ه‍.ش. ۱۳۸۵ مرداد ۹, دوشنبه

تناقض بین سیاست و اقتصاد

به گمان من، مشکل اصلی ایران این است که بین « سیاست» و« اقتصاد» در این کشور باستانی ما تناقض لاینحلی پیش آمده است. در عرصه سیاست می خواهند همه چیز « بسته» باشد و بسته بماندوهمه چیز کنترل شود ولی در عرصه اقتصادمی خواهند به تبعیت از اصول بازار آزاد، به خیال خویش از تصدی گری دولت بکاهند. دولتی که تصدی گری در عرصه های دیگررا از « حقوق ذاتی» خویش می داند، چگونه می تواند از خیر آن در عرصه اقتصادی بگذرد؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ مرداد ۸, یکشنبه

مبحث شیرین تورم درایران

به نقل از وزیر اقتصاد می خوانیم که: « افزايش قيمت چند قلم کالا و خدمات به معناى گرانى نيست.... در ايران براى محاسبه تورم 310 قلم کالا و خدمت از سوى بانک مرکزى استفاده مى شود که هر کدام وزن مخصوص خود را دارند و اگر افزايش در 4 يا 5 قلم کالا صورت گرفت به معناى افزايش تورم يا گرانى نيست.»
دریک سطح خیلی خیلی کلی آقای وزیر درست می گوید. دو نکته: اول این که این افزایش قیمت ها تنهادر 4 یا 5 قلم کالا نبوده است. و دوما، بستگی دارد که اقلامی که قیمت شان در سبد خانوارها افزایش یافته است چه وزن مخصوصی دارند! و اما، از این نکات سرسری من مهم تر، حالا این تکه را از روزنامه شرق بخوانید: « هم اكنون هدف سياسى اعلام كاهش نرخ تورم، موجب مخدوش شدن فرايند علمى محاسبه شاخص هاى اقتصادى در بانك مركزى شده است. وى با اشاره به دو تحريف آشكار در محاسبه نرخ تورم گفت: بانك مركزى در اقدامى بى سابقه، برخى از اقلام موثر در سبد هزينه خانوار را كه رشد شديدى داشته اند، براى پايين نشان دادن نرخ تورم حذف كرده است كه مهم ترين آن هزينه اجاره مسكن بوده كه با رشد ۲۴ درصدى، طى يك سال گذشته و وزن قابل توجه در سبد هزينه خانوار بر نرخ واقعى تورم اثر محسوسى دارد. اين صاحب نظر اقتصادى، تغيير شيوه آمارگيرى از قيمت ها را يكى ديگر از تحريف هاى صورت گرفته در محاسبه شاخص تورم دانسته و افزود: اين تغيير براى كمتر نشان دادن نرخ تورم در حالى صورت مى گيرد كه شرط امكان مقايسه نرخ تورم سال جارى با سال گذشته، يكسانى شيوه آمارگيرى و برداشت قيمت ها است و با اين تغيير اين مقايسه ارزش علمى ندارد. وى به خوددارى از اعلام مطلق افزايش قيمت ها به عنوان شيوه اى ديگر براى كمتر نشان دادن قيمت تورم اشاره كرد و افزود: در حالى كه ممكن است افزايش مطلق قيمت ها بيش از سال هاى گذشته باشد درصد افزايش آن به دليل تقسيم بر قيمت اصلى كالا كاهش مى يابد. براى مثال كالايى كه قيمت آن سال گذشته ۱۰۰ ريال بوده با افزايش قيمت ۵۰ريالى، دچار ۵۰ درصد افزايش در قيمت مى شود و امسال هم همان افزايش قيمت ۵۰ ريال را پيدا مى كند و تورم قيمتى آن ۳۳ درصد اعلام مى شود.وى در پايان گفت: بانك مركزى بايد براى جلوگيرى از پيامدهاى درازمدت اين اقدام در مخدوش شدن اعتبار خود در برابر اعمال نظرات سياسى بايستد و واقعيات را به صورتى شفاف و تحريف نشده به افكار عمومى اعلام كند.»
من هم با این « صاحب نظر اقتصادی» موافقم. شما چی؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ مرداد ۶, جمعه

دیوانگان و کنترل این تیمارستان جهانی ما!

دارم به اخبار گوش می کنم ( عصر چهارشنبه). همان طور که انتظار داشتم اغلب خبرها از لبنان است و سلاخی و انهدام و خرابی. چه فرق می کند که کی دارد کی را سلاخی می کند؟ من هروقت که به این جورقضایا برخورد می کنم می بینم در آن واحد، هم ساکن مناطق شمالی اسرائیل ام و هم روستا نشین جنوب لبنان. می بینم که حتی لباس سربازان سازمان ملل را هم بر تن دارم.....

