۱۳۸۵ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

و این تازه سر شب اصفهان است.....


با افزایش قیمت جهانی طلا که به بیشترین میزان در 25 سال اخیر رسیده است، قیمت طلا در بازارهای تهران هم به شدت افزایش یافت. به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد درچند ماه گذشته، قیمت طلا بیش از 70% افزایش داشته است. در همین چند روز گذشته، در فاصله یک روزقیمت طلا 18 درصد بیشتر شد. اگر بخشی از این افزایش به خاطر افزایش قیمت جهانی طلا باشد بدون تردید، بخشی از آن هم عکس العمل بازاربه تصمیم خودسرانه مجلس شورای اسلامی است که اگرچه سیاست ضدتورمی قابل اعتمادی ندارد ولی با بخش نامه می خواهند نرخ بهره را در بانکهای ایران کاهش بدهد. البته گفتن دارد که دیر بازود بخش هائی ازنقدینگی موجود در اقتصاد که بخش بانکداری رسمی را « جذاب» نمی یابد، صرف خرید ارز( دلار و یورو) شده و احتمالا بخشی دیگر از خرید مستغلات و زمین بازی سر در خواهد آورد. یعنی دور نیست که در کنار افزایش ادامه دار قیمت طلا در بازارهای ایران، در این حوزه ها نیزهمراه با افزایش « تقاضا»، با افزایش قیمت روبرو بشویم. البته افزایش قیمت زمین، از جمله باعث بالارفتن اجاره خانه می شود و بالارفتن قیمت ارز- دلار یا یورو- نیزبه نوبه خویش به صورت تورم بیشتر داخلی در می آید. البته اگر امکانات تولیدی مازاد داشتیم، شاید می شد امید داشت که با کاهش بیشتر ارزش ریال، بخش صادراتی ایران اندکی فعال تر بشود ولی متاسفانه این ظرفیت مازاد وجود ندارد و اگر هم اندکی تحرکی در بخش صادرات مشاهده شود، آن نیز به قیمت عرضه کمتر به بازارهای داخلی ( یعنی افزایش
بیشتر قیمت ها) دست آمدنی خواهد بود.
به قول معروف.... این تازه سرشب اصفهان است....

۱۳۸۵ فروردین ۲۵, جمعه

ما و این « اقتصاد» غریب افتاده ما:

یکی از دیدگاه هائی که در میان شماری از اقتصاددانان ما وجود دارد این است که سیاست پردازان ما از « علم اقتصاد» بی خبر یا کم اطلاع اند و به همین خاطر، تصمیماتی می گیرند که گاه آدم حیران می ماند که این جماعت درس اقتصادشان را در کجا خوانده اند؟
متن کامل

۱۳۸۵ فروردین ۲۲, سه‌شنبه

انترنت هرجائی و آدمهای با پرنسیب!!!

اگر به سایت های انترنتی فارسی زبان رجوع کنید در همه شان جمله ای به این مفهوم خود نمائی می کند: "نام سایت" از انتشار مقالاتی كه به ديگر سايت‌ها و نشريات نيز ارسال مي‌گردند معذور است.
به مصداق سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند- به تجربه دو سه سالی که برای بعضی از این نشریات انترنتی مطلب می نویسم- گمان نکنم مطلبی نوشته باشم که آن را به بیش از یک سایت فرستاده باشم. البته پیش آمده است که با بیش از یک سایت انترنتی همکاری کرده ام ولی کوشیده ام که اگر مطلبی را به یکی فرستاده ام همان مطلب را به سایت دیگر نفرستم. از نظر من، این کار اندکی زیادی لوس است و بوی خود شیفتگی می دهد. ولی تازگی ها می بینم که تقریبا به هر سایتی که سر می زنم، خیلی از مطالب شان مشترک است. بی گمان دلیل اش این است که نویسندگان و مترجمان کار خود را برای بیش از یک سایت می فرستند و مسئولان این سایت ها نیزگرفتار تر از آن هستند که بتوانند چیزی را چک کنند، شاید هم می کنند ولی به قول جوروج ارول، « همه باهم برابرند ولی بعضی ها برابرترند». نتیجه این می شود که وقتی آدم یک سایت را می خواند می تواند قسم حضرت عباس بخورد که بخش های قابل توجهی از سایت های دیگر را هم خوانده است.
نمی دانم گناه از کیست و تقصیر کیست؟
ولی برای این که فکر نکنید بی سند دارم تهمت می زنم، به عنوان مستوره به این، این، این، این، این، این، این، سربزنید.
اگر دوستان از موارد دیگری خبر دارند لطفا به من خبر بدهند تا با افزودن لینک لازم این کمبود بر طرف گردد.

