ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۱۰, سه‌شنبه

اقتصاد امریکا، کسری بودجه و بحران جهانی

تا پایان ریاست جمهوری بوش پسر مدت زمان زیادی نمانده است ولی میراث نامیمون اقتصادی اش با بازنشستگی اش به پایان نرسیده و تداوم خواهد یافت. گذشته از هرچه های دیگر، یکی از پی آمدهای سیاست اقتصادی امریکا در 8 سال گذشته این بود که کسری بودجه بطور نگران کننده ای افزایش یافت. تامین مالی « جنگ بر علیه ترور» در دو جبهه، به بازنشستگی رسیدن « نوزادان سالهای رشد زایمان»، کاستن از مالیات ها برای ثروتمندان و در ماههای اخیر، برنامه های نجات مالی باعث افزایش چشمگیر کسری بودجه دولت شد که در دوره کلینتون با مهارت کنترل شده بود

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۹, دوشنبه

اقتصاد زالو پرور ایران!

وقتی این نوشته را خواندم، با خودم گفتم، خوب است آدم در زندگی « شانس» بیاورد! درمملکت گل و بلبل ایران، دمش به جائی وصل باشد که 84 نفر بتوانند 8500 میلیاردتومان- یعنی نزدیک به 9000 میلیون دلار از بانکها وام بگیرند، نه وثیقه معتبر برایش بگذارند و نه این مبلغ را با بهره یا کارمزد به بانک بر گردانند و آن طور که از قرائن بر می آید نه خیال پرداخت داشته باشند! و تازه در مملکت فخیمه راست راست راه بروند و به زمین و زمان هم فخر بفروشند و حتما اتوموبیل های 200 میلیونی هم سوار بشوند!
من کاری به سیاست مملکت ندارم ولی خواهش می کنم آقای رئیس جمهور که دائم تهدید می کند که می خواهد مفسدان اقتصادی را افشا کند، برای آخرت خودش هم که شده، تنها یک بار به وعده عمل کند! آقای احمدی نژاد، دست و بازوئی که می خواستید با چاقوی زنجان قطع کنید که یادتان هست! باور کنید، چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.
اگرهم دم این 84 تن به مراکز قدرت بسته است و این مراکزقدرت نمی گذارند قدمی برعلیه این متجاوزان به اموال عمومی برداشته شود، همین را به مردم گزارش کنید.
اقتصادی که در آن 84 تن بتوانند این حجم عظیم کلاه برداری کنند و آبی از آبی هم تکان نخورد، این اقتصاد نه سرمایه داری است و نه اسلامی و نه هیچ چیز دیگر بلکه مردابی است برای پرورش زالو....

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۶, جمعه

بن بست انتخاب بین دولت و بازار

درسایت تحلیلی البرز- نقد اقتصاد سیاسی یادداشتی نوشته ام تحت عنوان: بن بست انتخاب بین دولت و بازار که دیدم درروزنامه اعتماد ملی هم منتشر شده است.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۲۸, پنجشنبه

دولت شیریا خطی!

ممکن است آقای احمدی نژاد خیلی هم « کارآمد» باشد و شعارهای قشنگ بدهد ولی شیوه مملکت داری اش بی تعارف به درد عمه جان مرحوم من می خورد که چند سالی است که عمر مبارکش را داده به شما!
به آن چه که در نطق هایش می گویدویا دارد بازو قطع می کند یا چاقوی زنجان به دست گرفته کار ندارم ولی آن چه را که خود رئیس جمهور و بسیاری از مدافعانش خیلی هم جدی گرفته اند سفرهای استانی اوست. همین جا لطفا این قطعه را از تازه ترین سفر استانی هیئت دولت بخوانید:
«در چهل و نهمين جلسه استان هيات دولت در خوزستان که به روایت برخی رسانه‌ها حدود 5.5 ساعت و به روایت برخی دیگر از رسانه‌ها حدود 7 ساعت طول کشید؛ 275 مصوبه براي «عمران و آباداني استان» به تصويب رسيد»
اگراین جلسه 5.5 ساعت طول کشیده باشد یعنی این که هر 72 ثانیه یک مصوبه به تصویب رسیده است و اگر هم 7 ساعت طول کشیده باشد یعنی هر 92 ثانیه یک مصوبه را تصویب کرده اند.
من حرفم این است که برای تصویب این مصوبه ها اگرقراربود شیر یا خط هم بکنید بیشتر وقت می گیرد تا چه رسد به این که در هیئت دولت درباره اش بحث و مباحثه هم کرده باشند .... راستی چه طوری می شود دراین مدت کم این همه مصوبه را به تصویب رساند؟

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

یک بام و دوهوا!

