۱۳۸۴ بهمن ۲, یکشنبه

طلای سیاه یا بلای ایران؟

درجواب سئوال خبرنگار روزنامه دنیای اقتصاد که در دردوره وزیر نفت قبلی، در ایران ظرفیت پالایش نفت بیشتر نشده و این یکی از ضعف های مدیریت او بود، یکی از نمایندگان مجلس هفتم می گوید:

«ببينيد بعد از اتفاقات اخيري كه در آمريكا افتاد و پالايشگاه‌ها آسيب‌ ديدند روند مصرف نفت به گونه‌اي شد كه نياز به پالايشگاه‌ سازي در ايران به وجود آمد كه اگر اين كار در ايران صورت پذيرد به اين معني است كه ما بايد نفت خام خود را به پالايشگاه‌ها تزريق كنيم و در اين شرايط به جايي خواهيم رسيد كه ديگر نفت خامي براي صادر‌ ‌ كردن نخواهيم داشت. ما نبايد در اين فكر باشيم كه نفت خام خود را پالايش كنيم بلكه بايستي پالايشگاه‌‌هاي قديمي را كه محصولاتي با كيفيت پايين توليد مي‌كنند را ارتقا داده و محصولاتي با كيفيت بالاتر توليد كنيم و لازمه اين كار هم اين است كه پالايشگاه‌ها را، خود گردان كنيم و همچنين ورودي و خروجي پالايشگاه‌ها را به نرخ بين‌المللي تغيير دهيم.»

لطفا این عبارت را دوباره بخوانید، به خصوص جمله ای را که من برجسته کرده ام! آیا اشتباه می کنم که این جناب، ترجیح اش به این است که صدور نفت خام، از پالایش نفت در واحدهای داخلی بهتر است؟ چرا نباید در فکر پالایش نفت باشیم؟ همه چیز به کنار- اشتغال و ارزش افزوده بیشتر- یعنی درآمدهای ناشی ازقاچاق بنزین، بعضی از نمایندگان مجلس را به این گونه « نمک گیر» کرده است که این گونه استدالال می کنند! خوب، به جهنم که نفت خام برای صدور نداریم! محصولات پالایش شده را صادر می کنیم. آیا در کتاب آسمانی ما آیه ای آمده است که تا ابد باید صادر کننده نفت خام باقی بمانیم! غیر از درآمدهای ناشی از قاچاق بنزین، این گونه با پالایش مخالفت کردن، چه دلیل دیگری می تواند داشته باشد؟
هرچه که بیشتر می گذرد این نکته بهتر خر فهمم می شود که چرا زنده یاد ابوالفضل لسانی، نزدیک به 60 سال پیش عنوان کتابش را گذاشت: « نفت، طلای سیاه یا بلای ایران؟»
اگر این لعنتی، بلای جان ما نشده است، پس چیست این دیدگاهی که حتی از سوی مجلس نشینان هم تبلیغ می شود؟
کی می شود این صاحب مرده تمام بشود!
من که منطق این نماینده مجلس را نمی فهم.
شما آیا می فهمید؟

۱۳۸۴ دی ۳۰, جمعه

امان از ذهنیت ما ایرانی ها!!

سایت آفتاب، که یکی از نوشته های من در باره سیاست اقتصادی آقای احمدی نژاد را بازتولید کرده است، قبل ازپاراگراف آخر، این عبارت را از خود افزوده است: « این اقتصاد دان در پایان با لحنی تهدید آمیز نوشته است: »
این است آن عبارتی که من نوشته بودم:
«آقای رئيس جمهور، من کاری به باورهای مذهبی شما ندارم که رسيدن به اين اهداف را وظيفه «شرعي» خود دانسته ايد، ولی ما از شما در همين دنيا حساب خواهيم خواست»
من نمی دانم در کجای دنیا، این که کسی به یک سیاستمدار بگوید که ما از شما، حساب خواهیم خواست، این اسمش « تهدید» است! تهدید به چی!
همین نکته آفتاب، چه ها که نمی گوید از ذهنیت ما ایرانی ها!!