ه‍.ش. ۱۳۸۵ مرداد ۵, پنجشنبه

ژن های سانسور چی!!!

روزنامه سرمایه که به همت آقای دکتر عبده تبریزی- مدیرکل پیشین بورس تهران- منتشر می شود گاه و بیگاه به بازچاپ یادداشتهائی که در « نیاک» می نویسم مبادرت می کند که فی نفسه خوب است. ظاهرا جان به جان ما ایرانی ها که بکنید ما انگار زندگی مان بدون دستکاری در نوشته های دیگران نمی گذرد. در این جا کاری از دستم برنمی آید. البته به دوستان یادآوری خواهم کرد که اگر می خواهید نوشته مرا به این صورت، « تصحیح» بکنید لطفا از خیر بازچاپش بگذرید و از خوانندگان احتمالی این یادداشتها هم خواهش کنم که یادداشت حقیر رادر خود نیاک بخوانند. تازه ترین یادداشتی که ازمن در این روزنامه آمده است- روزنامه امروز- عنوانش درست است ولی بخش هائی را به دلایلی که اصلا نمی فهمم، چرا، حذف کرده اندو درنتیجه عنوان یادداشت خیلی بیخود و بی معنی شده است. (یادداشت پیشین من هم معیوب بازچاپ شد. آن را زیرسبیلی در کردم ولی ...)
گفتم این را دراین جا بنویسم که روی دلم نماند.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ مرداد ۲, دوشنبه

به یک مترجم نیازمندم!!

آقای احمد توکلی در دیدار با دانشجویان گفت:
« که در تحقق سياست‌هاى پيشنهادى اصل 44 مى‌بايست به دنبال عدالت در تقسيم ثروت و نيز کارآيى در اجرا باشيم که تاکيد اصلى در اين سياست‌ها هم بر خصوصى‌سازى مردمى است»
از آن جائی که به علت اقامت طولانی مدت در فرنگ، فارسی ام نم کشیده است خواهش می کنم کسی که منظور آقای توکلی را می فهمد فرمایش ایشان را برای این حقیر سراپاتقصیرترجمه کند! و به ویژه در باره «خصوصی سازی مردمی» کمی توضیح بدهد.

شراب یادتو....

به خنده خنده چو رفتم، به گريه گريه نشستم
اگرچه فولادم من ، زجور اين زمانه شكستم
شكسته بسته و دل خســــته ام چو تب داران
هنوز دل خوشم و شـاد چون به ياد تو مستم
هزار طـــعنه شنيدم ز هر كــــس و ناكــــس
زبــــان به كام كشيدم ز دام كـــــــينه برستم
نگــــــاه خســــــتة من قـــــدكشان به هرسـوئـي
خــــوشم كه آه كشـــــيدم و ليـــك ديده نبستم
چه سود زين همه ديدن؟ به طعــنه مي پرسند
چه حاصـــلي فراتر از اينم كه عشق پرستــم
زمين به مــــهر زراعـــت گر است آبـــادان
خداي عشق، تــرا بــــنده بوده بودم و هستــم
امـــيد عافيتـــــم نيست، با شمـــام هوشياران!
شما به هوشياري خود ناز، من به اينكه اينهمه مســتم
دو روز عمـــر مگر چــيست جز فسانـة عشق
بگو كه كينه بـــورزند من به عشـــق دل بستم
جهان جهان هم بدعت، من عاشق توي پيـرم
مگير خرده كه من بـــا شرابِ يـــاد تو مستم

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۲۹, پنجشنبه

یک حساب سرانگشتی:

درپیوند با یادداشت قبلی ، متوسط سالانه کسری تراز- به تعریفی که به دست داده ام- معادل 16109 میلیون دلار می شود. یعنی هرساله 16109 میلیون دلار از هزینه ها در اقتصادایران تاثیرناچیزی در اشتغال آفرینی در آن دارد چون این کالاها و خدمات در اقتصادهای دیگر تولید و در اقتصاد ایران مصرف می شود. حالا فرض کنید که ما درایران، از سیاستی پیروی می کردیم که این میزان فقط بیست درصد کمتر بشود، یعنی میزان این کسری بطور متوسط سالی 12888 میلیون دلار بشود ، مشاهده می کنید که من از « خودکفائی» و از این حرفها نمی زنم، فقط می گویم ای کاش اقتصاد ما اندکی بهتر اداره می شد، و تفاوت را باتولیدات داخلی- که البته برنامه ریزی لازم دارد- پر می کردیم. ایا می دانید که با همین یک کارچه ها می توانستیم بکنیم؟
دراین اقتصادی که بیکاری به صورت یک معضل لاینحل درآمده است، با این کار
1228311 فرصت شغلی، ماهی 200 هزارتومانی، یا.
818874 فرصت شغلی ماهی 300 هزارتومانی، یا
614155 فرصت شغلی ماهی 400 هزارتومانی ایجاد می شد.
من که نمی دانم چرا این کار را نمی کنیم.
اگر کسی می داند، التماس دعا دارم.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۲۷, سه‌شنبه

