ه‍.ش. ۱۳۸۵ خرداد ۱۰, چهارشنبه

زنان واستراتژی تعدیل ساختاری

یکی دوروز گرفتارم و نمی توانم « نیاک» را بروز کنم. یک مقاله بیات را برای دوستانی که آن را نخوانده اند می گذارم این جا

ه‍.ش. ۱۳۸۵ خرداد ۸, دوشنبه

شیپور تورم:

اندرنواختن شیپور تورم از سر گشاد آن

ه‍.ش. ۱۳۸۵ خرداد ۷, یکشنبه

آرژانتین: تجربه ای از پوپولیسم! یا نئولیبرالیسم در عمل

راه اندازی سایت رستاک رابه همه دست اندرکاران آن تبریک می گویم و امیدوارم در انجام وظایفی که به گردن گرفته اند موفق و منصور باشند.
درهمین سرزدن های اولیه دیده ام که آقای دکتر طبیبیان نوشته ای دارند تحت عنوان: تجربه ای از پوپولیسم که درهمان اولش می خوانیم:
«روزي روزگاري كشوري بود بسيار متنعم چنانكه در ردة پنج كشور ثروتمند جهان قرار داشت. لكن در طي چند دهه در مسير سموم يك دولت پوپوليست با چنان مشكلاتي روبرو شد كه به رده كشوهاي فقير پيوست و پس از ده‌ها سال كه از كنار رفتن آن دولت و آن شيوه و روش مي‌گذرد همچنان آثار باقيمانده از آن دوران كماكان پابرجا و مشكل آفرين است. آن روزگاري كه به آن اشاره شد اول قرن بيستم و آن كشور آرژانتين است...»
بازخوانی آقای دکتر طبیبیان از چگونگی پیوستن آرژانتین به کشورهای فقیر- اگرچه به جنگ فالکلند هم اشاره می کند- ولی عمدتا در اواسط دهه 1970 تمام می شود. به گمانم بی ربط نیست اگر بگویم که منظور آقای دکتر از این پیوستن به کشورهای فقیر نه در آن سالها، بلکه به شرایط پس از 2001 نظر دارند..
تردیدی نیست که همان سیاست ها که مورد انتقاد دکتر طبیبیان قرار می گیرد ادامه نیافت. ولی واقعیت دارد که اقتصاد آرژانتین زمین گیر شد. داستانش را در آن چه که در پی می آید بخوانید.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ خرداد ۶, شنبه

تا شما را داریم، آقای بوش هر غلطی می تواند بکند!!


! الحذار ای غافلان، زین وحشت آباد الحذار
الفرار ای عاقلان، زین دیو مردم الفرار!
ای عجب دلتان بنگرفت ونشد جانتان ملول
زین هواهای عفن وین آبهای ناگوار
عرصة نادلگشا و بقعة نادلپذیر
قرصة نا سودمند و شربتی ناسازگار
مرگ در وی حاکم و افات در وی پادشا
ظلم در وی قهرمان و فتنه دروی پیشکار
امن در وی مستحیل و عدل دروی ناپدید
کام در وری ناروا، صحت درو ناپایدار
........
جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی

ه‍.ش. ۱۳۸۵ خرداد ۲, سه‌شنبه

اقتصاد خرد و کلان نئوکلاسیکها: علم یا بلاهت؟5

اقتصاد کلان بررسی متغیر های کلان درباره وضعیت کلی یک اقتصاد است. تاکید برروی سطح قیمت ها، سطح اشتغال، تولید اقتصادی واقعی و به زبان پولی، مقدار پول در اقتصاد، مصرف کل، پس انداز، سرمایه گذاری و سطح مزدهاست

ه‍.ش. ۱۳۸۵ خرداد ۱, دوشنبه

سرزمین بی در و پیکر ایران!!

