ه‍.ش. ۱۳۸۴ آذر ۸, سه‌شنبه

ما وعدد ورقم

به نوشته روزنامه دنیای اقتصاد، دولت در سال 5میلیارددلار برای واردات بنزین به ایران هزینه می کند. به گفته همین روزنامه بنزینی که لیتری 4000 ریال قیمت تمام شده آن است به بهای 800 ریال در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد. واردات بنزین روزانه هم معادل 20 میلیون لیتر است. اگر این ارقام را در هم ضرب کنید، کل هزینه دلاری آن اندکی بیشتر از 3.2 میلیارددلار می شود. با این حساب، روشن نیست بر سر 1.8 میلیارد دلار دیگر چه می آید؟
20 میلیون ضربدر365 ضربدر4000 بخش بر 9100 می شود 3208791208 دلار
معادل ریالی این مبلغی که « گم» می شود هم 16307200000000ریال می شود.
من که نمی توانم این رقم را بخوانم! شما چی؟
حالا که دارم از عددورقم حرف می زنم پس اشاره ای هم بکنم به نکته دیگری. یادتان هست که مدتی پیش حتی داد آقای شاهرودی هم از « فرارسرمایه» از ایران در آمده بود و ایشان مدعی شد که 200 میلیارددلار در دوبی از سوی ایرانیان سرمایه گذاری شده است! پس از آن کم نبودند نویسندگانی که همین حرف جناب شاهرودی را ملاک کار قرار داده و اندر بدی وضع اقتصاد و فرار سرمایه ازآن قلم فرسائی کردند.
در این که سرمایه از ایران فرار می کند تردیدی نیست. در این هم تردیدی نیست که وضع اقتصادی ما بد است و خیلی هم بد. ولی مسایل اقتصادی ما با اغراق در باره مشکلات و یا دست آوردها تخفیف پیدا نمی کند. بد تر می شود. در پیوند با فرارسرمایه، بگویم و بگذرم که این مشکلی است که حداقل از اواخر قرن نوزدهم داشته ایم و به احتمال قریب به یقین میزانش اخیرا افزایش یافته است. ولی ما انگار در ایران درک درستی از عددو رقم نداریم. چیزی می گوئیم و دلمان خوش است که داریم « اطلاع رسانی» می کنیم ( نمونه بنزین که در بالا گفتم) و یا « افشاگری» می کنیم ( در این مورد) و به خصوص در این جا، هم هرچه سیاه تر ، لابد بهتر. غافل ا زاین که با این کار ذهنیت خواننده را مغشوش خواهیم کرد.
براساس خبری که در سایت انتخاب آمده است به گفته مدیر کل اعتبارات بانک مرکزی، کل نقدینه موجود دراقتصاد ایران 784000 میلیاردریال است که به حساب دلاری 9100 ریال می شود اندکی بیش از 86 میلیارددلار! حالا از این میزان، شیر پاک خورده ای مرا راهنمائی کند که چگونه می شود 200 میلیارد دلارش را در دوبی سرمایه گذاری کرد؟
یعنی برای این که 200 میلیارد دلار از اقتصاد ایران به در برده شود فقط برای همین یک فقره، شما به 1820000میلیاردریال نقدینگی نیاز دارید که بیش از 2 برابر کل نقدینگی موجود در اقتصاد ایران است!
به نطر من، اشکال این گونه اغراق گوئی ها این است که ما درک درستی از مسایل و مشکلات خودمان نداریم.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آذر ۷, دوشنبه

سرمایة گذاری خارجی وریسك سیاسی

نطق آقای احمدی نژاد در جمع بسیجیان را که خواندم، دیدم هرچه که کمبودهای فرایند انتخابات در ایران باشد ولی ایشان ظاهرا خودشان هم « قبول» ندارند که رئیس جمهوریک کشورند! چون اگر چنین چیزی را قبول می داشتند باید تا سرحد امکان این گونه فضل وفرمایش نمی کردند! اگرچه بعضی از جریانات داخلی، از ایراد چنین نطق هائی بسیار هم « خرسندند» ولی، به گمان من عمده ترین پی آمدش افزایش ریسک سیاسی و به همراه آن، افزایش هزینه سرمایه گذاری خارجی در ایران است.
در این مطلب اگرچه به این نطق نپرداخته ام ولی در باره ریسک سیاسی نوشته ام که می خوانید.
متن کامل