اقتصادایران و اکسیژن نفت!


درروزنامه دیدم که آمار تجارت خارجی ایران رابرای دوره 1368-1384 منتشر کرده اند. به سرم زد که اندکی «شیطنت» بکنم. آمدم درآمدهای ایران از نفت وگاز را گذاشته ام یک طرف و تفاوت کل واردات و صادرات غیر نفتی را هم گذاشته ام در سوی دیگر، نتیجه همین نموداری شد که ملاحظه می کنید. جالب این که از 1378 با یک استثنا، همواره با افزایش درآمدهای نفتی، کسری تجارتی ما- به تعریفی که به دست داده ام- هم هرسال بیشتر شده است. همین طور سردستی، کسری تجارتی ما در 1383 ( یعنی تفاوت بین واردات و صادرات غیر نفتی ما به میزان 30.7میلیارددلار) نزدیک به 3 برابر کل درآمدهای ایران از صدور نفت و گاز در سال 1368 بوده است! من هم می دانم که سال 1368 به عنوان سال پایه سال مناسبی نیست. چون ایران تازه ازجنگ خانمانسور خلاص شده بودولی به گمان من، آن چه که این ارقام نشان می دهد به شدت نگران کننده است. ما فقط در دوسال 1383-84 نزدیک به 60.5 میلیارد دلار کسری تراز تجارتی داشته ایم. البته برای کل این دوره، میزان واردات به ایران نزدیک به 346میلیارددلار بود. در کنارش البته نزدیک به 72 میلیارد دلار هم صادرات غیر نفتی داشتیم و بقیه- 274 میلیارد دلار راهم با نفت خداداد و دلارهای نفتی تامین مالی کردیم. البته می دانم که این روزها بازار نفت داغ است و خیلی هم و ما هم از خیرسر این بازاری که دارد « می سوزد» دلارهای بادآورده نفتی بیشتری داریم که به این ترتیب به آتش بزنیم، ولی آیا کسی اندیشیده است که وقتی افزایش بهای نفت- دیریازرود-به رکود دراقتصاد جهانی بیانجامد- که می انجامد(دیرو زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد) ورکود اقتصاد جهانی بازارنفت را متزلزل کند، آن وقت برای تامین مالی این کسری ترازی که روبه رشد است در این اقتصادی که با اکسیژن نفت نفس می کشد، چه باید بکنیم؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۲۵, یکشنبه

خنده های موازی

گفتی بگو، بگو، بگو،
که از چه می سوزی این سان،
بی اختیار
آین آتشی که شعله کشان می سوزد در سینه ی ستبر تو
مانند یک گون خشک،
از چیست؟
مثل جنازه ای مچاله شده در یک تابوت،
در انتظار خاک
لبخند مرده ای به گوشه ی لبهایم رقصید
گفتم:
من از فراق نمی سوزم
با خود،
کنارآئینه با خود،
درون خود،
هزار خاطره دارم
اما
از چشمها و دستهای موازی
از خنده ها و گریه های موازی
از هرچه های موازی
آتش گرفته جان وجهانم....
اکتبر 1998

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۲۳, جمعه

یک قصه ناتمام اقتصادی:

تا کنون بارها پیش آمده است که در همین وبلاگ به روشنی نوشته ام که من سر از رمز و راز « اقتصاد ایران» در نمی آورم. نه فقط مبانی تصمیم گیری رادرآن نمی فهمم بلکه هرچه می کنم از عدد و رقم هم در آن درکی ندارم. می خواهم برای اثبات « نادانی» خودم شواهد بیشتری بیاورم. من که این مجموعه را نمی فهمم، اگر شما می فهمید، الهی بعد از صدوبیست سال بروید به جهنم، اگر به من کمک نکنید!

درافشای دروغ اقتصاددانان!!

