ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۹, چهارشنبه

یادداشتهائی از سر بی حوصلگی!

این روزها گرفتارم و نمی توانم یادداشت تازه بنویسم. به همین خاطر یک یادداشت اندکی بیات را می گذارم این جا
من تا کنون براین گمان باطل بودم که سردرآوردن از نحوه اداره اقتصاد ایران رمل و اسطرلاب لازم دارد و کار هر کس نیست، ولی الان می بینم که سیاست ایران هم دست کمی از شهر فرنگ ندارد. بعید نمی دانم که بعضی ها این تحولات تازه را نشانه « جنگ زرگری» بدانند که به خاطر خرابی وضع، لازم شده است. ولی من با این دیدگاه همراه نیستم. یعنی فکر می کنم که داستان اندکی جدی تر است. اگر چه درجوانی « سیاسی کار» بودم یا فکر می کردم که این چنین بودم ولی هیچ گاه « سیاست باز» نبوده ام در نتیجه، نه اطلاع زیادی از سیاست بازی دارم و نه تجربه ای ولی به نظرم می رسد که دعوای سیاسی ایران بیشتر حالت دعوا در یک کودکستان را دارد که بچه ها، همین که می بینند حواس معلم اندکی پرت شده است به سر وصورت یک دیگر چنگ می زنند و احتمالا دوتا « خاک برسر» به یک دیگر می گویند. همانند همیشه البته دود این « بچه بازی» به چشم مردم شریف ایران خواهد رفت.
از نطق آقای احمدی نژاد در قم که بگذریم، بعد می رسیم به اظهارات عجیب وزیر پیشین اقتصاد[1] که معلوم نیست در این سی ماه گذشته در کجا بوده اند. یعنی چرا برای مردم توضیح نمی دهند که با آن چه که خودشان گفته اند چرا زودتر از این دولتی که فقط با خواجه حافظ شیرازی مشکل نداشت و ندارد کنار نرفتند؟ و بعد می رسیم به نامه نگاری بین حداد عادل و رئیس جمهور. رئیس جمهور[2] در نامه اش می نویسد که « چگونه بايد به تخلف شما رسيدگي شود و اين آسيب چگونه قابل جبران است؟ ». حدادعادل[3] هم در پاسخی که می نویسد توپ را دو باره به زمین آقای احمدی نژاد انداخته و از « اقدام خود به قانون» سخن می گوید و ادامه می دهد « اينجانب به حكم وظيفه‌اي كه قانون به عهده رئيس مجلس قرار داده روزنامه رسمي را طي نامه‌اي به تاريخ 28/1/87 موظف به انتشار 3 قانون مذبور نمودم و هزمان رو نوشت نامه ابلاغي به آن روزنامه را براي جنابعالي فرستادم.». به زبان بی زبانی دارد می گوید اگر « تخلفی» صورت گرفته، این تخلف را رئیس جمهور انجام داده است و نه رئیس مجلس. و بعد می رسیم به اظهار نظر یکی از مراجع تقلید[4] که انگار می خواند « بچه های شیطان» را ادب کند. دراین خصوص البته آقای خامنه ای هنوز نظری ابراز نکرده است. در این میان، آقای داودی[5] معاون اول رئیس جمهور در سخنانی که به ظن غالب در جواب وزیر پیشین اقتصاد می گوید، به واقع داد آدم را در می آورد. برای مثال این تکه از حرفهای ایشان به واقع ترسناک است که « ما دولتمرديم نه معلم اقتصاد كه مدام به تجزيه و تحليل اثرات اقتصادي اجراي سياست‌ها با نمودارها و فرمولهاي اقتصادي بپردازيم». به سخن دیگر، ما سیاست ها را اجرا می کنیم، دیگران به تحلیل و اثرات آن بپردازند و اگر ما تحلیلشان را دوست داشتیم که هیچ و اگر هم قبول نداشتیم که آقای الهام یک جلسه