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آذر ۳, پنجشنبه

موانع فرهنگی توسعه اقتصادی درایران 2


داشتم از موانع فرهنگی توسعه اقتصادی درایران می گفتم. مسئله فرهنگی دیگری كه به گمان من، پی آمدهای مشخصی برروند توسعه دارد، تمایل ملی وسراسری شده ما به شانه خالی كردن از زیر بار مسئولیت هاست.
دنباله

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آذر ۲, چهارشنبه

موانع فرهنگی توسعه اقتصادی درایران (1)

در وارسیدن موانع موجود بر سر راه توسعه اقتصادی - اجتماعی در ایران و جوامع مشابه، می توان به زنجیره ای از عوامل درونی و برون ساختاری اشاره كردكه هر یك، به درجات گوناگون در این امر دخیل بوده اند
دنباله

مكانیسم بازار و جامعة مدنی

جهت گیری عمده سیاست پردازی اقتصادی در ایران از 1368 به این سو، با افت و خیزهائی براجرای برنامه تعدیل ساختاری استواربوده است که علاوه بر رهاسازی، شامل خصوصی سازی – واگذاری شرکت های دولتی به بخش خصوصی- هم بوده است. ادعای مدافعان این سیاست هابراین است که هم « تصدی گری» دولت کمتر می شود و هم این که « بخش خصوصی» که « کارآفرینی» دارد دست و بالش باز می شود و می تواند با گسترش تولید و بهبود کیفیت برای مصرف کنندگان ایرانی تخم دو زرده بگذارد. البته نه این وعده ها در ایران تازگی داردونه اجرای این سیاست ها....

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۹, یکشنبه

تضاد بین اقتصاد خرد و اقتصاد کلان

دروبگردی های اخیر متوجه نکته ای شده ام که به فال نیک می گیرم. شماری از دوستان، دارند روی متد و شیوه تحقیق وپژوهش بگومگو می کنند و این خودش خیلی خوب است، خیلی. در این جا به اشاره می گویم که این و این را حتما بخوانید. نه این که مدافع همه نظریات نویسندگان آنها باشم ولی خواندن هردو خیلی هم خوب است ومفید.
در این یادداشت می خواهم به اختصار در باره تضاد و تناقضی که بین اقتصاد خرد و اقتصاد کلان وجود دارد چند کلمه ای بنویسم تا نشان بدهم که برخلاف پیشنهاد حامد، نمی توان با داده های اقتصاد خرد به سیاست پردازی پرداخت.
در مثل مناقشته نیست. کشوری را در نظر بگیرید که مثلا هزار تا شرکت و یا بنگاه اقتصادی دارد. این شرکت ها در شروع کار همه دولتی اند. بعد می آئیم آنها را به بخش خصوصی واگذار می کنیم. وقتی به بخش خصوصی واگذار می شوند، فرض کنید که 50% کارمندان خود را جواب می کنند ولی کل تولید شان تنها به اندازه 20% کاهش پیدا می کند.
در سطح اقتصاد خرد، بازدهی کار در این شرکت ها به وضوح افزایش یافته است. چون 50% نیروی کار قبلی، به اندازه 80% تولیدات قبلی شرکت تولید می کند. این یک نکته.
درسطح اقتصاد کلان، « تولید ناخالص ملی»- یعنی جمع تولیدات این شرکت ها- دراین کشور، 20% کاهش یافته است. و این هم نکته دیگر….
حالا نتیجه این نکته چیست؟ نمی دانم. تنها چیزی که می دانم این که این مسایل، بسیار پیچیده تر از آن هستند که در اول کار به نظر می رسند.
تا شما راعقیده چه باشد؟

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۶, پنجشنبه

باز هم در باره تورم درایران

وقتی یادداشتم در باره تورم را در « نیاک» گذاشتم چند تن از دوستان لطف کرده وبرآن کامنت نوشتند. چون نمی شود به کامنت دوستان پاسخ های تک خطی داد بهتر دیدم که این یادداشت را در پاسخ این دوستان بنویسم. نکته رضای عزیز را اصلا نمی فهمم که تورم در دراز مدت هیچ تاثیری بر بخش واقعی اقتصاد ندارد. من چنین دیدگاهی راقبول ندارم.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۵, چهارشنبه