وقتی این تیتر را دیدم، دروغ چرا عصبانی شدم. به چند دلیل:
- یکی این که این دیگر اوج ورشکستگی عقیدتی است که دیدگاهی فقط با کشتن دیگران و خود بتواند حرفش را بزند. بحث های رمانتیک و احساساتی را قبول ندارم. کشتن یک جور است. کشتن خوب و بد نداریم.
- دوما، درچند سال گذشته به تکرار براین نکته تاکید کرده ام که اقتصاد ایران اقتصاد بیماری است. درشرایطی که تولید و توان تولیدی در آن به میزانی که باید افزایش نمی یابد، یکی از بالاترین نرخ های افزایش جمعیت جهان را دارد. الان حضور ذهن ندارم و درصدش یادم نیست ولی از نظر ساختار جمعیتی هم جمعیت ایران بسیار جوان است. یعنی اگر به این مشکل نپردازیم همین منبعی که می تواند باعث رونق اقتصادی بشود می تواند به راحتی به صورت یک بمب اجتماعی قدرتمند منفجر شود ونه فقط نظام سیاسی که فابریک اجتماعی واقتصادی کشور را به زیر بکشدو منهدم کند. ولی می بینم یک روزنامه صبح تهران با « افتخار» اعلام می کند« 55 هزار شهادت طلب داریم" خوب که چی!
دردانشگاه تهران که باید محل بحث و جدل باشد و آموزش، « انقلاب سنگ» راه اندازی می کنند تا برای « نابودی اسرائیل» پول جمع کنند! بعد به زمین و زمان گیر می دهند که « دنیا بر علیه ما توطئه می کند»
عجب گیری افتاده ایم! شما خودتان را به جای صاحبان و تصمیم گیرندگان شرکت های خارجی بگذارید! آیا در سرزمین بی در وپیکری مثل ایران سرمایه تان را بکار می گیرید؟
دولت باید رسما در باره این نوع اخبار اعلام موضع کند!
کسان پشت پرده این برنامه ها کیان اند که بی تعارف، درخدمت اهداف نو محافظه کاران امریکائی در ایران فعالیت می کنند؟

اقتصاد خرد و کلان نئوکلاسیکها: علم یا بلاهت؟4

....یک قرن تفکر، مجلدات بی شمار، تحلیل های نامحدود ریاضی پیچیده، و چه میزان ساعت از زندگی دانشجویان که صرف خواندن نوشته های پاول ساملسون و دیگران شده است، تازه رسیده ایم به این جا که کل سهمی که این نگرش به عقل وخرد دارد این که عوامل اقتصاد تمایل دارند کاری بکنند که به « نفع» شان است! آیا این چیزی است که همه « رئوسای» تئوری اقتصادی عرضه می کنند؟....
متن کامل

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۳۰, شنبه

یک عکس و یک دنیا حرف راست!


مبحث « شیرین» نرخ بهره درایران!