۱۳۸۵ فروردین ۱۹, شنبه

از سر ناچاری:

جیمز پتراس مقاله ای دارد تحت عنوان « سرمایه داری وسوسیالیسم» که متن فارسی اش با ترجمه من مدتی پیشتردر سایت اخبار روز منتشر شد. در سایت فرهنگ توسعه ( در بخش سیاسی) آقائی به نام محسن منافی همین مقاله را با ترجمه من ولی به اسم خودش منتشر کرده است. مسئولان فرهنگ توسعه نوشته اندکه این مقاله را از نشریه « سرزمین آریائی» گرفته اند! در وبلاگی به این اسم این ترجمه درج شده است ولی اسم « سارق» روشن نیست. تا کنون بیش از یک بار از دوستان مسئول فرهنگ توسعه خواسته ام که « حق» من فدای سر آقای منافی و مسئولان این مجله انترنتی، ولی اجازه ندهند که که این سارق « ادبی» مقاله جیمز پتراس را به نام خودش جا بیندازد!
اگر معیار « اخلاقی» این « سرزمین آریائی» این است! والله ما نخواستیم.... همان طرفها باشد
البته این دوستان گرداننده فرهنگ توسعه هم وقت نکرده اند به این خواهش من جواب مقتضی بدهند!! و تا کنون نداده اند! یعنی این ترجمه بی صاحب بنده از مقاله پروفسور جیمزپتراس هم چنان به نام محسن منافی در سایت فرهنگ توسعه خودنمائی می کند!
شمارا نمی دانم ولی از دیدگاه من « دزد» یک جور است و « شریک» دزد هم دزد است.
شما چی فکر می کنید؟

۱۳۸۵ فروردین ۱۷, پنجشنبه

آقای توکلی: لطفا پیاده شوید با هم برویم!!

