:
ماهیان سبز نجابت را
از آبهای زلال
به گنداب های مانده ز تاریخ
رانده اید
نظر به این كه:
آسمان آبی یك رنگی ها را
با آن همه پرندة خندان در پرواز
با گرد وبا غبار تباهی ها
با دوده های مكر وریاكاری آلودید
نظر به این كه:
قناری های خسته و عاشق را
در چهارراه های رفاقت
تك تك
گاهی گروه وار
بردارهای جنایت كشتید
نظر به این كه:
میهمانی زنبق ها را
دردره های شادی و خوشحالی
در پای كوه عشق
با دشنه و چماق و مسلسل برچیدید
ما
شركت كنندگان این تظاهرات تاریخی اعلام می كنیم:
بین شما و ما
با این همه ستم كه به ما رفت
با بركه بركه خون كه بین ما و شما جاری ست
بین شما وما
دردادگاه عادل تاریخ
باید كه سرب قاضی وحاكم باشد
باید كه سرب داغ....



Thursday, July 09, 2009


یک گاف کوچولو! 


به آن چه که آقای احمدی نژاد درطول انتخابات درباره دست آوردهای « جمهوری اسلامی» در26 سال اول حیاتش گفت نمی پردازم ولی فعلا ادعا می کند که «ملت ایران راه سی ساله و چهار ساله را مورد تأیید مجدد قرار دادند» . خوب بر منکرش لعنت. نمی دانم این دیگر چه حکمتی است که همین مردم که دوره 4 ساله را مورد تائید مجدد قراردادند الان از ایشان می شنوند که «باید در دولت تغییراتی ایجاد کرد و این تغییرات قابل توجه خواهد بود. ‌ما نیاز به تجدید آرایش تیم دولت داریم،چرا که باید ظرفیت‌های جدیدی ایجاد کنیم. باید خودمان را برای دوره جدید آماده کنیم. بنده همه همکارانم تشکر می‌کنم، بعضی از همکاران من خوب کار کردند و توانایی و آمادگی ادامه کار در دوره جدید را دارند، برخی هم هستند که خوب کار کردند اما برای دوره جدید که کار و تلاش، وسعت و عمق بیشتری دارد، توانایی ندارند. بعضی‌ها هم در حد انتظار مردم کار نکردند و طبیعی است که باید آرایش جدیدی ایجاد کنیم»
من فکر می کنم یک جای کار می لنگد. یعنی درشرایطی که خودش به این نکته ها اشاره می کند، آن وقت آیا به واقع مردم همه این بی کفایتی ها را تائید کرده اند! راستی شما چی فکر می کنید؟
بعدالتحریر:
برای این که ازیادمان نرود. خس و خاشاک کیه؟
این یکی را هم ببینید.!



Wednesday, July 08, 2009


آی دزد! آی دزد! 


حدودا یک ماه پیش مقاله ای درباره اقتصادایران در نیاک منتشرکردم. بعد نسخه ای از آن را برای عزیزانم در سایت البرز فرستادم که در اینجا منتشرش کردند. پس از آن روزنامه اعتماد این مقاله را دراینجا منتشر کرد و بعد نوبت رسید به روزنامه اعتماد ملی که در اینجا همین مطلب را منتشر کرد. حالا بماند که دیدم در سایت ها دیگر هم این نوشته ناقابل بنده را منتشرکرده اند.
بعد از این همه کوکاکولائی که برای خودم باز کرده ام نمی دانم شکوه به کی باید ببرم که امروز دیدم که درهمان روزنامه اعتماد سارقی به نام « مجید سلیمی بروجنی» با افزودن یک یا دو جمله در ابتدا- احتمالا برای رد گم کردن- و زدن بعضی جمله ها در این جا و آن جا و به خصوص با حذف بخشی از آمارهای من، ، بخش عمده ای از این نوشته مرا بدون کوچکترین تغییر درآن تحت عنوان « اقتصاد ایران و مصائب پیش رو» به نام خودش منتشر کرده است!
اگرحوصله دارید خودتان متن سرقت شده آقای سلیمی بروجنی را با نوشته بنده مقایسه بفرمائید تا این نکته برای شما روشن شود.
خواستم نامه ای به مسئولان روزنامه اعتماد بنویسم ولی دیدم بهتر است وقتم را تلف نکنم. درآن آباد شده، ظاهرا رئیس جمهور و شورای نگهبان و وزیرکشور و روزنامه نگار و محقق اقتصادی اش همه انگار در تقلب با یک دیگر مسابقه گذاشته اند.