۱۳۸۴ دی ۲۹, پنجشنبه

قیمت گذاری محصول تازه و نو (2)

:با سپاس از «ب» که اشتباه مرا تصحیح کرد
ابتدا به ساکن، به این سئواب جواب بدهیم که چرا یک بنگاه ممکن است بخواهد محصول جدید وتازه ای به بازار عرضه کند؟
دنباله

۱۳۸۴ دی ۲۸, چهارشنبه

یک یادآوری در باره سیاست پردازی اقتصادی در ایران:

پویان گرامی در پستی در پیوند با من نوشته بود: «بيچاره مملكتي كه كه براي توسعه چشم به نظرات چنين استادي داره»
من همان موقع نوشتم که دوست عزیز داری آدرس غلط می دهی. حالا این یادداشت را بخوانید و خودتان تصمیم بگیرید:
درروزنامه شرق امروز خواندم که رئیس سازمان خصوصی گفت: «نگاه درآمدى به خصوصى سازى مانع تحقق اهداف مندرج در اساسنامه سازمان خصوصى سازى شد».
اندکی که بخواهم « ژست» بگیرم، جناب حیدری کرد زنگنه، اگرچه با برنامه خصوصی سازی گسترده در ایران موافق نیستم ولی، 7 سال پیش در مقاله ای که در نشریه خدابیامرز پیام امروز نوشتم، گفته بودم:

« به باور من، راه حل برون رفت از اين وضعيت اين است كه دولت اگر به واقع در استفاده از خصوصي سازي براي افزودن بر كارآئي در اقتصاد معتقد است، بايد هدف درآمد آفريني خصوصي سازي را به كناري نهاده و واحد ها را به طور رايگان در اختيار مردم قرار دهد. واقعيت اين است كه اين واحدها و شركت ها در نهايت به همين مردم تعلق دارد. پس‌‌‌، براي انجام اين كار، هر يك از شهروندان، مستقل از سن و وضعيت اقتصادي مقدار برابر سهام دريافت خواهند داشت. براي كساني كه مثلا بالاي 16 سال دارند اين سهام در بازار سهام [ كه بايد از سوي دولت ايجاد و نظارت شود] قابل خريد و فروش خواهد بود ولي كودكان پائين 16 سال تا موقعي كه به اين سن برسند حق خريد و فروش ندارند. به اين ترتيب از سوئي، بازار سهام به رونق مي افتد و از سوي ديگر، همراه با به سن قانوني رسيدن كودكان هر ساله تعدادي از اين « سهام داران » وارد بازار سهام مي شوند.
اگر دولت اين راه را بر گزيند در عين حال بايد در جهت كنترل مقدار نقدينگي در اقتصاد بسيار جدي عمل نمايد، يعني، بايد با در پيش گرفتن سياست رياضت آور اعتباري از اعطاي اعتبارات زائد و زيادي به افراد و يا بنگاهها براي اين منظور [ خريد سهام ] خودداري نمايد. چون در غير اين صورت، با افزودن بر مقدار نقدينگي در كوتاه مدت، فشارهاي تورمي زيادي پديدار مي شود كه براي كل استراتژي بسيار مخاطره آميز خواهد بود. به اعتقاد من، چنانچه دولت در اجراي ثمر بخش اين برنامه موفق شود، مي تواند نقدينه هاي سرگردان را به سوي كارهاي توليدي سوق دهد.سهام داران هم مثل هر سهامدار ديگري ، در انتخابات ساليانه شماري را مامور ادارة اين شركت ها خواهند كرد. از نظر حقوقي، اين شركتها به صورت شركتهاي سهامي عام اداره خواهند شد و بر اساس قانون بايد هر ساله حسابهاي مالي وارسي شده خود را براي اطلاع عموم منتشر نمايند. از سوئي، اطلاعات لازم براي سرمايه گذاران احتمالي پدپدار خواهد شد و به علاوه مديران شركتهاي ناموفق به خاطر فشار بازار، ناشي از كوشش احتمالي سهامداران براي فروش سهام و خريد سهام در شركت هاي موفق، مجبور مي شوند كه براي بهبود عملكرد شركت تحت ادارة خود بكوشند. و به اين ترتيب، من بر آن سرم كه تخصيص منابع در اقتصاد بهبود خواهد يافت. اختصاصي كردن خصوصي سازي به كساني كه مال و اموالي دارند به نظر من نمي تواند چنين پي آمد هاي مثبتي در پي داشته باشد. هم زمان با افزوده شدن بر فعاليت هاي اقتصادي و مالي در اقتصاد، دولت نيز مي تواند از اين فعاليت ها ماليات معقول دريافت كرده و اين درآمد ها را براي بهبود زير ساخت ها، راه و راه آهن، تسهيلات بندري، فرودگاه ها، آموزش و بهداشت و تحقيق هزينه نمايد.»برای اطلاع بیشتر بنگرید به : پیام امروز، شماره 22-23، مارچ- آوریل 1998

۱۳۸۴ دی ۲۷, سه‌شنبه

قیمت گذاری محصول تازه و نو:

یکی از مباحثی که این روزها درایران به شکل وصورت های محتلف به شیوه ای به گمان من غیر منظم مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد مقوله قیمت گذاری است.
(با سپاس از «ب» که اشتباه مرا تصحیح کرد(