دراین بحث وجدل های گاه و بیگاه، پیش می آید که کسانی این بنده شرمنده را راهنمائی می کنند که از تاریخ عبرت بگیر و اگر راست می گوئی « خواستار واگذاری فعالیت های اقتصادی به بخش خصوصی» در ایران باش.
همین جا از راهنمائی و ارشاد این جماعت تشکر می کنم. بارها گفته ام وبار دگر می گویم که من نظرم این است که مشکل اقتصاد ایران از مباحث اندکی زیادی ساده شده « خصوصی- دولتی» عمیق تر و پیچیده تر است.
برای این که روشن شود چه می گویم به این گزیده ازروزنامه دنیای اقتصاد توجه بفرمائید.
آقای احمدی نژاد- رئیس جمهور- به سياست دولت در كاهش نرخ بهره بانكي اشاره كرد و گفت: «تاكنون 2درصد از بهره نرخ بانكي پايين آمده و انشاءا... در آينده نزديك 2درصد ديگر نيز پايين‌تر خواهد آمد. متاسفانه در روند نرخ بهره بانكي در سال‌هاي اخير مناسباتي شكل گرفته كه اگر ما بخواهيم اين بهره را يك جا پايين بياوريم، ضربه به ما خواهند زد ولي دولت مصمم است كه نرخ بهره بانكي را به سرعت يك رقمي كند.»
حالا اگر حوصله دارید به روزنامه خراسان سربزنید و بخوانید که به گفته دکتر شیبانی- رئیس کل بانک مرکزی: «تاکنون در تاريخ اقتصاد ايران سراغ نداشته است که نرخ سود بانکي را مجلس تعيين کند. به گفته دکتر شيباني اين نرخ به گونه‌اي کارشناسي شده توسط بانک مرکزي و شوراي پول و اعتبار بايد کاهش يابد و نه صرفا با يک مصوبه توسط مجلس»
حالا می خواهد بانکها در ایران خصوصی باشند یا دولتی و یا حتی تعاونی، ولی تکلیف نرخ بهره در این بانکداری بدون بهره ما هم چنان ناروشن باقی می ماند! ودرنظام قیمت سالار، یکی از قیمت های بسیار مهم همین نرخ بهره است.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۲۷, چهارشنبه

اقتصاد خرد و کلان نئوکلاسیکها: علم یا بلاهت؟3

با همه بحث وجدل هائی که هست شدیدا توصیه می کنم نوشته حامد را هم بخوانید. از خواندن نوشته روزبه و احمد هم غفلت نشود و اما بخش سوم ترجمه من از مقاله مایکل آلبرت...

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

اقتصاد « اسطوره ای» ما!

داشتم روزنامه گردی می کردم. دیدم قراراست حقوق بازنشستگان ماهی 200 هزارتومان بشود. خواندم که قرار است به آنها 3 میلیون تومان وام مسکن بدهند. پیش خودم گفتم دیگرچه بهتر از این!
متن کامل
بخش مافیائی اقتصاد« اسطوره ای» ما!

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه

اقتصاد خرد و کلان نئوکلاسیکها: علم یا بلاهت؟2

قسط دوم این ترجمه را در این جا می گذارم با چند تا توضیح لازم.
یک- اصل مقاله را می توانید در اینجا بخوانید.
دو-به ویژه از دوستانی که با دیدگاه نویسنده موافق نیستند خواهش می کنم به ترجمه مقالاتی که دیدگاه موردقبول شان را بررسی می کند مبادرب کنند تا مای خواننده ایرانی دربرابر دیدگاه های متفاوت و حتی متناقض بتوانیم به حقیقت نزدیکتر شویم.
سه- با وضعیت کلی علم و به خصوص مباحث اقتصادی درایران ما بیشتر از همیشه محتاجیم که دیدگاههای مختلف به زبان فارسی در اختیار تعداد بیشتری قرار بگیرد. این که درفلان نشریه معتبر دانشگاهی غرب فلان و بهمان مقاله نوشته شده است، به گمان من، برای پیشبرد درک اقتصاد ومقولات اقتصادی در ایران فایده زیادی ندارد. مستقل از این که چه دیدگاهی داریم باید در این راه بکوشیم.
و بالاخره، این شما و این قسط دوم....

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۲۳, شنبه

اقتصاد خرد و کلان نئوکلاسیکها: علم یا بلاهت؟

نوشته: مایکل آلبرت
مقاله ای که ترجمه اش را می خوانید به نسبت طولانی است. من هم آگاه هستم که وبلاگ شخصی مکان مناسبی برای انتشارمقالات
طولانی نیست. چون اغلب دوستانی که به وبلاگها سر می زنند وقت و حوصله خواندن نوشته های طولانی را ندارند.. ای کاش در ایران، نشریات کاغذی گوناگونی داشتیم که می شد در آنها این دست مقالات را به چاپ زد. ای کاش وضع نشر درایران به گونه ای بود که می شد قبل از پایان هزاره کتابی را به دست چاپ سپرد و بعد فرم و شکل چاپ شده اش را دید. متاسفانه هر دوی این امکانات کمتر از آن است که در نگاه اول به نظر می رسد.به غیر از استفاده از صفحات وبلاگ، متاسفانه راه دیگری نیست.
پس این مقاله مایکل آلبرت را در چند قسط خواهید خواند. لطف و محبت کنید و نظرتان را بنویسید.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۲۲, جمعه

دی شیخ با چراغ همگی گشت.....