الن گرینسپن در کنگره امریکا گفت که هرکس برای درک دنیای دوروبر خود ایدئولوژی دارد و ادامه داد که آن چه که براو روشن شده این که « ایدئولوژی» او درباره قابلیت و کاردهی نظام بازار آ زاد، « معیوب» بود. عکس العمل به این اعتراف گرینسپن به شکل و صورت های مختلف درآمد. شماری از نئولیبرالها خودشان را به کوچه علی چپ زده و ادعا کردند که او حرف تازه ای نزده است. درراستای مخالف، بعضی از مخالفان نئولیبرالیسم هم به گمان من، درباره اهمیت این اعتراف مبالغه کردندو با تکیه برگفته های گریسنپن در کنگره، « پایان نئولیبرالیسم» را اعلام کردند. من که معمولا هیچ چیزم به آدمیزاد نرفته است با هیچ کدام ا زاین دو نظر موافق نیستم .

علم بی علم!

آیت الله خامنه ای در دانشگاه علم و صنعت می گوید
«ایران به همت دانشمندان و دانشجویان مرجع علمی جهان خواهد شد»
و من هم می گویم انشاالله!
ولی به تصادف می رسم به این خبر:
«مديرکل امور پژوهشي وزارت علوم:
برنامه خاصي براي پژوهش نداريم»
اگربرنامه ای برای پژوهش نداریم پس علم هم بی علم.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۲۴, یکشنبه

چه کسی این « تیمارستان» را کنترل می کند؟

یک عبارتی داریم درانگلیسی که ریشه این عبارت را نمی دانم فقط می دانم هروقت که حرفهای عجیب و غریب می شنوند و یا کارهای عجیب و غریب مشاهده می کنند می گویند که که انگار« دیوانگان کنترل تیمارستان رادر دست گرفته اند». این چند خبر را که خواندم دیدم مثل این که من ایرانی هم باید از این عبارت استفاده بکنم!
آقای حسینیان می گوید که "یک کشور نمی‌تواند هم پیشرفت کند و هم تورم را کاملاً مهار کند". پس بیخود گیر ندهید به دولت آقای احمدی نژاد و تورم نمی دانم چندین درصدی اش- پیشرفت ها را نگاه کنید و خیال تان راحت باشد که این پیشرفت ها بی هزینه نیست. حرف مرا قبول نکنید، گزارش وزیر بازرگانی را بخوانید تامشاهده کنید که ما دراقتصاد به چه مرحله ای رسیده ایم! روایت پیشرفت های صنعت فولاد را می توانید در اینجا مطالعه بفرمائید.
آقای شعله سعدی که از قراردردانشگاه تهران درس می دهد، مدعی است که درانتخابات قبلی 50درصد مردم درانتخابات شرکت نکرده اند و اگرایشان نامزد بشوند اینها شرکت کرده وهمه هم به او رای خواهند داد. ازبقیه هم اگر15 یا 20 درصد به ایشان رای بدهند لذا ایشان با 60 یا 70% برنده انتخابات خواهند شد. انشاالله مبارک است. ایشان می فرمایند « می خواهد طرح نوینی در اندازد و مردم را از دست اصلاح طلبان و محافظه کاران خلاص کند». البته نگفته است که پس از خلاصی گرفتار کی خواهیم شد!
مدیرعامل سابق بورس که تا همین چند هفته پیش برسرکار بود می گوید « نقدی شدن یارانه‌ها مزیت نسبی در صنایع را از بین می‌برد. ریسک تولید در کشور ما آنقدر پایین نیست که بتوان ضربه‌ای این چنینی به آن وارد آورد»
این هم لطیفه این چند خط، آقای ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما « برضرورت حفظ بی طرفی این رسانه در انتخابات ریاست جمهوری تاکید کرد»
حاضران درهمایش هم به آقای ضرغامی اطمینان خاطر دادند که با سابقه ای که ایشان دراین امور دارند اصلا لازم به تاکید نبود. ایشان واقعا چوبکاری می فرمایند!

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۱۹, سه‌شنبه

بدهی های دولت و استخاره!