رفوزه ای داداش! رفوزه! 


اگرچه نتوانستم کل فیلم فرمایشات تلویزیونی امشب رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان را ببینم ولی متن کامل آن را خوانده ام و پاره هائی از آن را در تلویزیون دیده ام.اولین نکته ای که به نظرم رسید این بود که قرارا زعمای قوم هم به این نتیجه رسیده اند که یکی باید نخ این آقا را بکشد والی باز می رود بالای منبر و برای نظام مشکلات بیشتری ایجاد می کند. برای اولین بار دیدم که از روی کاغذ حرف می زد تا یک مرتبه باز ترمزش نبرد و حرفهای خنده دار و مشکل آفرین نزند. جالب بود که حتی یک بار هم از « خس و خاشاک» سخن نگفت و حتی همان خس و خاشاک ها هم عزیز شدند! و این خودش خوب است....
متن کامل



Tuesday, July 07, 2009


جوک های غم انگیز! 


رئیس‌جمهور منتخب شورای نگهبان در پاسخ به این سوال که جایگاه ایران در میان کشورها در سال 1392 چگونه خواهد بود، گفت: «در سطح بین المللی هم اکنون جایگاه بالایی داریم، اگر چه برخی دشمنان سعی کردند با برخی حرف‌ها بر روی خورشید خاک بپاشند، اما ایران در حال درخشیدن است»
خودتان « درخشیدن» را در اینجا مشاهده کنید.
حالا که دارم از جوک های غم انگیز حرف می زنم پس به این نکته هم در فرمایش ایشان توجه بفرمائید:
«وی در مورد موضوع مسکن نیز گفت: بر اساس محاسبات حدود 30 درصد مردم بدون دریافت کمک‌های دولت به تامین مسکن خود قادرند اما 70 درصد به پشتیبانی دولت نیاز دارند که در این زمینه‌ برنامه‌ریزی‌های خوبی شده است. احمدي‌نژاد با تاكيد بر مسئله اشتغال گفت: ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که برای به‌دست آمدن شغل مناسب باید 70درصد متقاضیان مستقیم و یا غیر‌مستقیم از حمایت دولت برخوردار شوند»
اگربخواهم این ادعاها را به زبان ساده ای بیان کنم این که 70 درصد جمعیت به کمک های مستقیم و غیر مستقیم دولت نیازمندند- یعنی بی تعارف در وضعیت مالی مناسبی نیستند. ولی در اینجا می خوانیم که مجلس فخیمه تصویب کرده است که فقط به دو دهک کمک یارانه نقدی پرداخت شود.
می پرسید بقیه چه می شود!
من غیب گو نیستم ولی بعید نمی دانم که آنها هم به جمعیتی که « خس و خاشاک » نامیده شده بودند بپیوندند!



Saturday, July 04, 2009


تاریخ دروغ نمی گوید. 


نمی دانم چه حکمتی است که خود کامگان در همه طول وعرض تاریخ مثل هم اند. آن قدر درباره « قدرقدرتی» خویش به خویش دروغ می گویند که باورشان می شود که به واقع قدرقدرت اند. هروقت که این چنین می شود یاوه تر از همیشه سخن می گویند و بی حیا تر هم قداره می بندند. ولی دیری نمی گذرد که ورق از سوی دیگر بر می گردد و چون بادکنکی متورم می ترکند....



Friday, July 03, 2009


بازخوانی یک نقد « سکسی» در باره « رساله مدنیه» 


درحول و حوش مشروطه خواهی درایران کتابی منتشر شد به نام « رساله مدنیه» که درباره نویسنده اش اطلاع بیشتری نداریم. فقط می دانیم که درآن به سه وجه زندگی درایران آنروزانتقاد شده بود. تعدد زوجات، حجاب نسوان و طلاق. آدم نه چندان شناخته شده ای به نام مشیرالاطباء بر این کتاب نقدی نوشته است که متن این نقد 9 سال پیش به همت استاد محمد گلبن در کتاب « گلزارخاموش- نشررسانش، 1379»(1) منتشر شده است. این جواب، از چند نظر خواندنی و جالب است