فرق نمی کند از نظر دیدگاه اقتصادی به کدام مکتب و مجموعه فکری تعلق داریم. یک موافقت همگانی وجود دارد که دولت درایران، اندکی زیادی برحجم نقدینگی د راقتصاد می افزاید و یکی ازنتایج منفی اش البته افزایش میزان تورم در اقتصاد است. شماری از دوستان، افزایش نقدینگی را عملا تنها عامل تورم می دانند ولی من مسئله را این گونه نمی بینم. یعنی اگرچه نقش تورم آفرینی افزایش نقدینگی را قبول دارم ولی در عین حال معتقدم که نقش نقدینگی در اقتصادی که در عرصه تولید و افزودن بر تولید تنبل است، از آن چه که واقعا هست و یا باید باشد، برجسته تر می شود. یعنی اگر اقتصادی داشتیم که در عرصه های تولید اندکی فعال تر بود، بدون تردید، تورم ناشی از رشد نقدینگی کمتر می شود. البته تورم ناشی از افزایش لجام گسیختگی نقدینگی هنوز بود.
راه های متعددی برای رشد نقدینگی در اقتصادی چون اقتصاد ایران وجود دارد. کسری چشمگیر بودجه، و وابستگی بودجه به نفت تنها دو تا از این راه هاست.
حالا با این تفاصیل، به این گزارش توجه کنید که به گفته آقای خوش چهره- یکی از نمایندگان مجلس نهم- «سهم دولت در بودجه طبق قانون سال گذشته در دولت آقاي خاتمي 2/14 ميليارد دلار از صندوق سبد هاي نفتي بود تا در كنار درآمدهاي مالياتي و اوراق مشاركت و فروش دارايي ها تبديل به ريال كند.خوش چهره با بيان اين مطلب كه" درسال جاري سهم دولت طبق قانون 5/14 ميليارد دلار بود"، گفت: اما دولت دفعتا سه برابر بودجه يعني 40 ميليارد دلار تقاضا كرد.». البته با مقداری کش وقوس، تا این مرحله، میزان 37 میلیارد دلار به تصویب رسید. به قرار اطلاع، دولت لایحه متمم بودجه را به مجلس داده است که باز هم مقدار بیشتری از پول نفت را برای تامین مالی برنامه های خویش هزینه کند.
فعلا نمی دانم برسر این متمم بودجه چه می آید. ولی تا همین جا، به حساب قیمت دلار دربازار دیروز تهران، ارقام را خودتان ملاحظه کنید:
14500000000x9160=132.820.000.000.000 ریال
37.000.000.000x 9160=338.920.000.000.000 ریال
تفاوت: 206.100.000.000.000 ریال اضافی برای تبدیل دلارهای اضافی.
اگر دولت در تصویب متمم بودجه موفق شود، طبیعتا، این تفاوت بیشتر خواهد شد.
به قول معروف، حالا پیدا کنید.... پرتقال فروش را.... ولی برای تزریق این میزان ریال اضافی به اقتصاد تنبل ایران در عرصه تولید و برای افزودن بر تولید .... چه کرده ایم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

اقتصاد دستوری« ایرانی»!