نمی دانم چه حکمتی است که دولت جمهوری اسلامی به غیر از من و خواجه حافظ شیرازی به بقیه بدهکاری دارد و حالا که این چنین است به جای این خاصی خرجی هائی که این جا و آنجا می کند چرا این بدهی هایش را کارسازی نمی کند تا گشایشی دراقتصاد ایران بشود.
در اینجا خواندم که بدهی دولت به آستان قدس رضوی بیش از 500 میلیارد تومان است.
دراینجا می خوانیم که «شرکت های خصوصی ایرانی که پنج هزار میلیارد تومان (معادل پنج و نیم میلیارد دلار) از دولت طلب دارند، از مقامات دولتی خواسته اند برای جلوگیری از ورشکستگی و بروز مشکلات کارگری، بدهی آنها را بپردازند»
دراینجا خواندم که دولت اقلام زیر را به طلبکاران خود پرداخت نکرده است. بدهی دولت به صندوق های بیمه و بازنشستگی که در کل 43976 میلیارد ریال است. دولت هم چنین به بانک کشاورزی هم 7959میلیاردریال بدهی معوقه دارد. قراربود که در طول 1386-87 د ر کل 32373 میلیاردریال از بدهی های خارجی دولت پرداخت شود که تنها 7322 میلیارد ریال پرداخت شد. شرکت هواپیماسازی هم 1020 میلیارد ریال از دولت طلب دارد که هم چنان باقی است.
دراینجا خواندم که دولت به « شرکت فرودگاههای کشور» هم 40 میلیاردتومان بدهکار است./ البته بدهی های شرکت های هواپیمائی هم 62 میلیاردتومان است که نمی دانم چه میزانش بدهی دولتی است و چه میزان بدهی شرکت های خصوصی.
دراینجا هم می خوانیم که بانک ملی که یک بانک دولتی است به بانک مرکزی که آنهم یک بانک دولتی است، 33000 میلیاردریال بدهی دارد که به خاطر هزینه دیرکرد سالی یک میلیارددلار به آن اضافه می شود.
همین طور سردستی این را جمع که کردم ( به استثنای بدهی شرکت های هواپیمائی) شد، 166406 میلیارد ریال که به حساب بهای دلار در بازارامروز تهران می شود نزدیک به 16.3 میلیارددلار. با وضعیت بازار نفت، که دلارهای نفتی هم دارند کش می روند و نمی شود آنها را دزبازار نقد کرد. درکشوری که اکثریت مردمش هر روزه فقیرتر می شوند نمی توان بر این اکثریتی که هرروز مستمند تر می شود، مالیات های زیاد بست. اقلیتی هم که اندکی زیادی دارند قدرتمند تر و بانفوذتر از آن هستند که کسی بتواند از آنها مالیات بگیرد. تازه این جماعت درایران کی مالیات دادند که حالا بدهند.
فقط می ماند که یک کسی استخاره ای بکند ببینیم که برای رفع این مشکل چه باید کرد؟

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۱۶, شنبه

بازگشت....

گفت، شنيدي! بهروز و عباس چند روزيست كه گم شده اند!
- به حق چيزهاي نشنيده! آخه آدم تو اين شهر گم ميشه! توي اين خيابان هاي آشنا، كوچه هاي خودموني و مردم مهربون ....
- گم شدن ديگه....
- يعني چي كه گم شدن ديگه.... آدم ها تو اين سن و سال كه توي كوچه و خيابون شهر خودشون گم نمي شن...!
- عباس از خونه اومده بود بيرون، بره سر كوچه ماست بخره و بهروز هم رفته بود يك پاكت پُست كنه. مث اين كه آب شدن ورفتن توي زمين..... هيچ كس نمي دونه كه كجا رفتن و يا چي شدن......
این قصه کوتاه را 9 سال پیش نوشتم. دوست داشتید متن کاملش را در اینجا بخوانید.

ه‍.ش. ۱۳۸۷ آذر ۱۳, چهارشنبه

اهدای زمین جهت ایجاد فضای « تروریستی»!

نماینده آستارا در مجلس کنونی نماینده پیشین را به زمین خواری و ثروت اندوزی متهم کرده است. راست و دروغش را خبر ندارم ولی نماینده پیشین آستارا در نامه ای به مجلس شورای اسلامی نوشته است:
«وی در خصوص اتهام زدوبند برخی از مسئولین درباره زمین آموزش و پرورش که از سوی دلق‌پوش عنوان شده بود، گفت: «این زمین که به نام زمین شریعتی در ساحل آستارا قرار دارد در دوره ششم مجلس از طرف شورای شهر جهت احداث فضای تفریحی و تروریستی واگذار شد»
نمی دانم این گاف سایت آفتاب است یا این که منظور نماینده پیشین به واقع همین بوده است؟