۱۳۸۴ دی ۲۷, سه‌شنبه

یادداشتی در باره سرمایه گذاری مستقیم خارجی:

دراین که مشروط به وجود شرایطی، سرمایه گذاری مستقیم خارجی برای کشورمیزبان بسیار مفید است تردیدی نیست. ولی با این دیدگاه که متاسفانه درایران هم بسیار متداول است که سرمایه گذاری مسقتیم خارجی درهرشرایطی برای اقتصاد میزبان مفید است موافق نیستم.
دنباله

۱۳۸۴ دی ۲۴, شنبه

یک سئوال در باره نرخ ارز از روزبه، حامد وپویان


داشتم وبگردی می کردم. رسیدم به این نمودار که نشان دهنده وضعیت امریکا در تجارت بین المللی است. از دوستان گرامی روزبه، پویان و حامد(با توجه به کامنت هائی که درنیاک نوشته است) خواهش می کنم با توجه به انتقاداتی که به بررسی من راجع به بازار ارز نوشته اند، تغییرات در نرخ دلار و کسری تراز از سال 2002 به این سورا توضیح دهند؟ در حالی که نرخ واقعی دلار کاهش یافته است، میزان کسری روند رو به افزایش داشته است! بررسی این دوستان گرامی از این وضعیت، چیست؟
پیشاپیش از لطفی که خواهندکرد، با مهر و دوستی، سپاسگزاری می کنم.

۱۳۸۴ دی ۲۲, پنجشنبه

دهخدا و عقب ماندگی اقتصادی ایران

بهتر است برای عوض شدن فضای « نیاک» که اندکی زیادی با کامنت های دوستان، « علمی» شد، بحث « علم اقتصاد» را برای مدتی واگذار کنم به « علما» و یک مقاله- با شرمندگی طولانی خودم را- در باره استاد علی اکبر دهخدا در این جا بیاورم.
راست این که داشتم برای رفع خستگی، « چرندپرند» را می خواندم دیدم مدتی است به خدمت استاد دهخدا، عرض ادب نکرده ام.
دوستانی که حوصله خواندن مقاله طولانی را ندارند لطفا، آن ضربدر گوشه راست را کلیک کنند!
این مقاله طولانی در کتاب: « درانکار خودکامگی» که از سوی نشر رسانش در تهران در 1382 چاپ شد هم آمده است.
متن کامل

۱۳۸۴ دی ۲۱, چهارشنبه

کارآفرینی « دوستان»:

داشتم وبگردی می کردم رسیدم به این وبلاگ و دیدم که نویسنده محترم اش با این مقدمه، به « نیاک» لینک داده است و منظورش از « استاد» هم من هستم که گردنم از موی نداشته ام باریکتر است. اول خود مطلب را بخوانید:

«بيچاره مردم
چند روزي به مسافرت رفته بودم و فرصت وبگردي پيدا نكردم. ديدم روزبه با حال و حوصله فراوان در اين مدت مشغول ثابت كردن اين مساله بوده كه اگر قيمت كالايي افزايش پيدا كنه ( با فرض اينكه باقي متغيرها ثابت باشه) قاعدتا توليدكننده آن كالا سعي ميكنه بيشتر از آن كالا توليد كنه نه كمتر. جالب هم اينجاست طرف مقابلش داره در يكي از دانشگاهها اقتصاد درس ميده.
يك سوال ساده: اگر در يك شهري به جاي يك دكتر هزار تا دكتر باشه , ويزيت دكتر كمتر نميشه ؟ دكترها هم سعي نميكنن با بالا بردن كيفيت كارشون با هم رقابت كنند؟جالب اينجاست مدرس اقتصادي مذكور عكس اين نظر رو داره. بيچاره شاگرداش؟ نه! بيچاره مملكتي كه كه براي توسعه چشم به نظرات چنين استادي داره.»

کاملا حق به جانب شماست آقای محترم. بیچاره مردم! ولی ای کاش مقاله مرا می خواندید و بعد آن چه را به من نسبت داده اید، نسبت می دادید!
لطف کنید و برای خوانندگان وبلاگ خودتان یا نیاک، توضیح بدهید که من در کجا، در کدام مقاله، چنین نوشته ام؟ آن چه که موردبحث بین من وروزبه بود، درباره بازار ارز بود نه بازار بطور کلی و یک شرایط خاص بود نه عام. ممکن است توضیح بدهید چرا کلیت اش می دهید؟ بهرحال این بعهده شماست یا از خوانندگان وبلاگ خود عذرخواهی کنید- من پوستم کلفت شده است و فحش خورم هم ملس
است- و یا نشان بدهید که « مدرس اقتصادی مذکور «کجا» عکس این نظر رو داره»؟
درضهمن نگران نباشید آقای محترم: آن مملکت با نظرات کسانی چون من اداره نمی شود. آدرس غلط ندهید لطفا:
پی نوشت: جالب نیست آیا؟ من از انحصار طبیعی حرف می زنم، جناب پویان مثال دکترها را می زند؟ از دو حال خارج نیست یا
خودش تفاوت این دو را نمی فهمد یا فکر می کند دیگران نمی فهمند!
نکته دوم: حتی در این مثال او هم در نظر نمی گیرد که دولت با ایجاد نظام پزشگی مداخله کرده است. یعنی هرکسی که دلش بخواهد
نمی تواند د راین بازار وارد شده و با دکترهای دیگر « رقابت» کند!
آن چه را که به پرسش گرفته ای، نه نظر « آن مدرس اقتصاد» بلکه شکل تحریف شده اش از سوی تست، حناب!

۱۳۸۴ دی ۲۰, سه‌شنبه

Firm - بنگاه

درساده ترین شکل، یک بنگاه را می توان به صورت یک واحد « طرح ریزی» تعریف کرد برای این که داده ها- یا مواد اولیه- به صورت محصولی قابل عرضه شدن در بازار در بیاید.
ازهمین تعریف زیادی ساده شده، می توان سه نکته دیگر بیرون کشید: