نیاک - یادداشتهای احمدسیف | |||
Saturday, April 16, 2005اول بار که این «داستانک» را در همشهری 25 فروردین 1384 خواندم از آن خوشم آمد. طولی نکشید که انگار که دوزاری ام افتاده باشد دیدم نع، به قول معروف « داستانک» خوبی نیست. اول « داستانک» را با هم می خوانیم و بعد خرده فرمایشات بنده را: پرستو عوض زاده : همشهری 25 فروردین 1384 ص 28 سکوت با نگاه همیشه مهربانش چشم دوخته بود به زنش که مدام غرغر می کرد. - آخر مرد! این چه کاری بود کردی؟ تمام دلخوشی بچه ها همین تلویزیون بود، آنوقت تو بدون این که چیزی بگوئی آن را بردی فروختی؟ برای چی؟ - ببخشید! ان شاء الله به زودی یکی دیگر می خرم. دوهفته بعد وقتی به خانه آمد، برادر زنش آن جا بود. - خیلی نوکرتم! بابت پولی که دوهفته پیش به من دادی ممنونم. مشکلم حل شد. حقوق گرفتم، آمدم پولت را بدهم. خیلی آقائی! - نگاه مهربان مرد بانگاه خیس و شرمنده زنش گره خورد. عبرت آموز نیست آیا که یک خانم، « داستانکی» می نویسد که در آن، نگاه « مرد» همیشه مهربان است ولی زن مدام « غرغر» می کند، آنهم به خاطر یک تلویزیون. اگرچه « زن» به مرد « پرخاش» می کند ولی، مرداست که هم چنان مثل « همیشه» مهربان است. دوهفته می گذرد. روشن می شود که مرد تلویزیون را فروخته و پولش را به برادر زنش قرض داده است. مرد هم چنان نگاهش مثل همیشه « مهربان» است وخیلی هم « آقائی» دارد ولی، زن، چه می تواند بکند به غیر از شرمندگی و « اشک». مگر می شود چنین زنی، ذره ای هم « خانمی» هم داشته باشد! ای بخشکی شانس!!
|
![]()
Comments:
با ملاقات با یکی از خانمهای نویسنده وطنی ، که اتفاقا نویسنده بدی هم نیست و کارش هم خوب گرفته است ، متوجه شدم که نویسنده بودن و زن بودن ،هیچ دلیلی نیست بر اینکه شخص نگاهی زنانه و دیدگاه اجتماعی هم به دنیا داشته باشد.
در نوشته های مردانه (برای بقیه که این کامنت رو میخونند میگویم ، منظورم از نوشته مردانه این نیست که حتما یک مرد نوشته است و هر نوشته ای که به وسیله مردان نوشته شود هم مردانه نیست ) زنان همیشه غرغرو و پر توقع و کم کار و به نوعی پارازیت معرفی میشوند. زنانی که نگاهی سطحی به مسائل دارند و همه چیز را از نگاه کم وسعت خود میبینند و استدلال میکنند. در این داستان مرد بدون مشورت با زن چیزی را که مصرف روزانه دارد برده و فروخته است. این که چرا با زنی که او نیز عضو اصلی خانواده است مسئله را مطرح نکرده است و او را در بیخبری مطلق گذاشته است و تنها با عمل انجام شده روبرویش کرده است ، هیچ از " مهربانی " مرد کم نمیکند. و زنی که امروز با عملی انجام شده در این داستان هیچ حقی بجز شرمساری ندارد. در این فرهنگ احتمالا برخورد زن در صورتی که پول به برادر مرد ، به جای برادر زن ، قرض داده شده بود هم مشکل داشت.
آقای سيف عزيز نکته بسيار مهمی که د ر اين نوشته با رنگ و لعاب عاشقانه مستتر شده(خب ظاهرا مرده اینقدر زنه رو دوست داشته که به خاطر برادر وی این کار رو کرده) اينست که عشق تعريفی عقلانی و مدنی نزد اين زوج و حتی نويسنده ندارد.هم مرد «خوب و بخشنده » نمایانده شده است و هم زن «راضی و شرمنده». و عامل بخشندگی و خوبی به عنوان اصلی اخلاقی نیز حتی ستوده برنشمرده شده است چرا که زن در ابتدا خشمگین است از فروش تلوزیون اما با فهمیدن اینکه طرف خوبی برادرش بوده خشوحال می شود و شرمنده.چرا که داستانک تنها به عامل عشق مرد به زن متکی است نه به روابط عقلانی و حقوقی بين آنها.اينکه چرا زن به عنوان موجودی که شريک زندگی مرد است و در واقع شريک مشکلات و مسائل؛ چرا مورد مشورت قرار نميگيرد؟ آيا د ر پس پرده اعتقاد به عدم توانايی عقلانی زن ننهفته است؟ مفاهیم خیلی عمیقی که ساده بیان می شوند بسیار جذابند اما سادگی این داستانک نه ناشی از عمق مطلب بل که از شدت سطحی گری اش است و اين بدجوری تو ذوق آدم می زند. http://neylabak1.blogspot.com
سلام احمد جان.