چالش

دوست تر داشتم در پاسخ دوستانی که بر پست قبلی من کامنت نوشتند، یادداشتی بنویسم ولی با وضعیتی که در وبلاگستان پیش آمده است شاید هم بد نیست این شعر را بگذارم. دوستان گرامی در پاسختان خواهم نوشت. ا.س
وقتی تمام جهان سبز است
و آسمان خدا آبی ست
و غاز های مهاجر، مثل نظامیان بازآمده از جنگ
سرود رجعت می خوانند
در انتظار بهاران بودن
به این می ماند كه بگوئی
آری،
درخت سیب، سیب می دهد.
گركرد می توانی، در این زمهریر توان سوز
این فصل یخ
كه انجماد و برودت بیداد می كند
بیاد بهاران باش
در خاك های مرده
تك دانه ای بكار
مارچ 1994

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۴, سه‌شنبه

پی آمدهای تورم

در این یادداشت می خواهم به اختصارتوجه شما را به پی آمدهای تورم توام با رکود درجامعه جلب بکنم.
وقتی در جامعه ای قیمت ها افزایش می یابد، این افزایش قیمت برزندگی همگان تاثیر می گذارد چه آنها که شاغل اند وچه آنها که حتی کاری ندارند. هرچه که منشاء درآمد شخص باشد، میزان واقعی آن درآمد- یعنی قدرت خرید پولی که در جیب شماست- در نتیجه تورم کاهش می یابد. یعنی وقتی قیمت ها افزایش می یابد شمای مصرف کننده طبیعتا به مقدار پول بیشتری نیاز داری تا بتوانی کالاهای مورد نیاز را تهیه و مصرف نمائی. درخصوص طبقه کارگر، پی آمدهای تورم بسیار چشمگیر است و اتفاقا ارزش تنها کالائی که این طبقه برای فروش در اختیار دارد- یعنی نیروی کاراو – کاهش می یابد. پی آمد تورم برای طبقه سرمایه داردقیقا به عکس است. یعنی قیمت آن چه که در تملک این طبقه است- یعنی کالاهائی که دراقتصاد تولید می شود- در نتیجه تورم بیشتر می شود و طبیعتا درآمد بیشتری نصیب این طبقه می گردد. به سخن دیگر، آن چه در نتیجه تورم در جامعه اتفاق می افتد این که توزیع درآمد در جامعه به نفع طبقه سرمایه دار تغییر می کند. اگر پی آمد های بیکاری درجامعه را هم در نظر بگیرید تصویر کامل می شود. یعنی وقتی بیکاری در جامعه زیادباشد یا دائما افزایش پیدا بکند بدیهی است که برروی میزان واقعی مزد- آن چه که نصیب طبقه کارگر می شود- تاثیر منفی خواهد داشت. ودلیل اش هم این است که از سوئی بخش های زیادی از جمعیت به غیر از نیروی کار خود کالای دیگری برای فروش ندارند و از سوی دیگرافزایش بیکاری به معنای کم شدن تقاضا برای نیروی کار در جامعه است وترکیب این دو نیز، سراز کاهش میزان واقعی مزد در می آورد. با توجه به این مقدمه اگر به وضعیت در اقتصاد ایران بنگرید شاید روشن شود چرا در سالهای اخیر بخش های بیشتری از جمعیت به صورت اقشار آسیب پذیر در آمده اند و اگرچه ارقام قابل اعتماد دردسترس نیست ولی همه شواهد حاکی است که میلیون ها تن از هم وطنان ما زیر خط فقر زندگی می کنند.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۲, یکشنبه

پرسشی از وزیراقتصاد:

از آقای وزیر اقتصاد نقل شده است که:
«توصيه جدي من به سهامداران به خصوص سهامداران خرد اين است كه سهام خود را تا يك ماه آينده نفروشند چراكه با پيش‌بيني ساز و كارهاي تضميني جديد اينگونه سهامداران با فروش فوري سهام بشدت متضرر مي‌شوند». ایشان ادامه داده اند که « دليل اصلي اين افت افزايش عرضه سهام از بابت نگراني كاهش قيمت در آينده است»
ممکن است آقای وزیر جواب بدهند که چگونه است که :
«سازمان بورس اوارق بهادار تهران اعلام کرد: ۱۰ ميليون سهم از سهام شرکت پتروشيمي شيراز روز يازدهم آبان ماه در بورس تهران عرضه مي شود.»
یعنی شما می فرمائید که ارایه این ده میلیون باعث افزایش « عرضه» نمی شود و یا، اگر « دولت» متضرر شود اشکالی ندارد یا چی؟

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۱, شنبه

عادت


چشمهای مان را بسته بودند
و لبهای مان را دوختند
تا به تاریكی و سكوت معتادمان كنند
ایستاده ایم به تاریكی
چشمهای مان بسته است
و لبهای مان دوخته
با نعره های شكسته
در حفره حفره های گلوهامان
فریاد می كنیم
عادت نكرده ایم
عادت نمی كنیم
.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۲۰, جمعه