مطبوعاتی می گذارد و منکر همه چیز خواهد شد! البته حرفهای دیگری هم زده است که نمی دانم خنده دارند یا گریه آور، مثلا از « سیاست های کاهش تعرفه» به منظور« کاهش قیمت مسکن» سخن گفت که من یکی ارتباط اش را نمی فهمم. پائین آوردن تعرفه شکر که عملا موجب ورشکستگی تولید کنندگان شکر[6] شد و یا پائین آوردن تعرفه چای وارداتی که موجب تعطیلی 169 کارخانه چای سازی شد، و یا پائین آوردن تعرفه برنچ[7] که داد برنحکاران را درآورد چه ارتباطی با قیمت مسکن دارد بر من یکی روشن نیست.
به این نکته هم اشاره کنم که من یواش یواش دارم متقاعد می شوم که مشکل ایران کمبود اقتصاددان و یا اقتصاد ندانی دولتمردان نیست. به نظرم از آن بدتر، به خصوص در این سالها « اقتصاد ندانی اقتصاددانان» است که نمونه اش را در فرمایشات آقای خوش چهره[8] مشاهده می کنیم. این قطعه از فرمایشات ایشان به واقع محشر است: « تاچر خیلی قوی از ابزارهای سیاستی و نظارتی خودش استفاده کرد و افزایش قیمت مسکن را تحت عنوان افزایش اضافی کاذب با ابزارمالیاتی مهار کرد. یعنی اینکه اگر یک خانه ای 20 هزار پوندی شد 90 هزار پوند، توانست با گرفتن 90 درصد مالیات آن عارضه را از بین ببرد.» از آن بدتر، درهمین فرمایشات جناب خوش چهره ادعا کرد که:« بر این اساس تاچر درآمد حاصله را به عنوان درآمد دولت به خزانه باز نگرداند، بلکه به عنوان درآمدی برای ساخت و ساز مسکن ارزان، در اختیار شوراهای محلی یا شهرداری ها قرار داد و لذا از ثروت ثروت مند کاست واز فقر فقرا جلوگیری کرد . » والله من هنوز نمی فهمم چرا حرف مفت زدن در ایران مالیات ندارد! خانم تاچر از « ثروت ثروتمند کاست و از فقر فقرا جلوگیری کرد»! مرد حسابی، مگر مجبوری در باره مسایلی که از آن خبر نداری، اظهار نظر بکنی؟
وزیر کشور هم که قرار است برود و به جایش کسی می آید که بعید است از سوی مجلس تائید شود. اگر به آن چه که در اینجا[9] آمده است توجه کنید متوجه عرض بنده خواهید شد. قرارا منبع خروج 200 میلیارد دلار از ایران در طول 2 سال که درواقع از کل تولید ملی ایران هم بیشتر است، همین سرپرست تازه وزارت کشور بوده است والبته شواهد دیگری هم دردست است که باعث شد تا درموارد مکرر همین مجلس خواهان بر کناری ایشان بشود که البته با « ریش سفیدی» این اتفاق نیفتاد. به این خاطر، بعید می دانم که اگر به عنوان وزیر کشور به همین مجلس معرفی شود، بتواند از این نمایندگان رای اعتماد بگیرد ( مگر این که کسی که دستهای قوی ای دارد گوش نمایندگان را به موقع بکشد!) البته بگویم و بگذرم که اگر این گونه بشود، این هم لابد وسیله/ و بهانه ای می شود تا آقای رئیس جمهور درسخن رانی بعد از آن ادعا کند که این مجلس غربال شده هم با برنامه های ایشان همراهی ندارد. البته آقای رئیس جمهور[10] در همدان براجرای همان سیاست های به شدت مخرب کاستن دستوری از نرخ بهره- آن هم در اقتصادی که به تائید همگان احتمالا به غیر از رئیس جمهور و آقای الهام- تورم در آن افزایش جهشی داشته است، تاکید کرده است که اگر اجرا شود، بدون تردید باید منتظر