شما هم حتما شنیده اید یکی را به ده راه نمی دادند، سراغ خانه کدخدا را می گرفت.
ما نمی دانستیم که این مجلس محترم چگونه می خواهد با چند تا دستور، نرخ بهره را « تک رقمی» بکند، می بینم، حالا قرار شده که با چند تا دستور دیگر، نرخ تورم هم تک رقمی بشود!
حالا که همه مشکلات را با دستور مجلس فخیمه می توان « حل» کرد، از نمایندگان محترم خواهش می کنم:
- برای تک رقمی کردن بیکاری هم دستور صادر کنند.
- تعداد تصادف و مرگ ومیر در جاده ها خیلی زیاد است. برای کاستن از آن هم دستور صادر کنند.
- حتی پارسال که سال خوبی بود- به گفته رئیس پژوهشکده پولی وبانکی- ولی رشد نقدینگی نزدیک به 35 درصد بود. لطفا، برای تک رقمی کردن آن هم دستورات مقتضی صادر بشود.
- کسری تراز تجاری ایران در سال گذشته نزدیک به 32 میلیارد دلار بود. لطف کنید و برای تک رقمی کردن آن هم یک فکری بکنید. صدور دستورات مربوطه که ظاهرا هزینه ای ندارد!
- آخ آخ داشت یادم می رفت. اعتیاد به مواد مخدر هم مسئله خیلی بزرگی است. برای « کوچک تر» کردنش لطفا از صدور دستورات لازم غفلت نشود.
دیگر از چه بنویسم.... برای بقیه مسایل ومشکلات هم التماس دعا دارم...

مصاحبه ای در باره اقتصاد ایران

رادیوی همبستگی که از استکهلم پخش می شود با من مصاحبه ای کرده است در باره اقتصاد ایران، اگر حوصله اش را دارید در اینجا بشنوید.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۸, دوشنبه

امان از دست سخنگوی دولت!

«الهام گفت: ما فكر مي‌كنيم تحريم مانند يك ماهي ليز و بدون باله‌اي است كه در دست كسي نمي‌ماند.وي افزود: معلوم نيست اين تحريم قابل تحقق باشد و بتوان گفت كه آسيب آن متوجه ما مي‌شود، چون از نظر اقتصادي ، ظرفيت توليدي در كشور بالاست و استعداد توليد و كار در كشور، استعداد خوبي است. سخنگوي دولت با بيان اينكه بخشي از واردات مانع استفاده از تمامي ظرفيتهاي توليدي كشور شده است،خاطرنشان كرد كه اگر اين اتفاق بيفتد صنعت داخلي و توليد شكوفا شده و رشد علمي و فناوري در پي خواهد داشت».
خدا به این آقای الهام سلامت بدهد و به ما هم یک کمی صبر انقلابی که بتوانیم ادعاهای ایشان را بخوانیم و فشارخونمان بالا نرود که کار دست ما بدهد. به این صورتی که آقای الهام می فرمایند امریکا و دیگر کشورها خیلی هم به ما لطف می کنند اگر ایران را تحریم کنند! یک بار دیگر فرمایش ایشان را بخوانید تا به راه راست هدایت بشوید! هم صنعت داخلی شکوفان می شود هم تولید و هم رشد علمی و فناوری خواهیم داشت! راستی از این بهتر دیگر چه می خواهید؟
من می گویم اگر « تحریم» این قدر خوب است و « فایده» دارد، خوب، چرا خودتان ایران را تحریم نمی کنید؟ پس چند روزپیش، برای چی تعرفه سیمان و آهن آلات را حذف کردید! به این حسابی که این جامی فرمائید، آن سیاست شما نمی تواند به نفع ایران باشد!
ولی این آقای الهام، آیا از آمارهای اداره کمرگ هم خبر ندارد وقتی می گوید، « ظرفیت تولیدی در کشور بالاست»! یعنی ایشان خبر ندارد که در سال گذشته بیش از 30 میلیارددلار- یا به حساب دلاری 920 تومان- 276.000.000.000.000 ریال کسری تجارتی- واردات منهای صادرات غیر نفتی- داشته ایم!
آیا به واقع ایشان حرفشان این است که اگر تحریم انجام بگیرد، هم « صنعت داخلی و تولید» شکوفا می شود و هم « رشد علمی و فناوری» به دنبالش می آید!
داداش:اگر قراراست این طوری بشود.... بسم الله! من می گویم بیائید و خودتان ایران را تحریم کنید!
(درنقل قول بالا من آن بخش ها را برجسته کرده ام)

اخلاق و آزادی!