دراعتراض به سانسور انترنت در ایران و تازه ترین نمونه اش فیلترینگ سایت تریبون فمینیستی- امروز جمعه 11 نوامبر، وبلاگ نیاک تحت نام تریبون فمینیستی منتشر می شود .
احمدسیف

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۱۷, سه‌شنبه

روشنفکران از زمانه طلبکار

در شرایطی كه اندیشیدن انسان به مخاطره می افتد، بدیهی است اندیشمندان كه قرارا كاری غیر از « اندیشیدن » ندارند، بطور كلی از جامعه ای كه فرهنگ و سیاست حاكم بر آن اندیشیدن را بر نمی تابد و هزار و یك مانع بر سر راه اندیشیدن می گذارد، « طلبكار» می شوند و به همین خاطر است كه من می خواهم در این نوشتار از « روشنفكران از زمانه طلبكار» حرف بزنم. پی آمد مخرب این شیوة كار بر فرایند اندیشه ورزی در جامعه روشن تر از آن است كه توضیح بیشتری بطلبد.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

«فقرا از سيري سلولي به سيري شكمي روي آورده‌اند»

درسایت ایسنا، چشمم افتاد به این گزارش.... در زیر می آورم که بخوانید. ا.س
بررسي سهم هزينه كالاهاي خوراكي در سبد مصرف خانوارهاي شهري ايران در طول سال‌هاي 1361 تا 82 نشان مي‌دهد اين هزينه
در مجموع حدود 40 درصد كاهش يافته است كه اين مساله نشان دهنده بروز سوء تغذيه در خانوارهاي شهري و در نتيجه وجود مشكلات اساسي در اقتصاد كشور و از سوي ديگر حكايت از فقر و فشارهاي مالي به خانوارها دارد.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۱۳, جمعه

ممنوعه شدیم: تریبون فمینیستی فیلترشد


به نظر می آید که "ضعیفه" های جامعه مردانه "خشم برانگیز "شده اند!از روز 5 شنبه 12 آبان 1384 ما هم درکنار فیلترشدگان قرار گرفته ایم. ازچند ماه پیش و بلاخره چندروز پیش از منابع غیررسمی مان شنیدیم که مخابرات نام تریبون را نیز برای فیلترینگ به ISPوICP ها داده است اما امیدواربودیم که شایعه باشد که نبود. این خبر را نیمه شب دیشب بلاگرها برایمان SMS کردند و این بار دیگر چوپان دروغ گو نبود. به هرحال ما زنان که در دنیای حقیقی جامعه جزو اقلام ممنوعه هستیم در دنیای مجازی نیز ممنوع شدیم.در هرحال امیدواریم آنان که می توانند هنوز ما را ببینید و با شیوه های دور زدن آَشنایند این خبر را به دیگر دوستان بدهند که کارمان ادامه دارد و ما تلاش مان را برای ماندن در فضای مجازی انجام خواهیم داد. چندی پیش تریبون هم به همراه دیگر سایت های زنان به سیاست فیلترینگ زنان در اینترنت اعتراض کرد. فیلتر شدن کنونی تریبون فمینیستی نشان از تداوم این سیاست دارد.
نیاک:
پیشنهاد می کنم که به عنوان اعتراض به سانسور ادامه دارانترنت در ایران، دربرخورد به تازه ترین نمونه فیلترینگ درایران، روزجمعه 11 نوامبر 2005 همه وبلاگ ها، به نام « تریبون فمینیستی» منتشر شوند.

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۱۲, پنجشنبه

گزارش مخدوش بانک جهانی در باره نفتا و کارگران

نوشته پیتر بکویس

ترجمه احمدسیف

درگزارشی که از سوی بانک جهانی در 17 دسامبر (2003) تحت عنوان « درسهائی از نفتا برای امریکای لاتین وجزایر کارائیب» منتشر شد محققان بانک معیار تازه ای از تحلیل مشکوک ، تحریف نتایج، و نتیجه گیری های غیر معقول به دست داده اند. مصمم به این که نشان بدهند که نفتا یک موهبت الهی برای مکزیک بود- باوجود همه شواهدی که در جهت عکس آن وجود دارد- نویسندگان گزارش حتی در تناقض با آمارهای خود در این گزارش، نتیجه گیری هائی کرده اند که غیر قابل دفاع است. تنها برای این که ادعا کنند که نفتا الگوی تجارت آزادی است که امریکای لاتین باید تقلید کند.
دنباله