تورم بیشتر در مسکن و اجاره بها شد. چون از سوی دیگر، شرایط برای سرمایه گذاری- بر خلاف همه ادعاهای دولت- از همیشه ناامن تر شده است. دولت مهر ورز هم که خیال ندارد جلوگیری افزایش نقدینگی را بگیرد، و هنوز هیچ نشده، جلوگیری از برنامه بانک مرکزی را در سایت ها خوانده ایم. و این نقدینگی روزافزون هم، متاسفانه جای زیادی ندارد تا مصرف شود. یا صرف خرید زمین و خانه می شود و یا به صورت سکه در می آید و در نهایت، به صورت تورم بیشتر ترجمه می شود. در عین حال گفتن دارد که در کنار تنبلی بخش تولیدی اقتصاد، از سوئی افزایش واردات را داریم که اگر ادعای نماینده مجلس[11] راست باشد که هر یک میلیارد دلار واردات باعث از دست رفتن 100 هزار فرصت شغلی می شود که در آن صورت با واردات 60 میلیارد دلاری باید فاتحه نزدیک به 6 میلیون فرصت شغلی را در این اقتصاد « پسامدرن» ایران خواند و اگر این پیش نگری حتی اندکی راست باشد، دیر نیست که سوء مدیریت اقتصادی به صورت مشکلات اجتماعی گسترده در آید. در آن صورت، « دولت مهرورز» هم لابد جواب اعتراض را اگر نتواند با ادعاهای واهی بدهد، لابد با گلوله های واقعی می دهد و دیرنیست به جائی برسیم که این بحث ها، به واقع به صورت مباحثی از سر سیری در بیاید و بیشتر حالت اکادمیک بگیرد.
البته جناب کروبی[12] هم وارد میدان می شود که جناب، شما الان سه سال است که در مصدر امورید، به جای این فرمایشات به مشکلات مردم برسید و البته که ادعای سازمان بازرسی کل کشور[13] را هم داریم که ما از « مافیای اقتصادی» آقای رئیس جمهور خبر نداریم. با این همه به گمان من، آن چه در این میان مورد غفلت قرار می گیرد، واژه معصوم « عدالت» است که نه به قدر کافی تعریف می شود و نه این که کار سازنده ای برای رسیدن به جامعه ای که نابرابری در آن کمتر باشد، صورت می گیرد. یعنی باز می رسیم به اول خط که کسانی که آن گونه که از قرائی پیداست، نه دین دارند و نه آزاده اند، درباره سرنوشت این 70 میلیون آدم تصمیم می گیرند و می خواهند بند بازانه مملکت را اداره نمایند. البته که چنین کاری عملی نخواهد بود و دیر نیست که با چنان شرایطی در ایران روبرو شویم که به قول معروف، آدم برای دشمنانش هم نمی خواهد.
امیدوارم که اشتباه کنم.....
[1] http://fardanews.com/show/?id=50515
[2] http://www.noandish.com/com.php?id=15430
[3] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702030807
[4] http://fardanews.com/show/?id=50581
[5] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8702030823
[6] http://www.yahiaie.com/article-print-29.html
[7] http://www.aftabnews.ir/vdcf1vdw6edxe.html
[8] http://www.fararu.com/vdcciiqs.2bqx48laa2.html
[9] http://www.mardomsalari.com/Template1/25341
[10] http://www.aftabnews.ir/vdcfxydw6edje.html
[11] http://www.aftabnews.ir/vdcba5brhsbw0.html
[12] http://www.aftabnews.ir/vdcjyoeuqxexa.html
[13] http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=669213

