۱۳۸۶ تیر ۹, شنبه

استراتژی وزیرکار برای مقابله با بیکاری:

این عنوان: «استراتژي وزير كار براي ايجاد يك ميليون 200 هزار فرصت شغلي » خیلی جذاب بود، گفتم بخوانم و ببینم که جریان چیست.حالا که خوداندم می بینم یا من دارم حواس پرتی می گیرم یا آقای وزیر کارحواس پرتی دارد. ازبنگاه های « بالادستی» و « میان دستی» و « پائین دستی» حرف می زند که من دروغ چرا، منظورش را نمی فهمم ولی برای هرگروه، میزان سرمایه گذاری لازم برای ایجاد یک فرصت شغلی را به دست می دهد. درمورد بنگاه های بالادستی و میان دستی، من متوسط رقم را درنظر گرفته ام.
می بینم اگر این تعداد فرصت شغلی دربنگاه های پائین دستی ایجاد شود، باید سالی 64 میلیارد دلار سرمایه گذاری شود. برای بنگاههای میان دستی، هم به 354 میلیارددلار سرمایه گذاری سالانه نیازمند خواهیم بود و درمورد بنگاه های بالادستی هم میزان سرمایه گذاری موردنیاز 1900 میلیارددلار خواهد بود. خوب این سه تا، که هیچ کدام به این میزان نمی تواند انجام بگیرد.
پس آقای وزیرکار، مارادست انداخته ای یا خودت را؟

۱۳۸۶ تیر ۴, دوشنبه

آمارهای مزاحم!

گمرک جمهوری اسلامی ایران آمارهای تجارتی خارجی ایران را برای دو ماه اول سال 1386 منتشر کرده است. هرچه که ادعاهای دولت فخیمه باشد، ولی این آمارها، نگران کننده اند. ازجزئیات که بگذریم واقعیت این است که دراین مدت، صادرات غیر نفتی ایران به نسبت دوماه مشابه درسال قبل کاهش یافت و به عوض واردات به ایران افزایش نشان می دهد. دردوماه اول سال 1385 بیش از 6189هزارتن کالا ازایران صادرشده بود در حالی که دوماه اول امسال شاهد صدور4549 هزارتن کالا ازایران بوده ایم. از نظر ارزشی هم، سال قبل ارزش صادرات غیرنفتی- حالا بماند که گازو بعضی از مشتقات نفتی را « غیرنفتی» جا می زنند- بیش از 2518 میلیون دلار بود ولی امسال، با نزدیک به 500 میلیون دلار کاهش، به 2081 میلیون دلار رسیده است. در همین مدت، به جای 6616 هزارتن کالائی که دو ماه اول پارسال وارد کرده بودیم، امسال واردات ما بیش از 7448 هزار تن بود- یعنی 1933 هزارتن افزایش وزنی- پارسال ارزش واردات ما برای این دوماه 6032 میلیون دلار بود ولی امسال ارزش واردات به ایران از7055 میلیون دلارهم فزونی گرفت. یعنی بیش از 1000 میلیون دلار کالا بیشتر وارد کردیم و نزدیک به 500 میلیون دلار هم کمتر از محصولات داخلی ایران صادرشده اند. کاش پدرآمرزیده ای می گفت که تغییر این چنینی چه پی آمدی برسطح اشتغال دراقتصادایران داشته است!
برای همین دوماه، کسر تراز پرداختهای ایران که در سال گذشته معادل 3514.7 میلیون دلار بود ( میزان سالیانه 21088 میلیون دلار)، دردوماه اول امسال، به 4874.5 میلیون دلار(میزان سالیانه 29247 میلیون دلار) افزایش یافت ( افزایش سالیانه هم 8159 میلیون دلار). یعنی با افزایش 41.5درصدی کسری تزار پرداختها روبرو بوده ایم.
البته می شود همگان را به « توطئه» بر علیه دولت فخیمه متهم کرد ولی این دیگر آمارهای خودتان است. تفسیر هم نکرده ایم. فقط گذاشتمشان اینجا.

۱۳۸۶ تیر ۱, جمعه

لطیفه های اقتصادی:

یک اقتصاددان کسی است که خودش هم نمی فهمد راجع به چه داردحرف می زند ولی طوری رفتار می کند که تو فکر کنی تقصیر تست که حرفش را نمی فهمی.
یک اقتصاددان کسی است که « قیمت» همه چیز را می داند ولی «ارزش» چیزی را نمی شناسد
یک اقتصاددان کسی است که فردا می فهمد چرا آن چه که دیروز درباره امروز گفته بود اتفاق نیافتاد.
برای یک اقتصاددان، زندگی واقعی یک استثناست نه قاعده.
تجارت آزاد شبیه به رفتن به بهشت است. همه دلشان می خواهد به بهشت بروند ولی هنوز کسی را که به بهشت رفته باشد ندیده ایم.

۱۳۸۶ خرداد ۲۹, سه‌شنبه

چرااین چنینیم؟

به گمان من، پیش شرط پیدا شدن فرهنگی استبداد سالار این است كه در جامعه، فرد فردیت نداشته باشد و یا بهتر گفته باشم، فردیت فرد را دیگران به رسمیت نشناسند. وقتی چنین می شود، بقیه وجوه ناهنجار جامعه و فرهنگی استبدادی بطور اجتناب ناپذیری در پی آن می آید. و اما، در عین حال اگر می پذیریم كه استبداد در همه حال و در همه جا تحمیل شدنی است، پس گذشته از این پیش شرط، یكی دیگر از مقدماتش، پذیرش و قبول نابرابری است....
یادآوری ضروری: مطلب طولانی است دوستانی که حوصله خواندن مطلب طولانی را ندارند لطفا روی ضربدر گوشه راست کلیک کنند.

۱۳۸۶ خرداد ۲۳, چهارشنبه

درباره نابرابری

درپست قبلی به اختصار نوشتم که گسترش نابرابری احتمالا چه اثراتی برروی رشد اقتصادی دارد. حالا هم می خواهم دنبال همین داستان را بگیرم. فکر نمی کنم حرف تازه ای می زنم اگر بگویم که بحث ما دراین جا دو وجه دارد، کارآئی و انصاف/برابری.
می دانم که تعاریف متعددی از کارآئی داریم ولی من به دو نکته دراین جا می پردازم.