دوستانی که به نیاک سر می زدند تا کنون بارها خوانده اند که من دراین صفحات نوشته ام « خیلی از ضوابط و معیارهای دنیای مدرن به ما نمی خورد و به ما نیامده است؟». البته گاه از بابت نوشتن وگفتن چنین حرفی دشنام هم شنیده ام که فدای سرتان.
حالا نگاه کنید به تازه ترین تصمیم مجلس، اسمش را گذاشته اند « منطقی کردن سود تسهیلات بانکی» و از جمله تصمیم گرفته اند که «در ماده واحده طرح كاهش سود تسهيلات بانكى دولت را ملزم كرديم تا هر شش ماه يك بار حداقل يك درصد از سود بانكى خود را كم كند تا در پايان اجراى برنامه چهارم توسعه سود بانكى تك رقمى شود.»
در این انگلیس آباد شده ای که من زندگی می کنم تا آنجا که من می دانم دولت در باره نرخ تورم هدف می گذارد و بعد آن را به بانک مرکزی اعلام می کند. وظیفه بانک مرکزی هم اجرای سیاست های پولی- بهرشکلی که می پسندد- برای رسیدن به آن میزان تورم است. این که نرخ بالا می رود یا پائین به دولت و پارلمان ربطی ندارد. بانک مرکزی یک کمیته پولی دارد که ماهی یک بار جلسه دارد و تصمیم می گیرد که با نرخ بهره چه کند! البته در همه کشورهائی که بانک مرکزی از دولت «مستقل» باشد این گونه عمل می کنند.
ولی درایران عزیز که باز تکرار می کنم هیچی مان به این دنیا نرفته است، ما ظاهرا به نرخ تورم کار نداریم بلکه می خواهیم نرخ بهره تک رقمی بشود ولازم است هر 6 ماه یک بار- مستقل از این که در اقتصاد ایران چه می گذرد، از نرخ حداقل یک درصد کاسته شود. خوب من می گویم که اگر این کار به این صورت شدنی است، چرا فقط یک درصد! اگر 2 درصد کم بکنید که نرخ بهره زودتر « تک رقمی» می شود! مجسم کنید اگر بخواهید هر 6 ماه 3 درصد کم بکنید... اصلا« محشر» می شود!
لاالله الا الله! عجب گیری افتاده ایم!
و اما پی آمد هائی این تصمیم:
- اگر نرخ تورم تغییر نکند وحتی بالا برود ولی نرخ بهره را کم کنند، بانکداری رسمی مملکت می خوابد و دوردور « عبدالله شرخر» ها می شود که در حاشیه و دربازارهای غیر رسمی نقش بازارهای رسمی را ایفا خواهند کرد.
- کسانی که پول دارند ولی می بینند که قدرت خرید پولشان بطور دائم سقوط می کند( وقتی نرخ بهره از نرخ تورم کمتر باشد)، طبیعتا، دست روی دست نمی گذارند. پول های شان را از بانک ها در می آورند و می اندازند به مستغلات و زمین و طلا. به خودی خود رونق این معاملات « ایرادی» نداردولی در این وضعیت با تورم افسار گسیخته در قیمت زمین ومستغلات روبرو خواهیم شد. آنهائی هم که پول ندارند که در این حوزه ها « بکار» بیندازند، می توانند در « چادر» زندگی کنند یا به « دولت دموکراتیک افغانستان» پناه ببرند!
- اگر این طوری بشود، به گمان من، فرارسرمایه از کشور تشویق و ترغیب می شود یعنی ریال داران می کوشند که پول خود را به ارزهای دیگر در آورده و احتمالا از مملکت خارج کنند. اگرچنین کنند، نرخ این ارزها به ریال بالا می رود و با رشد خطرناک واردات، به احتمال زیاد، این پدیده به صورت « تورم وارداتی» در می آید. یعنی قیمت این محصولات وارداتی به ریال بیشتر می شود. اگر « کاهش اجباری» نرخ بهره را درهم نظر داشته باشید، من فکر می کنم که این مجموعه این فرایند فروپاشی و سقوط را تشدید خواهد کرد.
- وقتی بازار رسمی پول لطمه بخورد، درایران عزیز، حضراتی که صاحب نفوذند با توطئه و هزار کوفت و زهر ومار دیگر از بازارهای رسمی به نرخ های پائین وام می گیرند و در بازارهای غیر رسمی همان پولها را به نرخ های خیلی بالاتر، وام می دهند. یعنی شیوه ای ایجاد می شود برای « رانت خواری» و « باج ستانی» کسانی که در نظام کنونی ایران صاحب قدرت ونفوذاند.
- این ها را گفتم پس این را هم بگویم که خواهش می کنم دوستان به حامد، پویان، روزبه ، علی «نزدیک» نشوند! بازدید کنندگان « نیاک» می دانند که من بااین شیوه اداره امور چندان موافق نیستم- تصمیم گرفته اید مملکت را با خصوصی سازی و آزادسازی اداره کنید، حداقل شیوه اداره کردنش را درست یاد بگیرید و دراین مملکت آباد شده ما اجرا کنید.
با این همه، با تصمیم تازه مجلس صددرصد مخالفم.
حالا مجسم کنید این دوستان چه می کشند!!