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۳, پنجشنبه

کیمیای سنگگ و دیزی درایران!

من تا بحال فکر می کردم که آقای احمدی نژاد اقتصادش خراب است . ولی نگو مشکل اصلی ایشان به واقع این است که ایشان حسابشان ضعیف است.
دراینجا می خوانیم که کل درآمد ایران از نفت در سه ماه اول سال 2009 فقط 9 میلیارددلار بود. اگرفرض کنیم که وضعیت اقتصادی دنیا خراب تر نمی شود و به تعاقب آن بازار نفت هم به دست انداز بیشتر نمی افتد کل درآمد ایران از نفت درسال می شود 36 میلیارددلار.
حالا توجه داشته باشید که آقای احمدی نژاد دراسلام شهر وعده داده اند که به 50 میلیون ایران ماهی 60 هزارتومان یارانه نقدی خواهند داد. همین طور سردستی، هرینه ریالی می شود 36.000.000.000.000 تومان و اگر دلار بطور متوسط 1000 تومان باشد، این می شود 36 میلیارد دلار- یعنی پول نفت....پر.
واما آقای احمدی نژاد وقتی پول نفت رفت، ممکن است برای خلق خدا توضیح بدهید که واردات شکر، گندم، برنج، پرتقال، سیب زمینی، ..... اتوموبیل .... وبطور کلی از جان آدم تا شیرمرغ چگونه باید تامین مالی بشود! توجه دارید که به واردات مواد اولیه نپرداختم. از هزینه های پنهانی متعدد حرف نزده ام. فقط شما را به هرچه که به آن اعتقاد دارید کاری نکنید که سنگگ و دیزی هم در ایران حکم کیمیا پیدا بکند.....

ه‍.ش. ۱۳۸۸ فروردین ۲۶, چهارشنبه

آسوده بخوابیم که آقای احمدی نژاد بیداراست!

رییس‌جمهوری گفت: "هنگامی که به آمریکا سفر کرده بودم خبرنگاری از من پرسید که ممکن است قدرت‌های بزرگ بخواهند ایران را منزوی کنند که بنده در پاسخ گفتم: ایران کسانی را که بخواهند منزوی‌اش کنند با هفت جدش منزوی می‌کند. خبرنگار پرسید که ممکن است آنها به شما حمله نظامی کنند و بنده در پاسخ گفتم: آنها که هیچ، پدرجد آنها هم نمی‌تواند به ایران حمله نظامی کند."
ریاست جمهوری از این بهتر!
ولی آقای رئیس جمهور، اگر کسی بخواهد ایران را « منزوی» بکند، شما به « هفت جدش» چیکار دارید! آنها که گناهی مرتکب نشده اند. منزوی کردن هفت جدی که استخوان شان هم پوسیده است، واقعا، گناه دارد!
در باره نکته دوم، نمی دانم چرا یاد آن فیلم های سرخ پوستی هالیوود افتادم و بعد دیدم که حتما حق به جانب آقای رئیس جمهور است. آن آدمهای لخت و پا پتی که سوار اسب های بی زین و بی پالان بودند که نمی توانند یک کاره بیایند خاورمیانه و به ایران حمله کنند...
پس، کورش! آسوده بخواب که آقای احمدی نژاد بیدار است!

ه‍.ش. ۱۳۸۸ فروردین ۱۲, چهارشنبه

یک سئوال!

من هم خوانده ام که « هنز نزد ایرانیان است و بس» ولی سئوالی دارم که از راهنمائی شما پیشاپیش تشکر می کنم:
آیا کسی کشوری را می شناسد که در آن زندگی معمولی اش و مطبوعات و وو بیش از دو هفته تعطیل بشود؟
یعنی در این دوهفته اصولا خبری نبوده است که مثلا روزنامه ای منتشر بشود. جالب این که حضراتی که « روز» را درفرنگ منتشر می کنند به قول معروف هم از « توبره می خورند و هم از آخور» هم دو هفته همراه تعطیلات ایران تعطیل می کنند و هم در این ولایت هر روزی که تعطیل شود....
عبرت آمیز این که همین ملت به مقدار زیادی تنبل وقتی یک بازی فوتبال را می بازد، این باخث برایشان « ناموسی» هم می شود و آن وقت بیا و ببین که چه میزان نژاد پرستی زشت می زند بیرون.... !