این روزها در مملکت فخیمه انگلستان، یک از مسایلی که موضوع داغ بحث و جدل در رسانه ها شده است، حامله شدن خانمی است 63 ساله که با استفاده از تلقیح مصنوعی، فعلا دوران بارداری را می گذراند. به قرار اطلاع، دو فرزند دیگر این خانم از آب و گل درآمده وبالغ اند. عده ای با تکیه بر « حق انتخاب و آزادی فردی» معتقدند که کاری که این خانم کرده است فقط و فقط به خودش مربوط است نه به هیچ کس دیگر. از سوی دیگر، شماری دیگر می گویند که در این میان با خودخواهی مادر، به این نوزاد هنوز به دنیا نیامده اجحاف زیادی شده است. ضمن انتقاد به مادر، می گویند که معلوم نیست پی آمدهایش برتربیت روحی این کودک چه خواهد بود، چون وقتی به کلاس اول دبستان قدم می گذارد، مادرش اگر تا آن موقع زنده بماند، زنی است 70ساله و به همین دلیل نگران پی آمدهای روحی و روانی سن مادر بر این نوزاد به دنیانیامده اند.
نظرشما چیست؟ آیا با گروه اول موافق اید که « حق انتخاب و آزادی فردی» مهم است و نه هیچ چیز مقوله دیگر! اگر چنین عقیده ای دارید، آیا به هیچ گونه محدودیتی اعتقاد دارید یا خیر؟
آیا در این جا « خط قرمزی» هم هست؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۶, شنبه

اقتصاد ملانصرالدینی ما:

من فکر می کنم ما د رایران داریم به چیزی که می شود آن را « اقتصاد ملانصرالدینی» خواند نزدیک می شویم!

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۵, جمعه

باز هم در باره رانت خواری درایران

در آن چه که آقای جنان صفت به عنوان پاسخ به نقد من نوشته است، تنها بخشی که به من و یا به نقد من مربوط می شود همین است که در زیر می آورم. بقیه اش مسایلی است که اگرچه ممکن است اشک آدم را در بیاورد ولی نه به من مربوط است ونه به نقد من:
«آقای سیف عزیز اگر من بگویم سرچشمه ی رانت خواری دخالت دولت در اقتصاد است ٬ آیا معنایش این است که بخش خصوصی رانت خوار نیست ؟ تاکید میکنم منشا فساد اقتصادی ـ از جمله رانت خواری ـ تمایل دولت به حضور گسترده در اقتصاد است . چون با حضورش به ویژه اگر به منبع مهم در آمد نفت وصل باشد میتواند اقشار و گروه های مختلف را "نوکر خود "سازد و جای ارباب و نوکر را عوض کند . یک بار دیگر نقد خود را بخوانید و بار دیگر آنچه را نوشته ام مرور کنید . به نظرم تصدیق خواهید کرد "چه کسی لاف در غریبی میزند" . شما یا من ؟.» ( تاکید از من است)
با این حساب، باردیگر، پرسشم را تکرار می کنم: آیا می پذیرید که بخش خصوصی هم مستقل از ارتباط خود با بخش دولتی، « سرچشمه» و « منشا»ی دیگر رانت هست یا خیر! اگر پاسخ تان منفی است که پس ایرادتان به من دیگر چیست؟ اگر پاسخ تان مثبت است، که راه حل شما- حالا نوبت شماست که مطلب خودتان را یک بار دیگر بخوانید- آیا « خصوصی کردن» رانت خواری نیست؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه

قرض و انکار قرض

نوشته: پاول کروگمن
نیویورک تایمز
13 فوریه 2006
سال گذشته امریکائی 57 درصد بیشتر از درآمدهای شان از بازار جهانی هزینه کردند. این یعنی که واردات امریکا 57درصد از صادرات اش بیشتر بود. چگونه ما توانستیم به این صورت ورای امکانات مادی مان زندگی کنیم؟
دنباله

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

جهت اطلاع

با سلام خدمت همگی، مدتی است که در کنار « نیاک» که کار اصلی وبلاگ نویسی من است یک وبلاگ انگلیسی هم راه اندازی کرده
ام . تازه ترین مطلبی که در آن نوشته ام:
محبت می کنید اگر به این وبلاگ هم سر بزنید و نظرتان را برای من بنویسید.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

محاوره

جام می داشت به دستی و دو چشمانی مست
آمد انگار نسیمی به کنارم بنشست
گفت، نامت! گفتم عاشقی مست و خراب
گفت، کاروبارت! گفتم شوریده ترین باده پرست
گفت، شهدت! گفتم می تلخ
گفت، منجی ات! گفتم دلبری جام به دست
گفت، دردت! گفتم درد هجرانی من
گفت در چه حالی اکنون! گفتم مستانه و مست
گفت، فتوایت! گفتم، نوش
گفت، ابلیس! گفتم آن کس که پیمانه شکست
گفت، امروزت! گفتم غم فردا خوردن
گفت، فردایت! گفتم خندان لب و پیمانه به دست
گفت، زلف یاری تو، پریشان در باد
گفتم، صخره را می مانم، من دردی کش مست

ه‍.ش. ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه

روزجهانی کارگران:

یک داستان کوتاه ولی واقعی از ایران
-چرا گريه مى كنيد؟
-بى پناهى بد درديه.چى شده؟
-چى شده دو ساله دارم اينجا كار مى كنم هيچ وقت پولمو سر وقت نگرفتم هر قوت د لشون مى خواهد پول مى دهند.
-كارت چيه؟
-چرخ دوزى
-چقدر مى گيرى؟
-۱۰۰ هزار تومان
-چند ساعت كار مى كنى؟
-از هشت صبح مى آيم تا هفت غروب
در حالى كه چشمانش را پاك مى كند ادامه مى دهد:
- اما وقتى مى خواهند پول بدهند خيلى سخت شان هست. هر دو ماه گاهى سه ماه در ميان حقوق مى دهند. با سه تا بچه قد و نيم قد فكر بكن چيكار مى كنم.
-شوهرت كجاست؟
- آبدارچى يكى از همين شركت هاست اون هم وضع اش بدتر از من، حقوق اش را نمى دهند.
-چرا اعتراض نمى كنيد؟
- اعتراض، امروز اعتراض كردم كه اخراج شدم از آن چيزى كه مى ترسيدم سرم آمد. سه تا بچه قد و نيم قد، پول اجاره خانه و درس و مشق هاى بچه ها را هم اضافه كن.
-توى اين دو سال بيمه بودى؟
- برو خدا خيرت بده، پولمو به زور مى گرفتم.
-چرا شكايت نمى كردى؟
....-شكايت، اگر شكايت مى كردم زودتر از اينها اخراج
در حالى كه گريه امانش نداد بقيه جمله اش را تمام بكند گذاشت و رفت.
روزجهانی کارگر بر کارگران جهان مبارک باد

منطق سنگ:

يکی برای من ايميلی فرستاد که مرد حسابي٬ اگر می خواهی به آزادی برسی٬ بايد جواب کلوخ انداز را با سنگ بدهی... برايش نوشتم که اگر منطق نگرش تو درست باشد٬ کلوخ انداز هم لابد جواب سنگ اندازی مرا باید با یک سنگ بزرگتر بدهد و بعد من با سنگی بزرگترتر.....