Tuesday, June 30, 2009


ایده پردازان استبداد درایران- مشروطه طلبی اسلامی 


این یادداشت را 11 سال پیش نوشتم که الان می گذارمش اینجا برای کسانی که آن را نخوانده اند.
....در این نوشته وارسی می كنیم رساله دیگری را كه اتفاقا در دفاع از مشروطه نوشته است و قدیمی ترین نوشته ایست از این دست. نویسنده اش آقا سید نصرالله تقوی اخوی است و این رساله را به صورت پرسش و پاسخ نوشته است. اگرچه خودش هم پرسشگر است وهم پاسخگو ولی روشن است كه پرسش ها را از مباحثات مخالفان مشروطه برگرفته است.....



Thursday, June 25, 2009


شیخ فضل الله نوری : ایده پرداز استبداد آسیائی در ایران 


دل و دماغ و توان ندارم مطلب تازه بنویسم.خسته تر و افسرده تر از همیشه ام. بهتر دیدم یک مقاله قدیمی را بگذارم در اینجا که می خوانید.
یكی از ضعف های مخالفین « جمهوری » اسلامی ایران این است كه معمولا كم می خوانند و از آن بدتر بسی كم تر در باره تاریخ و به خصوص تاریخ اندیشه سیاسی در جامعه خویش می اندیشند. اگرچه شمار زیادی از ما هم چنان حامل رگه های پررنگی از نگرش و اندیشه مذهبی هستیم ولی در میان خود ما زیاد نیستند كسانی كه به واقع بدانند كه رهبران اسلامی، به ویژه روحانیت شیعه، در چه عوالمی سیر می كرده اند و احتمالا هنوز می كنند و یا در پی ساختن چه نوع جامعه ای بوده اند و یا هنوز هستند....



Sunday, June 21, 2009


مرده خوار 



نمی دانم این شعرا زکیست! در این بمباران اطلاعاتی، سرشب به آدرس ایمیل من وارد شد. می گذارمش اینجا.

برای خواهر شهیدم « ندا» که طعمه آدمخواران شد.


برسفره ای نشسته
عمامه ای سیاه به سر دارد
ریشش ولی سفید
خون می خورد
او عاشقانه عاشق خون است
گاهی بریده دست و پای آدمیان را
او خام می خورد
گاهی برشته...سوخته
روی چراغ ومنقل پس مانده از اطاق « تمشیت» دیروز
او... این مرده خوار
عشق ویژه ای به خوردن چشمان دارد
او عاشقانه عاشق مغز است
و قلب... کتمان نمی کند،
یک چیز دیگر است
او راست قصه های فراوان
از لابلای پاره ورق های گرد گرفته و کم رنگ
در مدح خویشتن
او خویش را می شناسد و می داند
تا آن زمان که کسی را چشمی ست
تا آن زمان که مغز حقیری در استخوان جمجمه مجنونی حتی
کار می کند
تا آن زمان که سینه پرخونی را قلبی ست
پرشتاب
خوابش حرام و عاقبت اش معلوم است
یعنی که هیچ
یعنی که عاقبتی نیست.
زین روست کاین مرده خوار
فریاد می کشد
در سرزمین بابک و مزدک
یک چشم هم نماند بینا
و مغز هم... یا منفجر
و یا خرفت تر بهتر
و قلب را
و قلبهای دلاوررا
باید نشانه رفت.
قلب «ندا» و چشمهای بزرگ اش
این گونه طعمه ماران شد
اما این قصه کهنه است
و داستان، داستان نوئی نیست
ای مرده خوار!
لختی درنگ کن
نوشیروان که کاشت مزدک و یارانش را در خاک
اکنون کجاست؟
و معتصم خلیفه اسلام
که دست و پابریده پیکر بابک را
بردار کینه کرد
آیا به ذهن تو، حتی مانده ست؟
این نیز می تواند و باید که بگذرد، خواهد گذشت
در صبح روشن فردا
فردای علم وکار
درسبزه زار پرشکوه آزادی
ای مرده خوار
چیزی به غیر فاجعه ای کهنه نیستی
چیزی به غیر فاجعه ای کهنه.....



 
Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com

This page is powered by Blogger. Isn't yours?