نکته بینی ات رو دوست داشتم. من یک زن غرغرو نیستم ولی اگر مردم همچین کاری رو بدون صحبت کردن با من بکنه (با معذرت) بیضتینش رو میچینم و در سبدی از کاهو و مخلفات به خوردش میدم. میخواد یک تلویزیون ناقابل باشه یا ملک شخصی مون. راستی از کجا بدونیم خانم پرستو عوض زاده واقعا" یک زن هست؟ شما میشناسیدش؟ نکنه یکی از آقایان حق به جانب این داستانک رو نوشته باشه؟ :)
هاله عزیز: الان دارد یواش یواش شیر فهمم می شود که چرا دوستان از چب و راست این قدر قربون صدقه تو می روند. هاله جان به جمع این حضرات بنده را هم اضافه کن. وامااین نکته تو که نویسنده ممکن است مرد باشد اگرچه ممکن است ولی به همان اندازه هم ممکن است که ناشی از همان بیماری قدیمی وتاریخی خودمان باشد که همین که یک چیزی بد شد می خواهیم بیاندازیمش به گردن دیگران. یعنی این جا هم بعید نیست - که نیست- که این نویسنده مرد باشد. ولی واقعیت این است که دلیلی ندارد که زن نباشد.یعنی کم نیستند زنانی که این گونه می اندیشند. تکه ای که مهشید بانو در زنانه ها نوشته و به این یادداشت لینک داده به گمان من خیلی درست است. و حالا که این طوری است من فکر می کنم ما باید بیشتر روی نحوه نگرش و دید کار بکنیم تا این تقسیم بندی قدیمی زن و مرد...راستی دوستان عزیز: ببخشید یادم رفت بگویم قدم تان به روی چشم خوش آمدید. باز هم تشریف بیاورید. با علاقه ایرج
او نیز به دستیاری آفرینش یک اثر هنری که وجوش را به تخیل او وام دارد، از گناه وجود داشتن پالوده خواهد شد.
Post a Comment
(تهوع. مقدمه.) |
احمدسیف:مدرس دانشگاه هستم و اقتصاد درس می دهم I.Seyf@Staffs.ac.uk ![]()
پیوندهاکتاب: استبداد مسئله مالکیت و انباشت سرمایه درایران کتاب: درباره استبداد ذهن... کارنامه احمدسیف کارنامه احمدسیف-2.. مصاحبه های من وبلاگ انگلیسی احمدسیف ابراهیم هرندی آونگ خاطره های ما جوانه ها زیتون مرتضی اصلاحچی تقارن بلوری یادداشتهائی از سر بی حوصلگی کاریز ملاحسنی کتاب سنج نقالی ف.م.سخن خورشید خانوم سعید حاتمی حامدقدوسی تریبون فمینیستی مازندنومه شراره انصاری کلنگ رضا کربلائی سهیل آصفی ثمانه اکوان فرهنگ امیرعلیزاده علی خردپیر پرده زن متولد ماکو عبدالقادربلوچ کیوان سمیرامرادی سایه احمدابوالفتحی علی شاکرمی قاصدروزان ابری محمد رضا نیک خواه امیرلعلی علی حق علی بونه گیر نه-گفتن حسام ورجاوند پدیسار عطیه پویانعمت الهی کوخ پرده محمدرضا فرهادی پور عسل بانو سعیدپوردلیر رادیو سیتی- شعرهای ناب چشم انداز علامه بلاگ انسان طاغی روزگارما فرشید یزدانی شاهرخ مهدوی انار بنفشه رافع البرز-نقد اقتصادسیاسی متولد ماه شهریور روزگار چپ نوشت یاران ما کانون وحدت کورسو فقرفلسفه
قبلی ها
September 2004
October 2004 November 2004 December 2004 January 2005 February 2005 March 2005 April 2005 May 2005 June 2005 July 2005 August 2005 September 2005 October 2005 November 2005 December 2005 January 2006 February 2006 March 2006 April 2006 May 2006 June 2006 July 2006 August 2006 September 2006 October 2006 November 2006 December 2006 January 2007 February 2007 March 2007 April 2007 May 2007 June 2007 July 2007 August 2007 September 2007 October 2007 November 2007 December 2007 January 2008 February 2008 March 2008 April 2008 May 2008 June 2008 July 2008 August 2008 September 2008 October 2008 November 2008 December 2008 January 2009 February 2009 March 2009 April 2009 May 2009 June 2009 July 2009 |
||