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۱۱, چهارشنبه

نقدی بر "نئولیبرالیسم و دموکراسی"

احمد عزیز که مدتی پیشتر مقاله من « نئولیبرالیسم و دموکراسی» را در « نیاک» خوانده است، در بخش کامنت ها این نقد را نوشته است که با اجازه خودش در این جا می گذارم که شما هم بخوانید. تا آنجا که به من مربوط می شود احمد از هفتاد دولت و ملت آزاد است که در باره نوشته های من هر نظری داشته باشد. پس، قضاوت را به عهده شما می گذارم.
احمد سیف

نوشته: احمد
اول اینکه شما مشخص نمی کنید چه کسی ادعا کرده "دموكراسي نتيجة طبيعی نظام سرمايه سالاريست و اين دو به طور نزديكی به يكديگر مربوط و وابسته اند". بهتر بود ماخذ می دادید و دلایل کسایی که این ادعا رو دارن نقد می کردید. تا اونجایی که بنده می دونم علم اقتصاد سیاسی جدید بحث رو اینجوری آغاز نمی کنه بلکه با ابزار تئوری بازیها سعی می کنه نتایج کشمکشها و بازیهای استراتریک بین گروههای مختلف شامل صاحبان قدرت – سرمایه داران – نخبگان و مردم عادی رو مطالعه کنه و نشون می ده که تحت فرضیات مختلف نتایج اقتصادی و سیاسی کاملا متفاوتی حاصل می شه.

التماس دعا از یک مدعی:

آقای قدوسی که « علاقه» ویژه ای به مقالات من دارند! نمی دانم چرا دست از سر کچل بنده بر نمی دارند? به تصادف به وبلاگ دوستی رفته بودم، دیدم ایشان از«جیب» بنده « ضیافتی» به راه انداخته اند! چند کلمه ای نوشتم که برادر مرا با امثال تو حرفی نیست تو هم به کار من کار نداشته باش. این که از « اروپا» به من می گوئی حرفم پرت است چون در خارج از ایران هستم، شیوه دلپسندی نیست. می بینم الان باز نوشته اند:

«بايد بگم كه متاسفانه آقاي سيف حتي بديهيات را هم نمي‌تونن ببينن چون با تئوري‌هاي ماركسيستي ايشون سازگاري نداره. اين كه اقتصاد ايران در 15 سال گذشته رشد داشته اظهر من الشمسه. اينم يه لينك براش»
http://globalis.gvu.unu.edu/indi...D=45&Country=IR
چقدر خوب، دستشان درد نکند. خواهش می کنم به این سایت بروید و به چارت نگاهی بیندازید. در این که اقتصاد ایران در دهسال گذشته رشد داشته بر منکرش لعنت، ولی در همین چارت مشاهده می کنید، یا نمی کنید، و تنها من ام که « تئوری های مارکسیستی» وبال گردنم شده است و کج می بینم!!- که درآمد سرانه درایران در طول 1975 تا 2001 سالی 0.6% کاهش یافته است! حالا گیرم که در چند سال گذشته، رشد کرده باشد!
برای این که اقای قدوسی بیندگان را پی نخود سیاه نفرستد باید اشاره کنم که در صفحه دیگری، میزان درآمد سرانه را برای سال 1975 به میزان 2620 دلار به دست می دهد که براساس همین اطلاعات، قرار است سالی 0.6% کاهش یافته باشد ولی باو جود این میزان کاهش سالانه، نمی دانم چگونه میزانش برای سال 2002 معادل 6690 دلار می شود!!
خوب داداش: تو دلت را به این دست آمارها خوش داشته باش! اجازه بده کسانی چون من هم در این « جهل مرکب مان » بمانیم. تازه، من که این گوشه نشسته و دارم نان و ماست خودم را می خورم و به کسی کاری ندارم. ولی جناب، تو به من چیکار داری؟

ه‍.ش. ۱۳۸۴ آبان ۱۰, سه‌شنبه

درباب اخلاق و ادب

اگر پدرومادرید که لابد تا به حال چندین بار پیش آمده است که به فرزند خود گفته اید که « بچه عزیز است ولی ادب عزیزتر..». یا اگر هم بچه ندارید و یا خودتان بچه اید و یا کارهای بچه گانه می کنید لابد به شما گفته اند که « ادب داشته باش». به هررو، این مبحث شیرین ادب، مبحثی نیست که با بالا رفتن سن اهمیت خود را از دست بدهد.....دنباله