آقای احمدی نژاد می گوید: « یک مشت آدمی که خود را اقتصاددان می دانند، این روزها به دروغ فریاد می زنند که گرانی در کشور است.»
برمنکرش لعنت:
ولی آقای رئیس جمهور: اگر این مشت آدمی که خود را اقتصاد دان می دانند و به دروغ فریاد گرانی می زنندآیا عده ای که خود را روزنامه نگار می دانند به دروغ فریاد می زنند:
«بنا بر توافقات نمايندگان دولت و مجلس، سه كميته ويژه مبارزه با گرانى هاى اخير در سه وزارتخانه و با حضور اعضاى كميسيون اقتصادى مجلس تشكيل مى شود. كميته هاى مذكور در سه وزارتخانه صنايع و معادن، بازرگانى و جهاد كشاورزى با حضور چند تن از اعضاى كميسيون اقتصادى مجلس در هر يك از آنها تشكيل خواهد شد. رابرت بيگلريان عضو كميسيون اقتصادى مجلس در گفت وگو با خبر نگار اقتصادى مهر، ضمن تاييد اين خبر گفت: به منظور مبارزه با گرانى هاى اخير در مورد كالاهاى خاص، اعضاى كميسيون اقتصادى مجلس طى جلسه اى با وزراى اقتصاد و دارايى، صنايع و بازرگانى، رئيس كل بانك مركزى، مقامات وزارت جهاد كشاورزى و كارشناسان سازمان مديريت و برنامه ريزى به توافقات چشمگيرى دست پيدا كردند.»
اگر گرانی دروغ است، پس این کمیته ها را برای چه منظوری تشکیل می دهید؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۲۲, پنجشنبه

بازهم ما واین عدد ورقم لعنتی!!

بعضی از دوستان فکر می کنند که سیاست پردازان ما با نظریه های اقتصاد مدرن زیاد آشنا نیستند وبه همین خاطر تصمیم های گاه عجیب وغریب می گیرند. من ولی فکرمی کنم مشکل در جای دیگری ست.!
به گفته مدیرعامل شرکت متروی تهران، مترو روزانه « 400ميليارد تومان در مصرف سوخت و 200 ميليارد در وقت صرفه جويي مي‌كند
خوب انشاالله مبارک است:
همین طور سردستی، صرفه جوئی سالانه می شود 219.000.000.000.000 تومان یا اگر دلار 915 تومان باشد، چیزی حدود 240.000.000.000 دلار که الان که دلارهای نفتی ما زیاد شده می شود درآمد نفتی ما برای بیش از 4 سال.
من میگم در همه شهرهای بزرگ مترو بکشیم وبعد این صرفه جوئی ها را به صورت نقدی بدهیم به مردم که هر طور که دوست دارند هزینه کنند. از همین یک قلم، می شود به هر ایرانی سالی بیش از 3500 دلارسوبسید نقدی داد که از درآمد سرانه ما بیشتر است!
مجسم کنید اگرمتروی تبریز، اصفهان، مشهد، کرمان در مجموع باعث همین قدر صرفه جوئی درمصرف سوخت و وقت بشود، آن وقت درآمد سرانه ما ایرانی ها، بدون هیچ دردسر وزحمتی سالی 7000 دلار بیشتر می شود!!
من فکر می کنم این ضرب وتقسیم هام یک اشکال اساسی دارند.....
خودم نمی دونم گیرکارم کجاست، شما می دونین؟

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۲۱, چهارشنبه

دهخدا و مسئله استبداددرایران

فکرکردم به جای این که به سرم که درد نمی کند دستمال ببندم و در باره اقتصاد ایران قلم بزنم بهتراست باز هم بروم به پیشباز صدسالگی مشروطه و مقاله ای بگذارم در باره استادومرادم علی اکبردهخدا و برخورد او به مسئله استبداد یا به مقوله آزادی درایران- هرکدام را که بهتر می پسندید.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۱۹, دوشنبه

مشروطه و مقوله آزادی درایران

آن چه می خوانید بخشی است نیمه پخته، نیمه خام ازیک کار بزرگتر درباره زمینه ها و دست آوردهای انقلاب مشروطه درایران. به مرور بخش هائی را در نیاک می گذارم تا با راهنمائی و همراهی دوستانی که سر می زنند بتوانم عیوب اش را کمتر بکنم و بعد چه با آن چه می کنم؟ نمی دانم؟
بهرحال این شما واین هم بخشی از این کار نیمه خام و نیمه پخته من

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۱۵, پنجشنبه

درحاشیه فرمان خصوصی کردن گسترده در ایران- 2

آقای رضائی در دفاع از این فرمان می گوید که حجم دولت در 70 سال گذشته درایران، 39 برابر شده است. در عین حال، برای اجرای برنامه ای که از قرار در شورای مصلحت نظام تدوین شده است می خواهد که میزان خصوصی سازی درایران، سالی بیش از 50 برابر رشد کند. من فکر نمی کنم چنین رشدی عملی باشد و از آن گذشته، اگر هم عملی باشد، این رشد، رشدی سرطانی است. نکته دوم، اگر به مباحثی که مدافعان این برنامه درایران مطرح می کنند دقت کنید، حرفشان این است که یکی از دلایل تورم درایران این است که دولت کسری بودجه زیادی دارد و برای تامین آن یا دلار را به ریال تبدیل می کند و یا از بانک مرکزی می خواهد که حجم نقدینگی را زیاد کنند. وبعد، چرا دولت کسری بودجه دارد؟ یکی از دلایل عمده اش این است که بسیاری از شرکت های دولتی زیان ده هستند. خوب این هم، قبول، ولی کسی آیا می تواند برای من روشن کند که بخش خصوصی این شرکت های زیان ده را برای چه می خواهد؟ تکلیف این شرکت ها- که از قرار تعدادشان هم کم نیست- چه می شود؟

درحاشیه فرمان خصوصی کردن گسترده درایران

به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد (14 تیرماه) ارزش کل خصوصی سازی درایران از 1370 تا 1385 فقط 2800 میلیاردتومان بوده است.به این ترتیب، بطور متوسط، سالی 187 میلیاردتومان درایران خصوصی سازی شده است. حالا به گفته آقای رضائی ( خبرگزاری فارس)، دبیرشورای مصلحت نظام قرار است 100 هزار میلیاردتومان اموال دولتی به بخش خصوصی واگذار شود. براساس مقدار متوسط خصوصی سازی سالانه، واگذاری این اموال دولتی برخلاف ادعای آقای رضائی، نه ده سال بلکه 535 سال طول خواهد کشید!
البته به اشاره بگویم و بگذرم که مقدار دلاری این مقدار خصوصی کردن هم نزدیک به 110میلیارددلار می شود.نکته این است که آیا اقتصاد ایران و به ویژه بخش خصوصی اش در وضعیت مالی مناسبی قراردارد که بتواند این مقدار سرمایه را صرف خرید این واحدها بکند؟
البته از قول آقای خاموشی- رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران می دانیم که«درصورت ایجاد ابزار لازم، بخش خصوصی آمادگی پذیرش 50‌درصد از سهام بنگاه‌های اقتصادی دولتی را دارد». البته او ادامه داد که « در حال حاضر بستر مناسب برای خصوصی سازی در کشور فراهم نیست و در ابتدا باید راهکارهایی برای این موضوع در کشور تدوین شود». البته رسیدن به این 50 درصد یک پیش شرط دیگر هم دارد که آنهم وجود ندارد. آقای خاموشی، «استفاده بخش خصوصی از اعتبارات خارجی را از جمله راهکارهای اساسی برای تحقق بخشیدن هرچه بیشتر بخش خصوصی به اصل 44 قانون اساسی دانست و افزود: در حال حاضر راه استفاده از اعتبارات سرمایه‌های خارجی برای بخش خصوصی بسته است»
اگر این بستر هم چنان بسته بماند، براساس گفته آقای خاموشی حتی همان 50% هم محقق نخواهد شد. با این حساب، روشن نیست که سرانجام این فرمان به کجا خواهد رسید؟ ولی بهتر است فعلا این مطلب را به همین جا رها کنم تا در فرصت دیگری دو باره به آن برگردم.

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۱۳, سه‌شنبه

روزنامه نگاری در عصر مشروطیت

صوراسرافیل: جرقه ای در تاریکی
اگرچه بررسی مفصل از صوراسرافیل می ماند برای فرصتی دیگر، در این نوشته می خواهم نقش نشریه را در اطلاع رسانی به عموم به اختصار بررسی كنم

ه‍.ش. ۱۳۸۵ تیر ۱۲, دوشنبه

روزنامه نگاری در عصر مشروطیت: روح القدس

دیشب خانه دوستی مهمان بودم. دوستم که نظرش برای من مهم است، ایراد گرفت که « نیاک» اندکی زیادی یک نواخت شده است. فکر می کنم حق به جانب او باشد. برای این که اندکی فضای این وبلاگ عوض شود، بخشی از یک پژوهش طولانی در باره روزنامه نگاری در عصر مشروطیت را در این جا می آورم.چه ضرری دارد به پیشباز صد سالگی انقلاب مشروطه هم بروم.
لطف کنید و اگر نظری دارید، بنویسید.